تهران گردی با کتاب!

تهران گردی با کتاب!

نویسنده : Nasrin-A

هوالمحبوب

حکایت من و این کتاب به چند سال گذشته بر می‌گردد، وقتی تازه منتشر شده بود و من تب تندی برای خواندن تازه‌های بفروش داشتم ولی آن روزها دانشجوی بیکاری بودم که توان خرید هر کتابی را نداشتم و بیشتر بودجه یک ترم تحصیلی صرف خرید کتاب‌های درسی مهم می‌شد، آن‌هایی که نمی‌شد قرض کرد.

«یوسف آباد خیابان سی و سوم» / سینا دادخواه / نشر دوست داشتنی چشمه

این کتاب داستان بلندی است در 114 صفحه که می‌توانی یک نفس بخوانی‌اش، زمان زیادی از تو نمی‌گیرد ولی حال خوبی بهت می‌دهد. از کتاب‌های پر مدعا نیست، روایتش را ساده آغاز می‌کند و سعی نمی‌کند خیلی مخاطب را بپیچاند!

نکته مهم کتاب نوع روایتش است که برای من تازگی داشت، قبلا با کتابی رو به رو نشده بودم که چهار راوی و چهار قهرمان اصلی داشته باشد!

قهرمان‌های داستان به ترتیب حضور در قصه: سامان: پسری 22 ساله، عکاس و دانشجوی برتر عکاسی دانشگاه هنر، چهار سال است که دلبسته دختری شده است و...

لیلا جاهد: زنی 40 ساله که یک ازدواج نافرجام را از سر گذرانده، مستقل زندگی می‌کند و بعد از ده سال دوری دوباره عشق اولش را یافته و بدون این‌که با هم ازدواج کنند .

حامد نجات: مردی 40 ساله که در نیویورک عکاسی خوانده و بعد از ده سال به ایران برگشته در کانون زبان تدریس می‌کند و آتیلیه ملکه  خاکستری را اداره می‌کند، رئیس سامان هم هست و همچنین عشق از فرنگ برگشته لیلا جاهد.

ندا فغانی: برادر نیما و عشق چهار ساله سامان. دختری که در کلاس زبان شاگرد حامد است و در دل چهار سال است که سامان را دوست دارد اما.....

داستان چهار فصل دارد که هر فصل توسط یکی از این چهار نفر روایت می‌شود. جالبی داستان اینجاست که کتاب دیالوگ ندارد، یعنی هیچ کجای کتاب دو نفر مثل بچه آدم نمی‌نشینند رو به روی هم گفتمان سالم و سازنده بکنند که چیزی هم گیر مخاطب بیاید، بلکه هر کدام ناخوداگاه و خود آگاه خود را واکاوی کرده و گذشته‌های دوست نداشتنی و گذشته‌های دوست داشتنی‌شان را مرور می‌کنند تا به حال و اکنون خود برسند، دیالوگ‌ها همه از زبان راوی آن فصل بر می‌خیزد حتی اگر گوینده‌اش او نباشد!

چیزی که داستان را پر کشش می‌کند این است که گره افکنی‌های عجیب و غریب در داستان اتفاق نمی‌افتد و هر کدام از این چهار نفر بخشی از داستان را نقل می‌کنند تا پازل قصه در آخر تکمیل شود، خط زمان جا به جا شکسته می‌شود و مخاطب همراه ذهن فرّار راوی بین گذشته و حال در نوسان است. در کل فضا سازی داد خواه در این کتاب خوب و حساب شده است، مخاطب را سردر گم نمی‌کند و وعده‌ای به او نمی‌دهد که نتواند عملی‌اش کند. شناخت او از ضمیر انسان‌ها از توصیف روابط دوستی و ویژگی‌های مردانه قابل قبول است به خوبی می‌تواند از المان‌های شهر نشینی و مدرنتینه در پیشبرد قصه سود ببرد. کتاب را می‌شود یک جورهایی معرف شهر تهران هم قلمداد کرد با توجه به این‌که مدام از خیابان‌ها و پاساژهای معروف تهران صحبت به میان می‌آورد. چقدر خوب می‌شد همه نویسنده‌ها تکلیف‌شان با اثرشان روشن می‌بود تا خواننده‌ها را الکی نپیچانند!

+ نکته آخر بخوانیدش چون ضرر نمی‌کنید!

برش هایی جذاب از متن کتاب:

+ بخت آدم‌ها در شب یلدا عوض می‌شود ستاره قبلی می‌میرد و ستاره ای جدید به دنیا می‌آید!

+ همه فکر می‌کنند که حسی مبهم آدم‌ها به هم نزدیک می‌کند اما نمی‌دانند که کار کار فرشته است!

+ مسخره بازی‌های خود جوش از مسخره بازی‌های حساب شده بهترند!

یا حق...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠١/٠٣
٠
٠
مرسی از معرفی :) حتما میخونمش مسخره بازی‌های خود جوش از مسخره بازی‌های حساب شده بهترند! این جمله عالی بود :) ممنون
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/٠٣
٠
٠
خواهش میکنم:)طبیعتا درست هم هست ...
شکیبا مهرگان
شکیبا مهرگان
٩٤/٠١/٠٣
٠
٠
چقدر خوب نوشتید. نشر چشمه هم که کتاب هایش همه خوب اند. "یوسف آباد خیابان سی و سوم"‌ هم در لیست کتاب هایی که می خواهم بخوانم قرار گرفت.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/٠٣
٠
٠
ممنونم:)نشر چشمه خیلی دوست داشتنیه
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠١/٠٣
٠
٠
کتاب خوبیه.من خوندمش. به نوعی تو سبک خودش از اولین ها بود. اتفاقا چند وقت پیش داشتیم با چند نفر به ایده تهران گردی با کتاب فکر می کردیم ولی جز این کتاب هیچی به ذهنمون نرسید. خوبه اگه این روند رو ادامه بدین و بازم بنویسین :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/٠٣
٠
٠
مرسی نیلوفر عزیز خوشحالم نوشته ام رو خوندی حتما ادامه خواهم داد:)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٣
٠
٠
ممنون از معرفی.. :-))
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/٠٣
٠
٠
خواهش میکنم:)
faranak_b
faranak_b
٩٤/٠١/٠٣
٠
٠
ممنون بخاطر معرفی :) فقط فک کنم ندا باید خواهر نیما باشه نه برادرش :))))
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/٠٣
٠
٠
شما خیلی درست فک میکنین:) ولی بدی اینجا اینه که امکان ویرایش مطلب نیس!
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٢/٢٩
٠
٠
امروز این کتاب رو خوندم ممنون از معرفی لذت بردم از خوندنش از توصیف شهرم :)) یه عالمه حس خوب بهم داد مخصوصا قسمتی که زبان ندا نوشته شده بود ^_^ بازم ممنون :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/٢٩
٠
٠
خوشحالم که خوشتون اومده دوست عزیز:)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات