سرنوشت سیاه ماهی قرمز
گزارشی از مرگ بی‌صدای ماهی‌ها در هیاهوی سال نو

سرنوشت سیاه ماهی قرمز

نویسنده : سحر نیکو عقیده

عکس تزئینی

برخی آن را نماد زندگی می‌دانند. نمادی که هر سال چند هفته بیشتر زنده نمی‌ماند! برخی به تابلو نقاشیِ سفره هفت سینِ کمال الملک، نقاش معروف ایرانی اشاره می‌‌کنند. سفره‌ای که هیچ اثری از تنگ و ماهی در آن دیده نمی‌شود. برخی هم معتقدند اولین بار در دوره قاجار پای ماهی قرمز  از چین به سفره‌های هفت سین ایرانی باز شد و در همین مدت کوتاه چنان رواج پیدا کرد که حالا خیلی‌ها با خودشان فکر می‌کنند که از همان ابتدا تنگ و ماهی جزو لاینفک یک سفره اصیل ایرانی بوده است و بدون ماهی قرمز، هرگز!

از هر دوره و هر کشوری که باشد، روزی زندانیِ یک تنگ شیشه‌ای شده است و حالا باید هر سال در گوشه هفت سین سفره ما، برای شادی دل‌مان و زیباتر شدن سفره، زندانی شود. هر سال میان این همه شوق و شور زندگی و نو شدن و حال و هوای عید... هزاران ماهی در زندان‌های شیشه‌ای کوچک، پیچ و تاب می‌خورند و محکوم می‌شوند به حبس ابد.

 

|| هر کس عقیده‌ای دارد!

هنوز در چگونگی انجام این گزارش مردد بودم که یکی از دوستانم از من خواست برای فروش لوازم عیدی که خودش ساخته بود همراه او به یک بازارچه خیریه بروم. من هم با خودم گفتم برای انجام گزارشم، چه جایی بهتر از اینجا؟! این گونه گزارشم تکمیل می‌شود، خیری به دوستم می‌رسد و خیری به خیریه و یا شاید ماهی‌های زبان بسته. اول صبح به آن بازارچه رفتیم و بساط دوستم را چیدیم و من در جهت گرفتنِ مچ مشتریان، چند شیشه کوچک که حاوی رنگِ مخصوصِ تنگ ماهی بودند هم لا به لای وسایل قرار دادم.

چندی نگذشت که سر و کله اولین سوژه در حالی که یک پلاستیک کوچک ماهی در دست داشت، پیدا شد. دختر جوان شیشه‌های رنگی را برانداز و دست در کیفش کرد تا برای پرداخت پول آماده شود. من هم خودم را برای اولین مصاحبه آماده کردم.

بعد از معرفی خود و مطرح کردن موضوع گزارش، می‌پرسم که آیا بابت خریدن ماهی و نگهداری آن در تنگ، عذاب وجدان نمی‌گیرد؟ انگار که برای اولین بار چنین حرفی را شنیده باشد، چند لحظه‌ای می‌کند و بعد با قیافه‌ای حق به جانب می‌گوید: «من که نمی‌خواهم بروم ماهی‌ها را بکشم!» می‌گویم لازم نیست آن‌ها را بکشید! به پلاستیکی که ماهی در آن به سختی می‌تواند تکان بخورد اشاره می‌کنم و ادامه می‌دهم: همین که برای تمام عمر آن‌ها را در چند وجب جا زندانی می‌کنید، کافی نیست؟!

می‌گوید: چه حرف‌هایی می زنید شما! این ماهی‌ها برای همین تنگ‌ها هستند دیگر! در ضمن به نظر من اصالت یک سفره ایرانی به ماهی آن است.

برایش توضیح می‌دهم که اینطور نیست و تنها چند دهه است که ماهی به تقلید از سنت چینی‌ها وارد سفره ایرانی شده است و...

در حالی که به وضوح از سوال‌های من خسته و کلافه شده است، حرفم را نصفه و نیمه قطع می‌کند و می‌گوید: ای بابا! هرکس عقیده‌ای دارد! خب شما نخر... من دوست دارم بخرم! این را می‌گوید و می‌رود.

 

|| ماهی برای پسر گلم!

در حالی که چشم‌هایش از دیدن این همه رنگ‌های جور واجور برق می‌زنند با صدای بلند به پدرش که از او و شور و اشتیاق کودکانه‌اش، عقب افتاده است می‌گوید: بابا بیا این‌جا! چقدر آروم راه میری! بعد از رسیدن پدر، با انگشت اشاره یکی یکی تخم مرغ‌های رنگی و عروسک‌های حاجی فیروز و... را نشان می‌دهد و پدر هم فقط منتظر اشاره است تا دست در جیبش ببرد و برای گل پسرش کل مغازه را بار بزند. بعد از کلی خرید، پسرک چشمش به شیشه‌های رنگی می‌افتد و می‌پرسد: اینا چیه؟! بعد از توضیحات من، رو به پدرش می‌گوید: «ماهی‌هامون خوشحال می‌شن که براشون از این رنگ‌ها بخریم.» پدر هم «باشه پسرمی» می‌گوید و دست در جیبش می‌کند. بعد از خرید تصمیم می‌گیرم با پدر گفت و گویی داشته باشم.

+ شما هر سال ماهی می‌خرید؟ 

- بله

+ هیچ فکر کرده‌اید که تنگ جای مناسبی برای زندگی یک موجود زنده نیست؟

- نه!

+ خب حالا اگر بروید به این موضوع فکر کنید، ممکن است از سال بعد دیگر ماهی نخرید؟

- من برای پسرم ماهی می‌خرم. بچه‌ها  دلشان به همین چیزها خوش است.

+ خب چرا برای پسرتان توضیح نمی‌دهید که این کار درست نیست؟

- بچه‌ها به حرف پدر و مادرشان گوش نمی‌کنند. این جور چیزها را باید توی مدرسه به بچه‌ها آموزش بدهند.

از جواب‌ها و رفتار بی‌تفاوت پدر خسته می‌شوم و تصمیم می‌گیرم با پسرش کمی صحبت کنم. اما هرچه با نگاهم اطراف را می‌کاوم پسر را نمی‌بینم. ناگهان صدایش را از چند مغازه آن طرف‌تر می‌شنوم که با صدای بلند می‌گوید: بابا بیا اینجا!

 

|| خیلی وقت است که دیگر ماهی نمی‌خرم

سوژه بعدی من یک خانم مسن است. در حالی که وسایل مغازه را با دقت برانداز می‌کند، شیشه‌های رنگی را به او نشان می‌دهم و می‌گویم: خانم این رنگ‌ها تنگ ماهی را خیلی قشنگ می‌کنند و به ماهی هم هیچ آسیبی وارد نمی‌کنند.

بلافاصله می‌گوید: دخترم من خیلی وقت است که دیگر ماهی نمی‌خرم. 

در حالی که از شنیدن یک پاسخ متفاوت خوشحال شده‌ام، تصمیم می‌گیرم که با او گفت و گویی داشته باشم. موضوع گزارشم را مطرح می‌کنم و از او می‌خواهم دلیل نخریدن ماهی را برایم بگوید. «قبلا زیاد ماهی می‌خرید و هر کدام به نحوی می‌مردند. یادم می‌آید که در تعطیلات عید چند سال پیش هم یک کارشناس در تلویزیون در مورد اصالت نداشتن ماهی و سکه در سفره هفت سین توضیحاتی داد و گفت بهتر است به جای ماهی، طبق سنت گذشتگان‌مان انار یا سیب را در ظرف آب بگذاریم. از آن به بعد من هر سال بر سر سفره انار می‌گذارم و دیگر لازم نیست عذاب وجدانی بابت مردن ماهی‌ها و جای تنگشان داشته باشم.

 

|| گفت و گو با یک فروشنده ماهی

بعد از این‌که کار دوستم را حسابی کساد می‌کنم، به درخواست او تصمیم می‌گیرم که با ماهی فروشی که در گوشه‌ای از بازارچه در یک آکواریوم ماهی‌های قرمز را نگهداری می‌کند، گفت و گویی داشته باشم. آقای ماهی فروش با تور مخصوصش یکی یکی ماهی‌ها را به انتخاب مشتریان می‌گیرد و در یک پلاستیک کوچک می‌اندازد. بعد از پرسیدن قیمت ماهی‌ها و ابراز نگرانی برای مردن ماهی، فروشنده به من اطمینان می‌دهد که اگر در آب سرد و در جایی که نورگیر باشد نگهداری شود تا عید حتما زنده می‌ماند. البته این را هم می‌گوید که ماهی قرمز‌ها  عمر کوتاهی دارند و زود می‌میرند.

با سوال‌هایم و از لابه لای حرف‌هایش، متوجه می‌شوم که این ماهی‌ها را از کاشان که مرکز پرورش ماهی قرمز است، می‌آورند و در راه خیلی از این ماهی‌ها می‌میرند و به مشهد نمی‌رسند. درمورد فروش هم آمار دقیقی نمی‌دهد اما می‌گوید که این یک شغل فصلی محسوب می‌شود، در یک بازه زمانی کوتاه از این طریق می‌توان پول خوبی به جیب زد، چون اکثر مردم، برای سفره هفت سین‌شان ماهی می‌خرند.

خودم را معرفی می‌کنم و می‌گویم تا به حال از بعد انسانی به نگهداری و خرید و فروش ماهی نگاه کرده‌اید؟ با تعجب می‌پرسد «چطور مگه»؟ می‌گویم نگهداری یک موجود زنده در چند وجب چا کار درستی نیست دیگر! خنده‌اش می‌گیرد و می‌گوید: الان دارید در مورد ماهی حرف می‌زنید؟! ماهی قرمز کلا عمر کوتاهی دارد! همه می‌دانند که آخرش می‌میرد!

+ خب ما انسان‌ها هم آخرش می‌میریم ولی این خوب است که همین عمرمان را هم زندانی باشیم؟

- خب من چه تقصیری دارم؟ آن‌هایی که این ماهی‌ها را پرورش می‌دهند مقصرند. شما اگر یک سر به کاشان و مرکز پرورش ماهی آن بزنید، می‌بینید که آن‌جا خیلی بدتر با این ماهی‌ها رفتار می‌شود. آن جا تورهای خیلی بزرگی دارند و با هر توری که ماهی‌ها را از استخرهای می‌کشند بیرون، حداقل بیست، سی ماهی می‌میرند.

توضیح‌های من فایده‌ای ندارد و فروشنده حرف خودش را می‌زند. در آخر هم می‌گوید که خودم را زیاد از این بابت اذیت نکنم، چون این ماهی‌ها برای این پرورش پیدا می‌کنند که دو هفته بعد بمیرند!

 

|| من از آن روز می‌ترسم که...

هوا کم کم تاریک می‌شود. ما هم کم کم بساطمان را جمع می‌کنیم و آماده رفتن می‌شویم. در راه با خودم به این فکر می‌کنم که تا چه اندازه بعضی از رسومات می‌توانند عادی و معمول بشوند و رواج پیدا کنند. حتی اگر بد باشند و هیچ ریشه‌ای هم نداشته باشند! به یاد آن سین‌های جدید و نوظهوری می‌افتم که به تازگی اسمشان را می‌شنویم، به گوشمان آشنا نیستند و آن‌ها را وصله ناجور و خنده داری بر سر سفره هفت سین می‌دانیم. کسی چه می‌داند؟!  مثلا هیچ بعید نیست که سال‌ها بعد بیایم در همین بازارچه‌ها گزارشی تهیه کنم در مورد فروش بی‌رویه سمندرها در ایام نوروز!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
PESTEH
PESTEH
٩٣/١٢/٢٤
٠
٠
در مورد اینکه گفتید عمر ماهی قرمز دو هفته هستش . من خودم هنوز ماهی عید چار سال پیشمو دارم . به نظر من این که بگین ماهی نخرین پاک کردن صورت مسعله ست. اگر از ماهی به خوبی مواظبت بشه خیدن ماهی برای عید میتونه یک سنت خیلی خوب باشه. در سنت های باستانی ما هم نگهداری از یک موجود زنده در خونه خوش یمنه و باعث دوری شر از خونه میشه.
فو فا نو
فو فا نو
٩٣/١٢/٢٤
٠
٠
:( چقد دغدغه هات خوبه..من که جرات ندارم بگم نخریم..چون دل داداشم به درست کردن سفره ی هفت سین خوشه ( از من بزرگتره و 22 ، 3 سالشه :| ) و مطمئنم اینجوری که بگم نخر هیچی درست نمیشه چون باید ریشه ای خل شه.. ولی بازم هرچی باهاش بحث کردم که تنگ کوچیک براشون نذار و از اون تنگ بزرگه که خالم اینا دارن استفاده کن لااقل گوش نداد :(
فو فا نو
فو فا نو
٩٣/١٢/٢٤
٠
٠
چقد عکس ماهی هایی که تو پلاستیکه و دست فروشنده اذیت کننده اس..همشون چپیدن تو هم :(..همه ی مشکل ما اینه که چون میبینم بقیه هم فلان کار رو میکنن و از اونور ما هم تحت فشاریم میگیم چرا اونا اینکارو بکنن و کیفشو ببرن ولی ما نبریم..اینه که اینجور میشه
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/١٢/٢٤
٠
٠
بجا ماهی قرمز یه آکواریوم کوچیک دست و پا کنید با 35 تومن می تونین این تجربه رو کسب کنید ، بعد که حال کردین برین بزرگترش رو بگیرن ;)
ali_sh
ali_sh
٩٣/١٢/٢٤
٣
٠
ینی میگید نخریم؟ نمیشه که . بعدشم مختص عید نیست هروقت دلمون هوس کنه میخریم اونام که خب بعد 6-7 روز میمیرند فرقی هم نداره چ دست ما چ دست بقیه پس چرا الکی خوئمونو عذاب بدیمو نخریم؟
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/١٢/٢٤
١
٠
می گم خانم نیکو عقیده الان مثلاً الاغ همیشه بار می کشه ! روش پالون می ندازن ، همه چی هم سوارش می کنن! حیوان هن هن می کنه ! بعضی وقت ها هم به چشم خودم هم دیدم نفسش می گیره ! اصلاً از الاغ بگذریم ،گوسفند رو دیدین ؟ بهش مدام کاه می دن تا چاق بشه ! بعد سرش رو می برن ، که چی مثلاً ؟ یعنی ما انسان ها اون قدر ارزشش رو داریم که گوسفند بد بخت رو بخاطر ما سر می برند ؟ تا حلا ازین بُعد به موضوع نگاه کردین ؟! مرغ رو چی ؟ دیدین ! تا حالا مرغداری رفتین ، به نظرم برین !مرغ رو یه جا حبس می کنن! تاریک! تنگ! فقط ازش تخم می کشن !مرغ گوشتی هم مثل گوسفند ! شتر ! اسب ! بز!... به عنوان گزارش های بعدیتون رو اینها کار کنید! ما انسان ها داریم به حقوق حیوان ها خدشه وارد می کنیم!و هیچکس هم نیست از این حقوق دفاع کند! اصلا نقش سازمان محیط زیست در ارتباط با پیگری چی هست ؟! چرا خارجی ها از حقوق حیواناتشان دفاع می کنند و قانون وضع می کنند اما ما نه ؟! سپاس که پیگیری کردین . من کلا ماهی قرمز دوست ندارم .
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٢٥
٠
٠
سلام.. به نکات جالبی اشاره کردید... خیلی از اونها چون به "هویت و تمدن ایران" مربوط و تلقی نمیشه؛ طبعا بلااشکاله و کسی هم باهاش مساله نداره(!) و افکار عمومی هم زیاد به سمتش نمیرن.. . // اما نگاه خانوم نیکوعقیده از این جهت که "ابداعی غیر ایرانی" رو تفکیک کنیم از اصالت نوروز بزرگ، بسیار بسیار پسندیده است و شخصا تحسینشون میکنم و حرفِ اصلیِ ایشون هم همین بوده. /// کلام شما رو هم کاملا درک میکنم و موافقم... من هم ماهی دوست نیستم و البته عاشق آکواریوم هستم و از دارندگان اون! :-))
s_sali
s_sali
٩٣/١٢/٢٥
٢
٠
این وسط 1.2تا سوال پیش میاد. ماهی قرمز اگه در شرایط استاندارد نگهداری بشه چقدر عمر میکنه؟ اصلا از این نوع ماهی میشه استفاده ی دیگه ایی کرد یا فقط جنبه ی تزیینی داره؟ و... اینا رو نگفتم که بگم حرفتون رو قبول ندارم اتفاقا خیلی موافقم و امیدوارم این موجودات کوچیک دوست داشتنی از این اسارت نجات پیدا کنن... :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٢٥
١
٠
از این لحاظ که تلنگر بزنیم و ابداعی غیر ایرانی رو از وسطِ سفره هفت سینِ دیرینه مون بندازیمش بیرون ... کاملا موافق شمام. چقدر موضوعات خوبی رو برای گزارش و یادداشت نویسی انتخاب میکنید و با قلم شیواتون حق مطلب رو ادا میکنید. به امید روزی که الگوهامون رو درست بشناسیم و در حفظ و نگهداری از سنت های تمدنیِ پارسی مون کوشا و جدی باشیم.. :-))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٢٥
١
٠
ضمنا طراحی گرافیکیِ بنر این مطلب هم از بهترین بنرهای تا امروز سایت هستش... ایده ی بازی با رنگهای تنگ ماهی محشر از کار در اومده. خیلی وقتها واقعا لازم نیست از یک رنگ تیز و جیغ استفاده کنیم برای درشت کردن و تمیز دادنِ یک مطلب نسبت به بقیه مطالب.. یک اجرای خلاقانه مثل این بنر هم به اندازه کافی قابل تحسین و قابل احترام هستش. دست و پنجه ی طراح خوش ذوقش درد نکنه. مرسی واقعا :-))
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١٢/٢٥
٤
٠
هیچوقت ماهی قرمز نخریدم و از این به بعد هم این کارو نمی کنم؛ احساس بدی نسبت به این کار دارم و به نظرم صحیح نیست :) این نکته در مورد سبزه هم صدق می کنه، // به گمونم بهتره توی این دو مورد یه تجدید نظری داشته باشیم، مثلا هر دو رو بعد از استفاده توی سفره هفت سین به روش صحیح به طبیعت برگردونیم تا بعد از اون هم امکان حیات براشون وجود داشته باشه // مرسی سحر عزیز
faranak_b
faranak_b
٩٣/١٢/٢٥
١
٠
ما یبار ماهی قرمزمون تا دوهفته قبل عید سال بعد زنده موند!!! بدجور داغ دارمون کردها! مجبور شدیم یکی دیگه بخریم. ولی احتمالا دیگه نخریم. البته نمیدونم درواقع چقدر عمر میکنن و نخریدن ما کمکی میکنه؟ نکنه ماهی فروشا بلای بدتری سر ماهی های رو دستشون مونده بیارن... :((
mr.mohammad amin
mr.mohammad amin
٩٣/١٢/٢٥
٠
٠
مرسی و تشکر...خیلی وخته نمیگیریم
هاچ
هاچ
٩٣/١٢/٢٥
١
٠
راست میگه. پس تو مدرسه ها چی یاد اینا میدن
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٢٥
١
٠
هیچی خواهر جان! سرودهای حماسی!
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٢/٢٦
١
٠
جالبه .باید از این دید به این قضیه نگاه کرد که اگر ماهی قرمز نخریم چه اتفاقی می افته ؟ ماهی ها رو دور نمی ریزن؟چرا زود میمیرن این ماهی ها؟و سوالاتی از این دست . ولی کلا پارسال که ماهی مون مرد خیلی ناراحت شدم . به خاطر همین دیگه امسال گفتم ماهی نخرن . البته ایده سیب سرخ توی اب هم قشنگه .
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٢/٢٦
٠
١
http://kazieh.com/آموزش-ماهی-قرمز-اوریگامی-برای-سفره-هفت/
مرتضی ت خ
مرتضی ت خ
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
جاتون خالی اومدم آب ماهی ها رو عوض کنم آبجوش ریختم توی تنگ تا ماهی ها رو انداختم شروع کردن به جون دادن و مردن، روحشون شاد و یادشون گرامی باد
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/٢٧
١
١
من ماهی دوس دارم ....زیاد هم دوس دارم....عشقم نگاه کردن به ماهی های آکواریومه....از مردنشون هم خیلی ناراحت میشم.... ولی خب اگه نباشن هم ناراحت میشم...الان یه تانک مخصوص ماهی های گوشت خوار داریم....خیلی دلم میخواد یکی هم برا گیاهخوار ها داشته باشیم شدیدا دلم میخواد یه 5شیش تا فایتر داشته باشم....درمورد ماهی قرمزم.... ما بعد سیزده میسپریمشون به حوض های بزرگ پارک های بش قارداش یا بابا امان شهرمون (^_^)
علی
علی
٩٤/٠١/٢٧
١
٠
گزارش خیلی خوبی بود ولی کاش با مدیرشیلات استان در سازمان جهاد کشاورزی هم مصاحبه ای انجام می دادید ونظر ایشان را هم منعکس می نمودید
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣