این دندان پزشک‌های دوست داشتنی

این دندان پزشک‌های دوست داشتنی

نویسنده : زهرا خدائی

خب نه روز پزشک است، نه روز دندان پزشک است و نه هیچ روز ِتاریخی ِدیگری، فقط مدتی ست که این قشر بدجور فکر من را به خودشان مشغول کرده‌اند.

تا جایی که یادم می‌آید هیچ وقت از دندان پزشکی نترسیده‌ام و خب طبیعی ست، چون تا 17، 18 سالگی اصلا دندان پزشکی نرفته بودم؛ برای اولین بار وقتی رفتم که دندان نیشم بدجایی درآمده بود، برای همین رفتم تا آن را بکشم، سالم هم بود و بیشتر از این زورم آمد که دندان سالمم را قرار است از دست بدهم .

بار دوم برای ارتودنسی رفتم و اولش کمی مقاومت کردم، اما وقتی دکتر را دیدم، دلم می‌خواست همان جا توی مطب بساط کنم. دکتر قیافه خاصی ندارد، صدای خاصی هم، تیپش هم آنچنان خاص نیست، فقط خودمانی و مهربان است، مغرورنیست، طوری با بیمار سلام و علیک می‌کند که انگار سال‌هاست با هم رفیق هستند. مثلا یک بار که برای معاینه ارتودنسی رفته بودم پیشش، چون دانشگاه جای دوری قبول شده بودم به دکتر گفتم: میشود از این به بعد دیر به دیر بیایم؟ دکتر هم گفت: نع! گفتم: خب من دانشگاه مشهد قبول شده‌ام برای همین دیگر نمی‌توانم هر هفته بیایم، گفت: جدی؟ واقعا؟ نه بابا! آفرین و از این صحبت‌ها ... بعدش هم گفت باشد دیر بیا ولی حتما بیا !

اما نمی‌دانم چرا بعضی‌ها از دندان پزشکی می‌ترسند و یا از دست آن‌ها می‌نالند؟ یا بعضی‌ها می‌گویند، این دندان پزشک‌ها چقدر پول در می‌آورند! خب یکی به این عزیزان بگوید که این جناب دندان پزشک 7، 8 سال درس خوانده، تلاش کرده، سختی کشیده و حالا دارد نتایج زحمت‌هایش را می‌بیند، شما هم تلاش کن تا پولدار شوی؛ یا بعضی‌ها را دیده‌ام که چقدر زورشان آمده که یک‌جا چند صدهزار تومان را برای دندان پزشکی داده‌اند رفته، خب عزیز من برای سلامتی‌ات خرج کرده‌ای، همین‌طوری که خوب نمی‌شوی، می‌خواستی مواظب دندان‌هایت باشی تا کار به اینجاها نکشد !

از این‌ها که بگذریم، بعضی‌ها هستند که محض شادی ِروح ِ دندان‌های‌شان یک مسواک خالی نمی‌زنند و با همان دندان‌ها و بوی خوش می‌روند پیش دندان پزشک، از طرف من به این بعضی‌ها بگویید، نکنند این کار را، خب دکتر چه گناهی کرده که دندان پزشک شده؟ در طول روز با انواع و اقسام دندان‌ها در طرح‌ها و رنگ‌های مختلف رو به رو می‌شود، حداقل شما با او مهربان باش و مسواک بزن، یا اگر مسواک نمی‌زنی یک آدامس بنداز گوشه لُپت .

خب همان طور که از شما انتظار دارم که با دندان پزشک‌ها مهربان باشید، از آن‌ها هم انتظار دارم که با بیمار مهربان باشند، مثلا وقتی به بیمار می‌گویند دهانت را باز کن هی نگویند باز کن، باز کن، باز کن، بیشتر باز کن... خب دکتر جان فک آدم درد می‌گیرد ، دَر می‌رود ؛ یا وقتی که جراحی می‌کنند یا دندان پر می‌کنند و یا حتی می‌کشند ، درست است به زور و قدرت زیادی احتیاج هست اما نه در این حد که همزمان دو نیرو در جهت مخالف به فک بیمار وارد کنید، طوری که بیمار یک آن حس کند الان است که فکش متلاشی شود؛ یا اگر دیدید زبان بیمار خیلی تکان می‌خورد (مثل من) انگشت روی زبانش نگذارید، چون حالت تهوع به بیمار دست می‌دهد و یکهو دیدید بیمار هم با حالت تهوع دست داد !

در آخر هم، حالا که در ایامی به سر می‌بریم که قراراست بساط شیرینی و شکلات و آجیل جور بشود، مواظب دندان‌هایتان باشید و قدرشان را بدانید و اگر یک بار خدای نکرده گذرتان به دندان پزشکی افتاد، با دکتر مهربان باشید و به او لبخند بزنید و حرف‌هایش را گوش کنید و مسواک هم حتما بزنید و فکر نکنید تنها قشری هستند که پول پارو می‌کنند و پول مفت می‌گیرند .

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/٠٤
١
٠
خیلی دلنشین و دل چسب بود..منم دندون پزشکا رو چون همون یه باری که رفتم برخورد خیلی خوبی دیدم خیلی دوست دارم و تازه به نظرم کارش هم باحال بود..حتی با اینکه بعضی وقتا درد میگرفت ولی وقتی داشت عصب کشی میکرد بسی لذت بردم از چیزایی که هی تو دهنم میکرد..جالب بود برام چون تا حالا ندیده بودم :دی..سوم راهنمایی بودم اون موقع :دی
zahra_kh
zahra_kh
٩٤/٠١/٠٤
٠
٠
خوشحالم خوشت اومده :) منم وقتی قرار بود جراحی کنم خیلی ذوق داشتم اصن دلم میخواست دکتر همه دندونامو جراحی کنه :))))
شکیبا مهرگان
شکیبا مهرگان
٩٤/٠١/٠٤
٣
٠
راجع به پولی که دوندونپزشکا می گیرن نمیشه شکایت کرد. چون به اندازه ی پولی که می گیرن واقعا زحمت کشیدن و همونطور که گفتی سلامتی رو به ما هدیه می دن. اما از اونجایی که دندونپزشکا هم آدم های عادی هستن نمیشه شخصیتشون رو به شغلشون ربط داد. یعنی یه دکتر دندونپزشک هم میتونه خیلی خوب باشه هم میتونه خیلی بد. آخرین باری که رفته بودم دندونپزشکی، دکتر همونطور که دستش تودهن من بود با یه دست دیگش سیگار می کشید .من داشتم از بوی سیگار خفه می شدم. و چون ایشون دکتر بودن و مطبم مال ایشون بود نمی تونستم بگم : آقای دکتر انقد سیگار نکش! یه دندونپزشک دیگه هم دیدم که صدای موسیقی بلند همیشه تومطبش شنیده می شد. وسط کار روی دندونم منو ول می کرد و با گوشیش می رفت وایبر و راجع به گروه های مسخره وایبری با منشیش حرف میزدن! و بعد به منشی می گفت: بزن قدش! اینا چیزای عجیبی بود که من از دندونپزشکا دیدم.میخوام بگم توی هر صنفی همه جور آدم پیدا میشه.
zahra_kh
zahra_kh
٩٤/٠١/٠٤
٠
٠
آره موافقم تو هر صنفی هرجور آدمی پیدا میشه :) وای اون چه دکتری بوده که سیگار می کشیده ؟ O_o در کل موافقم باهاتون :)
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٠٤
٠
٠
همتااااااااااا خانوووووووووووم بیاین اینجااااااااااا خخخ
zahra_kh
zahra_kh
٩٤/٠١/٠٤
٠
٠
آره بیاین ببینید چقد تعریفتونو کردم :))))))
همتا
همتا
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
:دی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٤
٢
٠
روی موضوع جالبی دست گذاشتید! میخواستم راجع به "یکسان نبودن تعرفه ها" کمی روی منبر برم اینجا، حرفم رو قورت میدم...! بگذریم! :-))
zahra_kh
zahra_kh
٩٤/٠١/٠٤
٠
٠
خب می گفتین آقای شمشیری :)))) طرف ما تعرفه های دندون پزشکا تقریبا یکسانه به جز بعضی مواردش :) در کل حرفتونو قورت ندید بگید :))))
zahra_kh
zahra_kh
٩٤/٠١/٠٤
٠
٠
من جواب نظرتونو دادم آقای شمشیری ولی فکر کنم نظرم منشوری بود تایید نشد :-/ و خب ترجیح میدم فقط ازتون تشکر کنم :)))
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/٠٤
٠
٠
واااای من از این جماعت دندانپزشکان عزیز اونقدررررر خاطره دارم که حددد نداره. اصلا عزیزدلن این دوستان(!) خخخ اگه نبودن که خداییش من اصلا نمی تونم تصور کنم در چه حالی بودم بخصوص اون موسیقی دلنشین (!) دستگاهی که دندون آدمو سوراخ می کنه (نمیدونم اسمش چیه) و فکرمی کنی که تا ته مغزت داره سوراخ میشه!! :دیییی اما من چشمامو معمولا موقع پرکردن یا هر عملیات دیگه روی دندون محکم می بندم و فقط صدای دستگاه رو می شنوم ولی یکی از دندانپزشکان من بود که صداشون خیلی برام آشنا اومد (با چشم بسته آدم فقط روی صدا تمرکز داره) بعد کلی فکر کردم و جلسه بعد که رفتم خدمتشون ازشون پرسیدم شما می دونین که صداتون شبیه کدوم هنرپیشه س؟ هرچی فکر کردن نتونستن حدس بزنن ایشون. بعد خودم مجبور شدم بگم: میکائیل شهرستانی! :)
zahra_kh
zahra_kh
٩٤/٠١/٠٥
٠
٠
شاید باورت نشه ولی من عاشق همون مته ای هستم که دندونا رو سوراخ میکنه :)))))) اتفاقا منم چشمامو میبندم ،وقتی برای ارتودنسی رفته بودم چشمامو بسته بودم ف بعد دکتره گفت وا چرا چشماتو بستی ؟ راحت باش :)))))
همتا
همتا
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
توربینه :\ خیلی هم خوبه :دی
Dr_Maliheh
Dr_Maliheh
٩٤/٠١/٠٤
٠
٠
آخ آخ! :)) خیلیا میگن آره این دکترا زحمت کشیدن و اینا، ولی آخرشم ته دلشون صاف نیست :) هر چند من خودم از دندونپزشکی وحشت دارم، ولی خب واقعا زحمت داره این رشته... یه خسته نباشید به تمام دندون پزشکای عزیز و شما که این موضوع رو انتخاب کردین و از حقوقشون دفاع :) تشکر...
zahra_kh
zahra_kh
٩٤/٠١/٠٥
١
٠
من دلم صافه صافه نگا :)))) ممنون از شما :)
Dr_Maliheh
Dr_Maliheh
٩٤/٠١/٠٥
٠
٠
:)
همتا
همتا
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
هیح ! :دی
s_sali
s_sali
٩٤/٠١/٠٥
٠
٠
خیلی لذت بخش نوشته بودین. واقعا بهداشت دهان و دندان خیلی مهمه چون خیلی از بیماریها خصوصا بیماریهای گوارشی علتش مشکلات دندان هستش. منم دندان پزشکها رو خیلی دوست دارم. زمانی که ارتودنسی کرده بودم 2سال هر هفته میرفتم پیش دکترم و این قدر این دکتر مهربون و دوست داشتنی بود که حد نداشت. خیلی موضوع خوبی بود . موفق باشید
zahra_kh
zahra_kh
٩٤/٠١/٠٥
٠
٠
ممنون لذت بخش خوندین :) دقیقا دکتر منم خیلی مهربونه :) ممنون شمام موفق باشید :)
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠١/٠٥
٠
٠
خب من جز اونایی هستم که اولش از دندون پزشکی می ترسیدم ولی برام عادی شد. یک روز بعد از عصب کشی دندونم برای قالب گیری رفته بودم و چون دکتر خیلی اذیتم کرده بود می خواستم تلافی کنم. جناب دکتر یک چیزی روی لثه ام گذاشتند و فرمودند وقتی ایشان دستشان را از توی حلق من در آوردند من محکم دندانهایم را بر هم فشار دهم تا قالب دندانم در بیاید، ما هم نه گذاشتیم و نه برداشتیم همان موقع با بیشترین زوری که داشتیم دست دکتر را گاز گرفتیم (((: و یک فریادی از دکتر بلند شد که همه فکر کردن از فریاد،دکتر بلند شده ((((:
zahra_kh
zahra_kh
٩٤/٠١/٠٥
٠
٠
واااااااااااای چه کار باحالی :)))))))) گناه داشت ولی :))))))
همتا
همتا
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
:| دکتر مظلوم طفلک ! :)))))
همتا
همتا
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
آقا اصن باید این متنو آب طلا گرفت اصن ! احسنت ! تبارک الله ! ماشالله !‌:دی ^ـــــــ^
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨