اولین عیدیست که مادر می‌شوم / شعر

اولین عیدیست که مادر می‌شوم / شعر

نویسنده : Sanaz.Sh

اولین عیدیست که مادر می‌شوم

صاحب دردانه دختر می‌شوم

گرچه هر سال قصد تغییر داشتم

لا جرم امسال، بهتر می‌شوم

جای بازی و نت و چت‌ها، دگر

صد کتاب و قصه از بر می‌شوم

فست فودها را ز یادم می‌برم

همچو کدبانویی محشر می‌شوم

از برای حفظ سرمایه وَ پول

وارد پاساژ، کمتر می‌شوم

قول کم خوابی به خود را داده‌ام

بر سر گهواره، پر پر می‌شوم

عید من، عید عجیبی می‌شود

چون که یک انسان دیگر می‌شوم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
تن شما و دردانه ی تان سلامت باشد :) حس بزرگ و نامتناهی باید باشه مادر بودن :)
Sanaz.Sh
Sanaz.Sh
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
خیلی خیلی ممنونم. واقعا هم همین طوره
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/١٦
١
٠
سلام... از خوندن شعر شما لذت کافی و وافی رو بردم. شاعرش به سلامت باشد.
Sanaz.Sh
Sanaz.Sh
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
خیلی ممنونم. شما هم سلامت باشید
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
خواهش می کنم، موید باشید.
m_ehyaei
m_ehyaei
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
سلام . چه شعر خوبی ... احساسات خوب و آشنای مامانانه از سر و روش داره می باره :) به سلامتی به مبارکی ان شاءالله.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
سلام ودرود برشما.مادر بودن سعادت بزرگی است که خداوند رحمان نصیب خانمها کرده است.لذت بردم از شعر تان. خدا یارتان
o_khorashadi
o_khorashadi
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
سلام بهتون تبریک میگم . برای شما و فرزندتون هم آرزوی سلامتی می کنم.
Faezeh_j
Faezeh_j
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
اخی چقدقشنگ واقعا بهترین حس دنیاس تبریک میگم زیاد سلامت باشید
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
تبریک میگم قدم نو رسیده مبارکه ان شالله:) چه عید خوبی و چه تغییر محشری:)
رها
رها
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
اول که تبریک میگم بعد این که چطوری توی یادداشت کاربران عضو شم؟
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
اگه عضو همین سایت جیم بشین میتونین با اسم کاربری خودتون نظر بدین توی یادداشت بچه ها
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
چه مادرانگیِ زلالی داشتند این ابیات... سرتون سلامت :-))
d_delnia
d_delnia
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
سانازجون احسنت برشماااااااااااااا واقعاقابل حس بودددددددددددددددددد
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
سلام...بسیار زیبا و عالی...احسنت...
Sanaz.Sh
Sanaz.Sh
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
مرســــــــــــــــــــــی از همگی. تازه درک میکنم خستگی های مادرمو وقتی سعی داشت با یه لبخند قایمش کنه
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
محتوای خیلی قشنگی داشت:)
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠١/١٧
١
٠
نه از ده! اون یکی هم به خاطر اینکه میگن هیچی کامل نیست! شعرتون حس خوبی داشت و با همه جور آدمی هم ارتباط برقرار می کرد، لذا احسنتم عندالله! و اگه هم درباره ی خودتون هم مصداق داشت که دیگه نور علی نور! مبارکا باشه. خوشحال باشین! امضاء: من!
Sanaz.Sh
Sanaz.Sh
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
ممنونم نه هم خوبه. بعله اینا همه حس و حال خودمه بخاطر این تغییر قشنگ و بزرگ تو زندگیم
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
ایشالا که یه آدم فهیم و باهوش و مفید تحویل جامعه بدین، به خوبی خودتون. بدرود!
naser_j
naser_j
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
مرسی واقعا لذت بردم به زیبایی به فدا کاری مادرانه و تغییری در زندگی یه زن ایجاد میکنه اشاره کرده بودین
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
شعر خیلی خوبی بود :))
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات