گاهی چنان غرق در اضطراب‌های پوچ این دنیا می‌شویم که نگاه‌مان حتی پنجره‌های باز را دیوار می‌بیند. گاهی ترس از آن زمان‌هایی که نیامده‌اند و شاید هرگز نیایند، شادی لحظه‌های‌مان را تلخ می‌کنند.

اگر این لحظه‌ها دورانی به دور زندگی‌مان باشد، آن وقت چه بیهوده خود را آزارده‌ایم. زندگی نمی‌تواند این لحظه‌های تکراری باشد.

جایی میان دستورات برنامه زندگی من یک دستور اشتباه وارد شده. میان یک حلقه تکرار گیر کرده‌ام و شرط پایان برایش تعریف نشده.

چمن‌های مخملی تپه‌های این اطراف نمای بهشت دارند. خطای تکرار زندگی‌ام که اصلاح شد. می‌روم تا صدای زنگوله‌های بره‌ها را گوش دهم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/٠٣
٠
٠
هر جمله ی متن در جای خودش قابل تامل بود همه ی ما گاهی دچار این حلقه های تکرار میشیم احساس میکنم بخش اول به بخش دوم ربط چندانی نداره درواقع شاید من ربطش رو نفهمیدم!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٣
١
٠
یک باز نویسی دوباره شاید باعث بشه "حلقه مفقوده ای" که کمی باعث ابهام در انتقال معنا شده رو پوشش بده و البته که اون اشتباه ریزِ تایپی هم به چشمم نخوره! البته که به دلم نشست و واقعا قشنگ بود.. :-))
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/٠٣
٠
٠
خوب بود ولي جا داره براي خوبتر شدن:)
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٠٣
٠
٠
خب ی if میزاشتید دیگه که به ی نقطه ای از زندگیتون که رسید برنامه متوقف شه / فقط end if یادتون نره هااا شرط رو پایان ندید خدایی نکرده کلا یوهووو زندگیتون متوقف میشه :دییی
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/٠٤
٠
٠
:) چقدر واقعی و قابل لمس بود ..چه تشبیه های قشنگی :)
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
تبلیغات
تبلیغات