شهر تبریز است و جان قربان جانان می‌کند
شرح بازدید من از خانه مشروطه

شهر تبریز است و جان قربان جانان می‌کند

نویسنده : Nasrin-A

هوالمحبوب

فکر کردم بد نباشد این روزها که هوا برای سفر خوب است، راجع به یک سری از نقاط دیدنی استان آذربایجان شرقی و مخصوصا تبریز بنویسم، حالا اگر سفر هم نرفتید، وصف العیش، نصف العیش.

این مطلب شرح بازدید من و دوستم از خانه مشروطه است که جزو آثار تاریخی تبریز محسوب می‌شود. این خانه جایی بوده که زمان مشروطه  یکی از پایگاه‌های مشروطه خواهان تبریز  به حساب می‌آمد. منزل حاج مهدی کوزه کنانی از تجار صاحب نام تبریزی که  گرایش به انقلاب مردمی داشته و با کمال میل منزل شخصی خودش را در اختیار سربازان آزادی خواه وطن قرار داد. این خانه در خیابان «راسته کوچه» واقع شده. راسته کوچه از محله‌های قدیمی تبریز است. که منتهی به بازار بزرگ تبریز می‌شود و یکی از خیابان‌های پر رفت و آمد در مرکز تجاری شهر است.

خانه یک حیاط بزرگ دارد که من احتمال می‌دهم زمان‌های قدیم پر از دار و درخت بوده ولی  الان جز چند تا نهال و بوته گل چیز زیادی داخلش به چشم نمی‌خورد. ساختمان خانه یک ساختمان دو طبقه قدیمی است با پنجره های بزرگ، شیشه‌های رنگی و درهای چوبی با صفا که دل آدم براش غنج می‌رود.

وارد ساختمان که می‌شوی دست راست بخش اداری است و طرف چپ بوفه پله‌ها را که بالا بروی می‌رسی به یک راه روی خیلی شیک و اتاق‌های تو در توی پنج دری و ارسی و مهمان خانه که امروزه تبدیل شده به موزه اشیای تاریخی، عکس، خاطره و  مجسمه‌های سرداران بزرگ مشروطه از جمله ستار خان و باقر خان سردار و سالار ملی. همچنین مجسمه‌های علی مسیو، علی دواچی و خیلی‌های دیگر. کار دست هنرمندان آذربایجانی زینت بخش  خانه است. عکس‌های تاریخی نقاشی‌هایی از چهره‌های برجسته  نهضت مشروطه در و دیوار  خانه را آذین کرده‌اند. نقاشی بزرگی از ستارخان سوار بر اسب، تفنگش حمایل بر سینه، پر ابهت و با صلابت، دیوار بزرگی را به خود اختصاص داده است. گویی این مرد از دل تاریخ در دل این نقاشی حلول کرده است. چشمانش با بیننده حرف می‌زند، چشم و دلم از دیدن این مرد پر افتخار سیر نمی‌شد. بارها و بارها  نگاهش کردم.

از جمله گنجینه‌های ارزشمندی که در این موزه کوچک در معرض دید عموم قرار گرفته می‌توان به مهرها و نشان‌ها، سکه ها، اسلحه‌های گرم و سرد که در جنگ‌های بین تبریز و روس استفاده می‌شده اشاره کرد. همین طور دیوارهای خانه پر است از شرح دلاوری‌های زنان و مردان شهر و دیارم که دلیرانه ایستاده‌اند در برابر تهاجم بیگانگان، وسایل شخصی ثقه الاسلام شهید راه آزادی، همچنین روزنامه‌های عصر مشروطه در غرفه‌های جداگانه‌ای در این خانه  نگهداری می‌شود. نکته‌ای که شاید از دید عموم مردم پنهان مانده باشد، نقش پر رنگ زنان آذربایجان در قیام بزرگ مشروطه است. زنانی چون زینب پاشا یا تلی زری، که در جنگ‌ها و مبارزات مسلحانه پا به پای مردان‌شان اسب تاخته‌اند و ماشه چکانده‌اند. دلیری و ظلم ستیزی از خصلت‌های بارز مردم آذربایجان است که مرد و زن نمی‌شناسد. عکس زیبایی از زینب پاشا رهبر زنان مبارز تبریز همراه با شرح مختصری از دلاوری‌هایش بر دیوار این خانه آویخته شده است تا یادگاری برای آیندگان باشد.

نکته ی مورد توجه و جالب دیگری که در این گردش یا به قول برخی دوستان بازدید علمی دستگیرم شد، حضور برخی از خارجی‌ها در صف قیام مردمی بود. مرد جوانی به نام هوارد باسکرویل که معلم مدارس تبریز بوده به دلیل حمایت از مشروطه‌چی‌ها به قتل رسیده و پیکرش درگورستان ارامنه تبریز دفن گردیده است. زنان تبریز به پاس حمایت‌های هوراد قالیچه‌ای با تصویر وی بافته‌اندکه هیچ گاه به دستش نرسید. از جمله دیگر اشیای ارزشمند این موزه قالیچه‌ای است که در قره باغ بافته شده و در آن اشعار حماسی در توصیف مشروطه  خواهان نقش بسته است. از جمله این شعار«یاشاسین مشروطه/ آباد اولسون ملک مشروطه» «زنده باد مشروطه و زنده باد ملک مشروطه»

خانه مشروطه پر از طرح و نقش است بازدید از این مکان تاریخی حس خوبی برایم داشت. طرح جالبی که برای نخستین بار در تبریز به دست استاد صابر بقال اصغری کار شده و به هنر نقاشی با سرامیک معروف شده است تصویری از  سردار و سالار ملی را نقش کرده است که در ورودی تالار اصلی چشم بیننده را می نوازد. دیدن این خانه زیبای تاریخی را در سفر به تبریز از دست ندهید.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٤/٠٢/٢٩
٠
٠
من عاشق این ارسی ها و اون شیشه های رنگی و سایه بازی هاشم ، تا حالا تبریز نرفتم ولی خیلی تبریز و زبان مردمشو دوست دارم ، بشه که برم
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/٢٩
٠
٠
علاقه به سنت ها تا حدود زیادی توی خون ما ایرانی ها هست... امیدوارم قسمت بشه توی این هوای خوب یه سر به تبریز بزنید
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠٢/٢٩
٠
٠
سلام :))) ممنون خیلی خوب بود. کاش عکس های بیشتری گذاشته بودین تا با نوشته ها با هم بخونیم و ببینیم. امیدوارم یه سفر به تبریز داشته باشم :)) حس وحالی که بعد از خوندن اینجور نوشته ها یا رفتن به خود اون مکان ها بهم دست میده انگار سفر به تاریخه خارج از زمان.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/٢٩
٠
٠
سلام دوست عزیز راستش رو بخوایین یکم گیر دارم برای عکس گذاشتن توی سایت جیم:) تا راه بیوفتم طول میکشه فکر میکنم:)) گمونم عکس های این پست بیشتر بود یا من ناشی گری کردم توی فرستادن لینک ها یا توی نمایش حذف شده به هر حال خوشحالم به خاطر توجه شما و منتظر حضورتون در شهر زیبایم
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٤/٠٢/٢٩
١
٠
من به عنوان یه تبریزلی از همتون دعوت میکنم که الان هوا خوبه به نسبت جاهای دیگه(تابستون هم خوبه) تشریف بیارید و خوش بگذرونید: )
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/٢٩
٠
٠
یاشاسین هم شهری ..... بابت دعوتت ممنوووون
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٤/٠٢/٢٩
٠
٠
اینجا رو که نرفتم ولی خدایی بعضی از این جاهای تاریخی و که میری از نزدیک میبینی واقعا مسخ میشی! :))
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/٣٠
٠
٠
اووهوم:)
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات