روستای عروسکی + عکس

روستای عروسکی + عکس

نویسنده : Erfan_69

در روستایی به نام "ناگورو" در منطقه کوهستانی جنوب ژاپن به علت کاهش جمعیت و پیری جامعه، تنها 35 نفر در این روستا زندگی می کنند، اما در گذشته این روستا پر جمعیت بود، امروز اما بجای آدم ها در خیابان ها و کوچه های آن بیش از 100 مترسک دیده می شود، این مترسک ها که نمادی از انسان ها هستند با حالت های مختلف فضای عجیب و مرموزی در این روستا بوجود آورده اند.

-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/١٧
١
٠
سلام... خیلی جالب و خواندنی و خلاقانه بود؛ مرسی از شما.
d_delnia
d_delnia
٩٤/٠١/١٧
١
٠
یک جورایی احساس میکنم بی روححححححححححححححححححح
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠١/١٧
١
٠
وای خدای من مثل قصه هاست. این روستا مثل شهر تو داستانهاست. اصن میشه باهاش داستان نوشت. چه آدمای امیدواری داشته، چقد قشنگ به زندگی نگاه کردن. کلاس درسشون رو (((:
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
الهه کلا ژاپنیا همیشه با این ابتکارا و تخیلاتشون حماسه درست میکنن. یادم بنداز چندتا از کارتوناشونو اسمشونو بهت بدم تا ببینی :)
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠١/١٧
١
٠
اوهوم حتما بهم بگو. عاشق اینجور چیزام. توش فامیل دور با دختربچه هم باشه :دی
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
http://yon.ir/51Ai اینو ببین اگه ازش خوشت اومد اسمشو تو گوگل سرچ کن و بیشتر بخون جریانش مثه همین مطلبه یه جورایی. همشهری مویم هست تازه:دی دعا کن منم مثه این شم^__^ اسم اونام بعدا بهت میرسونم، فامیل دور ندارن متاسفانه:دی ولی مطمئنم عاشقشون میشی :)
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠١/١٧
١
٠
مرسی (((: خیلی عروسکای قشنگی دیده بودم ولی جریانشو نمی دونستم . منم عروسک می خوام (((: ایشالا میشی بهترش. مرسی بازم خوشم اومد ((:
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
خیلی خیلی خیلی ممنون از نویسنده ی این متن که این دنیای قشنگ ژاپنیا رو که پر از محبت و حس های خوبه رو با ما به اشتراک گذاشت :)
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/١٧
١
٠
وای چه بد جای ادم ها رو عروسک پر کنه !!
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
دقیقا به نظر منم وحشتناک بود :| :| :((
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
اگه نمیخوایم نباید بذاریم اینطور شه خب. به همین راحتی :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/١٧
١
٠
حس دلتنگی و افسوس قلب آدم رو پر میکنه با دیدن این عکسا
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
میشه باهاش گریه کرد حتی!
س.احمدی
س.احمدی
٩٤/٠١/١٧
١
٠
یه مقدار حالت تاریکی به خودش داره... به ذهن کدوم مالیخوالیایی رسیده بوده یه همچین ایده ای؟ نهیلیسمی، مازوخیسمی، چی چیکیسمی داشته لابد، هرکی بوده! مطلب متفاوتی بود، مرسی!
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠١/١٧
١
١
این همه زیبایی داره
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
الهه هر کی بسته به نوع نگاه خودش میبینه :) ایشون حق دارن. ته ته این مطلب غم داره. غم داره چون ادما انقدر از خودشون غافل میشن که باعث میشه وقتی که دیر شد و تازه فهمیدن با خودشون چیکار کردن برای جبران شروع کنن به همچین کارایی. البته که محیت و حس های خوب و زیبایی داره. چون عروسکا با عشق و امید ساخته شدن. ولی ته ته تهش غم داره. برای همین اصل حرفی که ایشون میزنن هم درسته. این پست رو بخون. کاملا متوجه میشی چرا تناقض تو نظرات وجود داره http://agent-cell.blogfa.com/post/1338
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠١/١٧
٢
٠
من حاضرم برم یه همچین جایی تنهایی زندگی کنم... این عروسکا بلد نیستن دل بشکنن. بلد نیستن حرف بزنن. بلد نیستت آزار بدن. دروغ بگن. فقط بلدند تو را نگاه کنند. و خیلی خیلی تنهان. غمش خیلی کمه.
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠١/١٧
١
٠
بهترین تعریف از هنر بود. بهترین ِ بهترین.
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٧
١
٠
الهه تو دقیقا مث همون دختره ای که لینکشو بهت دادم پس :) اونم برا همین عروسک کسایی که دوس داره رو میسازه به جای رفتن پیششون و به وجود اومدن سوتفاهم
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
نمی دونم. کاش منم بلد بودم عروسک آدم هامو درست کنم.
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
خیلی جالب بود. البته خب این کار کمکی به افزایش جمعیتشون نمیکنه مطمئنن
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
خیلی مطلب جالب بود... لذت بردم، چه تلاش تحسین برانگیزی!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
سلام: بسیار عالی بود.واقعا جای جالبیه. متشکرم از زحمتتون.
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
چقد موج منفیه اینجا ! یعنی برای دل خودشون این کارا رو کردن ؟! فایدش چیه براشون ؟
m_ehyaei
m_ehyaei
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
سلام . چه مطلب جالبی بود وقعا انتخاب خلاقانه ای ست. تشکر.
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
چقدددددددددددددددددر باحال!!!!!!!!!!!!! خیلی خیلی دلم خواست که این روستا رو از نزدیک ببینم!
Erfan_69
Erfan_69
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
از اظهار نظر تمام دوستان متشکرم
پربازدیدتریـــن ها
پیامی از تو

چایی را می‌ریزم همسرم

٩٦/٠١/٢٨
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
هنوز تو را به خدا نسپرده بودم

عجب غروب غریبی است!

٩٦/٠١/٢٧
شعری سروده خودم

غزلِ شیرین ترین تردید

٩٦/٠١/٢٨
داستان کوتاه

رنگ پریده تر

٩٦/٠١/٢٧
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
از رویای پرواز تا ...

زمین پیما

٩٦/٠١/٢٨
ازدواج اشتباه

خط فاصله

٩٦/٠١/٢٧
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
با همان سرعت و دقت

ضَرَبَ، ضَرَبا

٩٦/٠١/٢٧
احساساتی که ابراز نشدند

مادر، دوستت دارم تا آن سوی ابدیت

٩٦/٠١/٢٧
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
شاید بتوان شنید!

خدا را نمی‌توان دید اما...

٩٦/٠١/٢٨
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
تبلیغات
تبلیغات