فرهنگ چهارشنبه سوری را نسوزانیم

فرهنگ چهارشنبه سوری را نسوزانیم

نویسنده : زهرا خنداندل

چهارشنبه سوری از آن جمله جشن‌هایی است که پیشینه کهن و تاریخی دارد، اما متاسفانه از بین رفتن آداب و رسوم قدیمی که نشان دهنده فرهنگ ایرانی در سراسر جهان بود، جایگزین شدن فرهنگ ناشناخته و لجام گسیخته آتش بازی‌های بی‌سر و ته، رواج  بازار فروش مناسب برای اجناس چینی و کلی بی‌فرهنگی دیگر که دست‌آویز تبلیغات سوء فرهنگی برای ایران هم شده است، باعث شده این جشن بزرگ، رنگ و لعاب خود را از دست بدهد و به جایش هر ساله خیل عظیمی از کودکان، نوجوانان و بزرگسالان به دسته معلولان و تلفات این جشن اضافه شوند، سوال این‌جاست که آیا ارزشش را دارد؟!

 

|| یک مصاحبه مجازی

توی یکی از گروه های مجازی که عضو هستم و حدود 190 نفر عضو دارد، سوال پرسیدم که آیا به خاطر این چهارشنبه سوری‌های خطرناک اتفاقی برای‌تان افتاده است؟ دو نفر پاسخ دادند:

+ چهارشنبه سوری دو سال پیش، فرزند اولم را باردار بودم، همسرم خانه نبود و مجبور بودم برای یک خرید ضروری تا سوپر مارکت سر کوچه بروم. حدودا بیست قدمی من از این بمب‌های دستی انداختند، از هول صدای وحشتناک، فرزند شش ماهه‌ام سقط شد، خودشان که از صحنه فرار کردند و هیچ کمکی به من نکردند. اما مدام نفرین‌شان می‌کنم و تا آخر عمر نمی‌بخشم‌شان. امیدوارم این بلا سر عزیزان‌شان بیاید.

+ پسر خاله‌ام وقتی که 8 ساله بود برای اولین بار از یکی از بچه‌های شر محله یک نارنجک اکلیل سرنج می‌خرد، که توی دست‌هایش گرم می‌شود و می‌ترکد،  الان 5 انگشت دست راستش را از دست داده است. حالا 12 سال دارد، هر سال نزدیک عید افسردگی‌اش اود می‌کند، به دستش خیره می‌شود و مدام گریه می‌کند، و تنها یک جمله می‌گوید: «فکر نمی‌کردم اینطوری بشه.»

 

|| تاریخچه چهارشنبه سوری

«جشن سوری روزی است که زرتشت بزرگترين حساب گاه شماري جهان را نموده و كبيسه پديد آورده و تاريخ كهن را درست و منظم كرده است. »

تا به حال بر اساس تحقيقات محققين و پژوهشگران هيچ سند تاريخي براي روز دقيق برگزاري جشن سوري در زمان باستان بدست نيامده است .

آنچه مسلم است اين است كه ممكن نيست در ايران باستان جشن سوري در يك روز معلوم مثل شب چهار شنبه برگزار مي‌شد، چرا كه تقويم ايران باستان اصلا شماره روزها صورت هفته گانه نداشت و هر روز نام خاص خودش را داشته است. در گذشته ماه‌هاي ايراني به صورت پنج پنج تقسيم مي‌شد كه به هر يك پنجه مي‌گفتند، مثل تقسيمي كه در مصر باستان و بابل رايج بوده است.

از حدس‌هايي كه براي چگونگي انتقال جشن سوري به شب چهار شنبه زده شده است. ارتباط آن با مختار (سردار شيعه عرب) است كه به خون خواهي شهداي كربلا كه به نا حق در كربلا توسط لشكر يزيد شهيد شده بودند، قيام مي‌كند. گفته شده مختار پس از واقعه عاشورا و پس از آن‌كه از زندان آزاد مي‌شود، به خون خواهي شهداي كربلا بر مي‌خيزد .

آنگاه براي آن‌كه مخالف را از موافق تشخيص دهد، فرمان داد تا شيعيان راستين آن حضرت بر بام خانه‌ها آتش بيفروزند، شب آن فرمان مصادف بوده با شب چهار شنبه آخر سال .گمانه زنی این است که شايد به اين دليل بوده كه از آن پس مردم ايران كه دوستدار اهل بيت رسول اكرم (ص) و حضرت سيد الشهدا هستند ، آن شب را پاس مي‌دارند و به ياد آن شب چهار شنبه را با جشن سوري همزمان جشن مي‌گيرند. 1

 

|| آداب چهارشنبه سوری

* آتش چهارشنبه سوری

با غروب آفتاب، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می‌شوند، هر کدام سه بار از روی بوته‌های آتش گرفته خار می‌پرند، تا ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود دور کنند و سلامت و سرخی و شادی را به هستی خود ببخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه‌هایی می‌خوانند: 

زردی من از تو ، سرخی تو از من

غم برو شادی بیا، محنت برو روزی بیا

ای شب چهارشنبه، ای کلیه جاردنده، بده مراد بنده

عقیده مردم این است که خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و بیماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می‌دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می‌کنند. در هر خانه زنی خاکستر را در خاک انداز جمع می‌کند، و آن را از خانه بیرون می‌برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می‌ریزد. 

* مراسم کوزه شکنی :

مردم پس از آتش افروزی، مقداری زغال به نشانه سیاه بختی، کمی نمک به علامت شور چشمی، و یک سکه به نشانه تنگدستی در کوزه‌ای سفالین می‌اندازند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر خود می‌چرخاند و آخرین نفر، کوزه را بر سر بام خانه می‌برد و آن را به کوچه پرتاب می‌کند و می‌گوید: «درد و بلای خانه را ریختم به توی کوچه» و باور دارند که با دور افکندن کوزه، تیره بختی، شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می‌کنند.

* قاشق زنی :

از کارهای شب چهار شنبه سوری قاشق زنی بود که زنان و مردان این کار را انجام می‌دادند. زنان و دختران آرزومند و حاجت‌دار، قاشقی با کاسه‌ای مسین برمی‌دارند و شب هنگام در کوچه و گذر راه می‌افتند و در برابر هفت خانه می‌ایستند و بی‌آنکه حرفی بزنند، پی در پی قاشق را بر کاسه می‌زنند. صاحب خانه که می‌داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در کاسه‌های آنان می‌گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نیاورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان به ویژه جوانان، چادری بر سر می‌اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه‌های دوست و آشنا و نامزدان خود می‌روند.

*آش چهارشنبه سوری :

خانواده‌هایی که بیمار در خانه داشتند یا این‌که حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می‌کردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» یا «آش بیمار» می‌پختند و آن را اندکی به بیمار می‌خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می‌کردند.

*تقسیم آجیل چهارشنبه سوری :

زنانی که نذر و نیازی می‌کردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجیل هفت مغز به نام «آجیل چهارشنبه سوری» از یک مغازه رو به قبله می‌خریدند و پاک می‌کردند و میان آشنایان پخش می‌کردند و می‌خورند. به هنگام پاک کردن آجیل، قصه مخصوص آجیل چهارشنبه، معروف به قصه خارکن را نقل می‌کردند.

 

|| حرف آخر

تنها یک خواهش از شما دارم، به خاطر حفظ سلامتی خودتان و احترام به مردم شهر و کشورتان از رفتارهای پر خطر خودداری کنید. و به یاد داشته باشید اگر به شما کوچکترین آسیبی برسد، پدر و مادرتان از غصه کمرشان تا می‌شود و آرام آرام از بین می‌روند.

==============

1- عصر ایران

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
e_najm
e_najm
٩٣/١٢/٢٥
١
١
من ک حوصله خوندن نداشتم ولی این حرف آخرشو خوندم قشنگ بود:))
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
ممنون که خوندین...حتی همین حرف آخرش رو:)))..
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٢٥
٠
٠
چقدر لذت می برم که مطالبی اینچنینی می بینم در تشریح و شناسوندن اعیاد بزرگ باستانی... بخدا اگه ما ایرانی ها خودمون رو، تمدنمون رو خوب بشناسیم هرگز زیر بار هیچ رفتارِ ناپسند یا ظلم و ستم یا کردار ناشایستی نخواهیم رفت. اون گمانه زنی در رابطه با چگونگی انتقال این عید به چهارشنبه پایان سال رو بنده هم شنیده بودم.. می تونه اینطور هم تلقی بشه.// بی نهایت خوشحال و سپاسگرارم از زحمتی که برای گردآوری و نوشتن این یادداشت کشیدید. موفق باشید:-))
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
ممنونم که وقت گذاشتین و مطالعه کردین، کاش این بی فرهنگی هایی که به عمد به جامعه ما اضافه شده رو خودمون بتونیم جلوش رو بگیریم...
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
من از شما ممنونم که برای نظرات کاربرها ارزش قائل هستید و تشریف میارید و صبورانه پاسخ میدید. قدرِ قلم ها و شخصیت های متواضعی مثل حضرتعالی رو باید دونست و ستایش کرد. قلبا سپاسگزارم از مهر شما :-)
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/١٢/٢٧
٠
٠
شرمندمون کردید واقعا...بسیار ممنونم...
jalal
jalal
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
بسیاری از سنت های نیک ایرانیان تحریف شده اند و تبدیل به بهانه ای برای ایجاد ناهنجاریهای اجتماعی
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
دقیقا همینطوره... کاش این موضوع تحریف شدن رو همه درک می کردن...
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
سلام... بابت این نوشتۀ جامع و کامل تشکر می کنم از شما. در واقع اصل هر چیز و اون ذاتِ بنیانش، علی الخصوص مراسمات مرسوم، بر پایۀ خیر و نیکی بنا نهاده شده که متاسفانه بعد از مدتی دست کاری میشه و بعضا به بیراهه میره. یاز هم به خاطر نوشتن این یادداشت از شما ممنوم. مؤید باشید!
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/١٢/٢٧
٠
٠
خواهش می کنم، متاسفانه حق با شماست، اگر برگردیم به اصل فرهنگ چهارشنبه سوری تازه می فهمیم که چه ریشه فرهنگی غنی داره...
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٢٦
٠
١
بنظرم...باید...این سنت غلط رو فراموش کنیم...
fa_mahdavi
fa_mahdavi
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
مخالفم
fa_mahdavi
fa_mahdavi
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
باید اصلاح بشه
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
اصلاح شدنی...نیست...
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/١٢/٢٧
٠
٠
راستش منم با نظرتون مخالفم، باید فرهنگ سازی بشه، یک عده انسان داریم زندگی می کنیم.... عقل و شعور آدمی رو نمیشه زیر سوال برد، برای همین از ریشه زدن این موضوع اصلا کار درستی نیست...
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٢٧
٠
٠
اصلاً این آتش بازی تو فرهنگ ما نیست...تو فرهنگ چینه...ما همه چیمون شده چینی... مثلاً یلدا خوبه...به چه دردی میخوره بنظرتون چهرشنبه آخر سال...چی می خوایم ازش بفهمیم...؟ ها
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/١٢/٢٧
٠
٠
شما اگه متن رو دقیق و کامل می خوندین هرگز همچین حرفی نمی زدید...
ali_sh
ali_sh
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
چ اداب رسوم قشنگی خیلی خیلی حیف ک دیگه نیست . میتونست کل خونواده رو دور هم جمع کنه ولی حالا چی؟
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/١٢/٢٧
٠
٠
دقیقا همینطور، حالا خانواده ها برای خبر گرفتن از حال بچه اشون تو بیمارستان جمع میشن...
ali_sh
ali_sh
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
ولی منکه پسر خوبیم اصلاااا هم ازیم کارا نمیکنم. منکه دختر نیستم (اخه الان برعکس شده ترقه بیشتر دست دخترا دیده میشه تا پسرا
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/١٢/٢٧
٠
٠
خدارو شکر، اینم یک بحث کل کل دختر و پسری دیگه، ...
هاچ
هاچ
٩٣/١٢/٢٦
١
٠
مغازه ی رو به قبله؟ مگه مغازه هم رو به قبله میشه
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/١٢/٢٧
٠
٠
آره بودن، هنوز هم خیلی از مغازه ها هستن، البته فکر کنم شما بحث مزاحش رو مدنظرتون بود، اما این کار رو برای با برکت تر شدن خریدشون می کردن...
هاچ
هاچ
٩٣/١٢/٢٧
٠
٠
:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/٢٧
٠
٠
آیی گفتین...طرفای ما که اوضاع زیادی خطریه...میترسیم از خونه بریم بیرون :/
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/١٢/٢٧
٠
٠
ماهم همینطور!!!....
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/١٢/٢٧
٠
٠
چهارشنبه آخر سال هم تمام شد، دو کشته و از بین رفتن صورت یک سرباز و معلول شدن چند نفر دیگر عید چندین خانواده را خراب کرد و اینها اخبار و آماری که من خوندم و دیدم... تنها به خاطر بی تدبیری های ما، به خاطر اینکه فکر نمی کنیم و فقط به همان لحظه و هیجان کاذب و زودگذرش فکر می کنیم... دوستان به همتون پیشاپیش فرا رسیدن عید رو تبریک می گم. و امیدوارم که چهارشنبه آخر سال بعد این آمار هم به صفر برسه...
هاچ
هاچ
٩٣/١٢/٢٧
٠
٠
...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨