پدر و مادرت را دور نیانداز!

پدر و مادرت را دور نیانداز!

نویسنده : n_babaeinia

یک مرض ناعلاجی هست که آخرش هم به مرگ ختم می‌شود. احتمالا هیچ وقت هم درمانی برایش پبدا نخواهد شد. از تغییر در سطح هورمون‌ها شروع می‌شود، چشمانت کم سو می‌شود، موهایت ریزش پیدا می‌کند، حافظه‌ات ضعیف می‌شود، پوستت شل و پرچروک می‌شود، قلبت دچار مشکل می‌شود، استخوان‌هایت درد می‌گیرد و حتی ممکن است پوکی استخون بگیری و ...

بیماری همه گیری هم هست، یعنی قسمت همه می‌شود. (البته متاسفانه بعضی‌ها این قسمت ماجرا را یادشان می‌رود)!

بهش می‌گویند پیری! توی همه این عوارض بدترینش می‌دانی چیست؟! طرد شدگی! آرزوی‌مان این است که هیچ کس دچار این قسمت ماجرا نشود. ولی خب پر و خالی شدن مرتب تخت‌های خانه‌های سالمندان در سراسر دنیا نشان می‌دهد دنیا روی آرزوها نمی‌چرخد!

مادرها و پدرهایی که بهترین روزهای زندگی‌شان را دادند تا بچه‌های‌شان را به ثمر بنشانند و مزدشان هم فقط کیف و لذتی بود که از نگاه کردن‌شان نصیب‌شان می‌شد،

حالا هم که دیگر کاری ازشان بر نمی‌آید چه جایی بهتر از خانه سالمندان که باعث زحمت نباشند؟!

آخر خدایی سخت است دیگر. چه کسی با این همه مشغله می‌تواند به یک موجود پیر و ضعیف برسد حالا این‌که آن نفر کیست و چه کارها  برایت کرده و تو، بودن و موفقیت‌ات را به اندازه ثانیه‌های عمرت مدیونش هستی که زیاد مهم نیست.

توی این روزهای عید که بهترین موقع برای دید و بازدید و سرزدن به بزرگ‌ترهاست، حواسمان به این مادر بزرگ، پدر بزرگ‌های گوشه خانه سالمندان هم باشد که چشم انتظارند.

بچه‌های خودشان که احتمالا کار دارند نمی‌رسند!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٦
١
٠
فکر نمیکنم به مرحله ای از زندگی که خدا بهمون داده بشه گفت بیماری! ولی دغدغه ی قشنگی داشتید و منم امیدوارم بیشتر قدر پدر و مادرامونو بدونیم و به این فکر نکنیم که ما رو درک نمی کنن بلکه به محبتی که به ما کردن و میکنن که زبان بین المللی دنیاس توجه کنیم :)
n_babaeinia
n_babaeinia
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
چون پیری معمولا مجموعه ای از بیماری هاست اینجوری گفتم ولی مرسی از نظرتون :) منم امیدوارم:(
mhv
mhv
٩٤/٠١/١٦
١
٠
یه شروع خوب در سایت جیم:))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
موافقم! یه شروع خوب در سایت جیم! موفق باشید خانم بابایی نیا :-))
n_babaeinia
n_babaeinia
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
مچکرم:)
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
اتفاقا چند وقت پیش برای انجام کاری ، رفتم خانه سالمندان. واقعا با تمام وجود این رو حس کردم که این مادر ها و پدرها تمام امیدشون به بچه هاشون بود و حالا.... خیلی حس بدی بهم دست داد. وقتی می شنیدم یکی از اون ها توی توهماتش هنوز اسم پسرش رو صدا می زد... و یکی دیگه بهم ددست های ضغیفش رو نشون می داد و می گفت... ببین من برای بچه هام هیچ چی کم نذاشتم ...رفتم کار کردم و سختی کشیدم اما اونا منو فراموش کردن....واقعا طرد شدگی بدترین عارضه پیری هست...امیدوارم هیچ پدر و مادری دچارش نشه...
n_babaeinia
n_babaeinia
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
واقعا جای تاسف داره :( انشالله!
همتا
همتا
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
خیلی خوب بود :) یه معلم دینی داشتیم که می گفت من هر وقت گره می افته تو زندگیم میرم یکی از سالمندای فامیلو میارم چن روز ازش مراقبت می کنم! دعای خیر همون پیرزن کافیه که گره زندگیم باز بشه :) موفق باشی نگار جان :)
n_babaeinia
n_babaeinia
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
ممنون عزیزم همچنین شما :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/١٦
١
٠
سلام... خیلی خوش آمدید در این محیط دلگرم جیم. می تونم بگم شروع بسیار خوبی، با یک موضوع بسیار عالی داشتید. منتظر نوشته های زیبای شما هستم.
n_babaeinia
n_babaeinia
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
خیلی مچکرم :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
خواهش می کنم، موید باشید.
d_delnia
d_delnia
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
واقعانمیدونم چی بگم مادروپدرایی که تمام عمرشونوصرف بزرگ کردن وبه ثمررسوندن فرزندانشون کردندحال درخانه سالمندان به سرمیبرندمادروپدرایی امروزی بهترنیست بیشترسری به فرزندانتون بزنیدممکنه دراینده حتی این خونه سالمندان هم نصیب مانشههههههههههههه
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
بله...طرد شدگی...به جا گفتین
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
با نام خدا

مرا یاری کن

٩٥/١٠/٢٨
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات