جشن طلاق یا ادای روشنفکری؟!

جشن طلاق یا ادای روشنفکری؟!

نویسنده : anahita_r

انسان در طول زندگی خود دست به انتخاب‌های گوناگونی می‌زند. انتخاب‌هایی گاه کوچک و مهم یا بزرگ و بی‌اهمیت. گاهی ماهیت آن انتخاب متوجه خود شخص است و گاه آثار آن فرهنگ یک جامعه را به لرزه در می‌آورد.

یکی از انتخاب‌های مهم زندگی هر شخص انتخاب شریک و همراه زندگی است. پیوند زناشویی در همه فرهنگ‌ها امری مبارک و میمون بوده و از قدیم مردم مراسم ویژه‌ای را برای بزرگداشت آن ترتیب می‌دادند. در جای جای آموزه‌های اسلام، تشکیل خانواده سفارش شده و ازدواج را موجب ارتقای پایگاه اجتماعی شخص دانسته‌اند و حتی در چند آیه مربوط به طلاق هم مفهوم ازدواج خودنمایی می‌کند. در ایران باستان نیز ازدواج امری مقدس بوده زیرا اعتقاد داشتند شکل گرفتن نهاد خانواده، راهی برای تولید مثل و افزایش افرادی ست، که می‌توانند در برابر نیروهای بدی و اهریمنی مبارزه کنند، پس با هر چیزی که مانع این کار می‌شد مخالفت می‌کردند، بارزترین آن هم همین طلاق و قطع نسل بود.

بی شک آن‌هایی که قدم در این راه می‌گذارند، در ابتدا از انتخاب خود اطمینان داشته، در ساختن رویای‌های مشترک‌شان به تحریمی بر نمی‌خورند و در آن زمان چقدر ورود واژه طلاق در ذهن پر آشوب‌شان مضحک به نظر می‌رسد. قطع به یقین جز در موارد استثنایی ازدواج به نیات متقلبانه، افراد به نیت طلاق با هم از دواج نمی‌کنند! پس چرا منفورترین حلال خداوند به یکباره از بدیهیات می‌شود!؟

روشن است که منظورما از طلاق، طلاق‌های از سر ناچاری که قرآن هم در آیاتی آن را ذکر کرده نیست، بلکه طلاق‌های تفننی و تفریحی است که تحت عنوان روشن فکری، سال‌هاست در جامعه ما جولان می‌دهد. طلاق‌هایی از سر تجمل گرایی، که نهایتا هم به جشن‌های طلاق ختم می‌شود.

متاسفانه در حال حاضر برخی الگوهای غربی علاوه بر حضور در روند زندگی ما در طلاق نیز پدیدار گشته و چندی است شاهد برگزاری جشن‌هایی با عنوان جشن طلاق در مناطق اعیان نشین تهران و اصفهان هستیم.

گویا در ژاپن زن با پوشیدن لباس ویژه جشن طلاق به همراه همسرش با شکستن حلقه ازدواج‌شان به پیوند زناشویی خود پایان می‌دهند و از مهمانان پذیرایی می‌کنند. همچنین در انگلستان اگر شخصی برای مراسمی کیک سفارش دهد. از او سوال می‌کنند که برای جشن عروسی است یا طلاق؟!

این جشن‌ها که چندی است به صورت مهمان ناخوانده در کشورمان شاهد آن هستیم، مراسمی هم دارد که البته بسته به زوجین متفاوت است. قطعا افرادی که مخارج ازدواج‌شان را با قرض و وام تأمین کرده‌اند، میزبان این جشن‌ها نیستند. این میزبانان محترم از سری آدم‌هایی‌اند که گه گاهی خوشی می‌زند زیر دلشان، عادت دارند همیشه در مرکز توجه باشند، کارهای خاص انجام دهند و در نهایت پولِ زیادی دارند. برخی از زوجین به قدری از جدایی اظهار شادمانی می‌کنند که ترجیحا جشن طلاق را نیز به طور مشترک برگزار می‌کنند. بدین صورت که با هم حلقه ازدواج را نصف و کیک قلب شکسته یا عروس داماد پشت به هم را قاچ و همچنین برای همسر سابق‌شان آرزوی سعادت و خوشبختی می‌کنند. اما برخی ترجیح می‌دهند به تنهایی ماشین گل بزنند و جشن خود را با دارت بازی بر چهره همسر سابق یا قاچ کردن کیکی که عکس همسرشان است آغاز و در آخر به تنهایی هدیه‌ها را تصاحب کنند.

اما واقعا برای چه شادی می‌کنند؟ برای گذشته از دست رفته‌شان؟یا انتخاب اشتباه‌شان؟ اگر از خودشان بپرسید آنقدر دلایل منطقی برای‌تان می‌آورند که در صورت مجرد بودن هم دلتان می‌خواهد جشن طلاق بگیرید. مثلا می‌گویند، برای تسلی خاطر شخص است اما مگر بعد از فوت یک نفر دیگران برای بازماندگان جشن می‌گیرند. یا این‌که شخص بعد از طلاق دچار افسردگی شده و با این کار روحیه می‌یابد. و در پایان خود را یک شخص روشنفکر معرفی می‌کنند. اما آیا به تبعات طلاق هم فکر می‌کنند؟ کاش یک لحظه به تبعات طلاق‌شان که هیچ به تبعات آن جشن فکر می‌کردند. به این‌که چطور به یک باره قبح طلاق را از بین می‌برد و آن را یک امر عادی و فراگیر جلوه می‌دهد.

جشن‌های طلاق چیزی جز کارت دعوت‌های غمناک، خنده‌های تصنعی و تبریک‌های تقلبی نیست. چقدر زیبا بود اگر از پیشرفت‌های‌مان عکس بگیریم وموفقیت‌های‌مان را جشن. جشنی که در لبخند‌ها، هدیه‌ها و نگاه مهمان‌هایش زندگی جریان دارد.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
شکیبا مهرگان
شکیبا مهرگان
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
چقدر خوب بیان کردید.متاسفانه قبح طلاق رو ازبین می برند.
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
سلام... خیلی عالی به این موضوع پرداختید، موضوعی که روز به روز هم داره عادی میشه و اصل و بنیان و ریشۀ ازدواج رو زیر سوال می بره. بازم تشکر می کنم بابت نوشتۀ زیباتون.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
یادداشت جالبی بود اما خب از یک زاویه دیگه هم می تونیم نگاه کنیم: چرا توی ذهنمون "طلاق" باید با دعوا و کشمکش و بزن بزن و دادگاه و زندان و ... تفسیر بشه؟ چرا نباید دو آدم عاقل و بالغ در نهایت تفاهم و رضایت و بدون اخم و خون و خونریزی طلاق بگیرند؟ البته که منظورم تاییدش نیست اما وقتی به بن بست میرسند بنظر شما کدوم راه بهتره؛ طلاق با صلح یا با جنگ؟ اما جشن طلاق... جشن طلاق هم مثل برخی کارهای دیگه ما کمی زیاده روی و اغراق در الگوبرداری از ینگه دنیاست! اگر به معنای جشن گرفتن برای یک "تولد دوباره" یا یک "تصمیم و اقدام عملی برای زندگی ای جدید" باشه خوبه، اما متاسفانه اینجا بیشتر برای "دشمن کورکنی" استفاده میشه... که این خیلی بده. کاش اگر نکته یا رفتاری رو میخوایم الگو بگیریم به همه جوانبش نگاه کنیم و با شرایط خودمون بسنجیم. موفق باشید :-))
anahita_r
anahita_r
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
اول سپاس بسیار برای دیدگاهتون. در قسمت اول یادداشتتون باید بگم که به طور خلاصه در متن در موردش صحبت شده. به این سطر توجه کنید :روشن است که منظورما از طلاق، طلاق‌های از سر ناچاری که قرآن هم در آیاتی آن را ذکر کرده نیست، بلکه طلاق‌های تفننی و تفریحی است که تحت عنوان روشن فکری، سال‌هاست در جامعه ما جولان می‌دهد. طلاق‌هایی از سر تجمل گرایی، که نهایتا هم به جشن‌های طلاق ختم می‌شود. پس جای بحث در مورد جنگ در طلاق و صلح در آن نیست. در مورد قسمت دوم دیدگاهتون هم باید بگم فکر می کنم. همون حرف منه رو می زنه. پیروز باشید.
ناشناسم دیگه مثلا
ناشناسم دیگه مثلا
٩٤/٠١/١٧
٠
١
پول خودشونه، از جیب شماس که اینجور هول کردی؟
d_delnia
d_delnia
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
نوشته زیباوجالبی بودولی منم باجناب شمشیری موافقم چراهمیشه این موضوع راهمراه جنگ وحونریزی میبینیدمن خودم توزندگیم این فاجعه رخ داده درسته ازاین دسته جشن هانگرفتم ولی واقعا ازاین موضوع ناراحت نیستم چراافرادرابایدمجبوربه ندگی کردن کنیم زندگی که همش پرازپستی وبلندی باشه مطمئنا هیچ فردی به دنبال خراب کردن زندگی خودش نیستتتتتتتتت شایددرزمان گذشته کنارهم زندگی کردن اسانتربودچون فداکاریو خیلی مسایل دیگربیشتربودولی درجامعه حال این چنین نیستتتتتتتتتت وهرکدوم از طرفین اهدافی درزندگی دارندکه ازقبل ازدواج برای اون برنام هریزی کردندولی دراکثرازدواجهای امروز بیشترافرادتنهااهداف خودرامیبینندکه این باعث شکست میشه درک مهمترین موضوع درزندگیییییییییییییییییی
anahita_r
anahita_r
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
بله درست میگین. اما من فکر می کنم شما اشتباه متوجه شدین موضوع متن طلاق نیست جشن هاییه که در پس آن گرفته میشه.
arwen
arwen
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
میدونین من کلا با این حرکت مخالفم اما رواج جشنهای طلاق یک دلیل کلی داشت تا همین چند سال پیش توی ایرا ن هرکس از کسی جدا میشد حتی همین الان یه جوری انگار پدرکشتگی بینشون وجود داره روابط نابود میشد بینشون جنگ و جدال بود و اگر این وسط فرزندی هم بود به شدت قربانی میشد عده ای روشن فکر نما گفتند چرا ما مثل غربی ها در صلح جدا نشیم خب این از یک لحاظ میتونست خوب باشه و اون همون بچه مورد نظره که هی جنگ و جدال والدین رو نبینه به هرحال زندگی پر از پستی و بلندی هستش یکی از جدایی کوه میسازه و ذره ذ ره زیر فشارش اب میشه یکی دیگه به عنوان بهونه ی ازش استفاده یمکنه برای خنده
anahita_r
anahita_r
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
کاملا درسته اما آیا شما فکر می کنید که با گرفتن جشن طلاق در سرنوشت و نوع نگاه اون به زندگی تغیری حاصل میشه. با صلح از هم دل کندن خوبه اما جشن گرفتن به دنبال اون و این کار رو به یک رسم تبدیل کردن نتایجی به دنبال داره که عواقب آن فرهنگ یک جامعه رو تهدید میکنه.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤