بی خوابی! / شعر

بی خوابی! / شعر

نویسنده : hamid_kh

تو بی‌خوابی و من ب ها به عشقم شعر می‌بافم

من از طرح نگانت، روی قلبم شعر می‌بافم

از آغوشت دو وصله قرض می‌گیرم، بدهکارم

به چشمانت! و آن‌ها را به چشمم، شعر می‌بافم

تمنا می‌کنم گیسو بپوشانی هر از گاهی

حسودی می‌کنم بر باد پنهانی هر از گاهی

منی که با اذانی ساده در گوشم مسلمانم

چه ناگه کفر می‌ورزم ز چشمانی هر از گاهی

نگاهت می‌کنم اما نگاهم را نمی‌فهمی

تو حاشا می‌کنی هر بار ، آهم را نمی‌فهمی

تو با رخ کیش و ماتم می‌کنی ای وای یار من

چه بی‌رحمانه حال زار شاهم را نمی‌فهمی

من و افکار بیمارم، دو لشکر، رزم بی‌خوابی

چه آشوبی شده این روزها در بزم بی‌خوابی

هر ازگاهی نمی‌فهمی و من یک شعر می‌بافم

بدون تو، کمک‌ها می‌کند در هضم بی‌خوابی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
بیت اول و تغریبا نفهمیدم چی شد ولی قشنگ بود.منم گاهی اوقات شعر میگم ولی خب خوب از آب در نمیاد :)
hamid_kh
hamid_kh
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
اون "شب ها " ست ...:))))
hamid_kh
hamid_kh
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
اون شب هاست عزیزم تو مصرع اول خخخخ ... بیت دوم : این وصله هایی که از آغوشش قرض میگیرم (!!!) همون عشقه ، در حالی که همزمان به چشماشم بدهکارم همون عشقو ، در مرحله بعد هم اون عشق رو به چشمانم می بافم که جز عشق اون چیزی رو نبینم ...
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
مصرع اولو که نفهمیدم!مصرع دومم که غلط املایی داره!بعدش بیت دومو برام توضیح بده!از بیت دوم به بعدم خوب شد دیگه:)))
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
بسیار عالی من هم تو نوشتن متن و شعرم اشتباه تایپی یا غلط املایی دارم و خیلیای دیگه هم دارن!به این نمیشه خورده گرفت شعر خوبی بود و پر از کشف های شاعرانه موفق باشید
hamid_kh
hamid_kh
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
ببخشییییید خیلی خراب شده اولش ... اون اولی " شب ها " هست و دومی هم "نگاهت" ...
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٤
١
٠
قشنگ بود.. مرسی :-)
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/٢٤
١
٠
عالی بود
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠١/٢٥
١
٠
چه ریتم زیبایی داشت مثل یکی ازاشعارجناب فرزادحسنی بودددددددددددددددددددد
hamid_kh
hamid_kh
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
کدوم شعرشون ؟؟؟ :))
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٤/٠١/٢٥
٠
٠
خیلی هم عالی..
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات