لبخند کش دار!

لبخند کش دار!

نویسنده : Nasrin-A

هوالمحبوب

سعی می‌کنم بنویسم از تلخی‌ها و شیرینی‌های سال لعنتی که گذشت. سعی می‌کنم آرام باشم، منطقی باشم. سعی می‌کنم گریه نکنم. سعی می‌کنم بغضم را روی کلیدهای کیبورد خالی نکنم. سعی می‌کنم به روزهای خنده فکر کنم نه به شب‌های گریه. اما مگر می‌شود آن چهارشنبه عزیز را در نظر داشته باشم و خنده و اشکم یکی نشود. نه بی گمان تو تلخ‌ترین و شیرین‌ترین اتفاق سال قبل بودی. آمدنت و رفتنت برای همیشه. سوگواری من با تو شروع شد، همان گونه که بال و پر گشودنم با تو آغاز شده بود، نطقم با تو باز شد، قلمم با تو روان شد، راه افتاد، گرم شد و زندگی رنگ گرفت. بی شک حضورت مهم بود و هست و خواهد بود.

اما تصمیم دارم امسال تو را و خاطره‌هایت را به پستوی تاریک خانه بفرستم. خانه دلم را آب و جارو کنم برای آمدن مهمانان تازه، برای پنجره دلم یک گلدان می‌خرم با گل‌های رنگارنگ، لاله خانه دلم را هر روز آب و جارو می‌کنم. قول می‌دهم هر پنج شنبه روی قاب عکست دستمال نم دار بکشم، خاطراتت را بو بکشم و هر شب جمعه برایت گریه کنم اما می‌خواهم سال جدید را با رقصیدن آغاز کنم، رقصیدن بر گور خاطره‌های تلخ و پایکوبی کنم بر مزار یادهای رفته و مهمان‌های ناخوانده که در راه ماندند و نیامدند.

بگذار هر چه می‌خواهند بگویند، من دلم می‌خواهد بلندِ بلند آواز بخوانم، همان‌هایی را که در گوش تو زمزمه می‌کردم. امسال را می‌خواهم با آواز شروع کنم، می‌خواهم بزنم بر طبل بی‌خیالی و یادم تو را فراموش. بگذار عکست تنها مهمان پستوی دلم باشد. بگذار یادها و خاطره‌ها مثل مهمان عزیز کرده در مهمان خانه بمانند ولی من زندگی‌ام را در اتاق‌های سه در چهار زاویه شروع می‌کنم با پنجره‌های رنگی رنگی، با گلدان‌های لاله، با عطر شبو، با شکوفه‌های آلبالو.

عینکم را که عوض کردم، می‌خواهم نگاهم را هم تغییر دهم. می‌خواهم تو را هم در صف عروسک‌های رنگارنگ در صف پیراهن عروس‌های بلند با تورهای زیبا ببینم، در صف کتاب‌های چند جلدی، در صف همه آرزوهای بر باد رفته و یک لبخند کش دار بزنم به تمام محال‌های جا خوش کرده در کنج دل. بگذار برقصم و آواز بخوانم، زندگی قطعا بعد از تو روزهای بهتری خواهد داشت!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
این لاله خانه نمیدونم از کجا اومده وسط این متن یقینا من چنین چیزی نوشته نبودم!
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٣/٢٣
١
٠
لاله خانه هم اصطلاح قشنگیه. بخند نسرین عزیز ... بخند و کش دار و تا همیشه ... غمها رو حل کن توی یه استکان و بنوش و لبخند بزن ... زندگی همینه نسرین ...
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
یاد گرفتم بخندم به همه چیز بلد نبودم ها ولی یه بالا پایین هایی پیش میاد که آدم رو مجبور میکنه مسلح بشه به خنده های کش دار:) ممنون هدی جان از نظر آرامش بخشت
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/٢٤
١
٠
خیلی به دلم نشست آبجی نسرین...در یه کلام قشنگ بود...ممنون امیدوارم همیشه لب هات پر خنده و لبخند باشه و بازم از این کارای زیبات ببینم و موفق باشی
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
ممنونم آهو جان شما زیبا دیدی
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
عینک نو موبارک!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
الان نمیدونم به خاطر نکته سنجی ات تشکر کنم یا به خاطر بی توجهی به کل متن سرمو بکوبم به دیوار!! ممنون رفیعه جان ممنونم:)
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
تشکر کن!تشکر دوث دارمممممم!خخخخ
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
قشنگ بود خانوم نسرین خانوم ...... امید به روزهای زیبای پیش رو ......... لبخندتون مداوم و شادیهاتون پایدار ..... انشالا...... :))
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
ممنون از انرژی مثبت تون آقای بزرگواری:)
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
زیبا نوشته بودید واقعا میگمها فک نکنیدالکی اومدم یه کامنت کلیشه ای بذارم و برم با دقت مطالعه شد و میگم که مطلب قشنگی رو نوشته بودید و البته خیلیسخته چال کردن خاطرات تلخ و شیرین گذشته و باز کردن یه صفحه سفید برای کشیدن یه طرح نو ولی بهترین و مناسب ترین کار همینه گذشتن از گذشته ها و دل خوش کردن به آینده
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
نه من هیچ وقت همچین فکری نمیکنم:) ممنون از دقتی که در خوندن مطالب دارین آقا ناصر بزرگوار قطعا همین طوره که شما میگین.
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
خیلی هم عالی....قطعا فردا روز بهتری خواد بود.... زندگی همینه دیگه...بازتاب اندیشه و رویاهامون...امیدوارم دلت همیشه خوش باشه ولبت خندوووون (^_^)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
ممنون دنیا دیده ی عزیز زندگی با همین بالا پایین هاش قشنگه دیگه :)
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
کاشکی روزهای خنده بیشتر از شبهای گریه باشه....قشنگ بود ،مرسی :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
کاشکی آرزوی شما برآورده میشد:)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
تبلیغات
تبلیغات