نرم نرمک می‌رسد اینک بهار
مجموعه شعرهای محبوب شما كه برای ما ارسال كرده‌ايد

نرم نرمک می‌رسد اینک بهار

نویسنده : ایمان فروزان نیا

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

شاخه‌های شسته، باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگ‌های سبز بید

عطر نرگس، رقص باد

نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می‌رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار ...

(فریدون مشیری)

======***======

خسته ام مثل زنی از شاعری شوهرش

مثل مردی مانده در احقاق حق همسرش

مثل مجنونی که لیلی در دلش باشد ولی

شور شیرین ناگهان افتاده باشد در سرش

(رضا طبیب زاده)

======***======

حاصل این همه سال انس گرفتن به قفس

تلخ کامی ست اگر شهد و شکر هم بدهند

(حامد عسکری)

======***======

پرواز هم

دیگر رویای آن پرنده نبود

دانه دانه پرهایش را چید

تا بر این بالِش

خواب دیگری ببیند

(گروس عبدالملکیان)

======***======

با دلبر دیوانه بگویید بیاید

دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید!

(خیام نیشابوری)

======***======

از راه که می‌رسی انگار

گله ای اسب وحشی

در دلم تاخت می‌کنند.

(رضا کاظمی)

======***======

لب تو از لب او شهد و عسل می‌خواهد

لب او از تو فقط شعر و غزل می‌خواهد

دوستت دارد و از دور بغل می‌خواهد

دل من! این همه خان، رستم ِ یل می‌خواهد !

(یاسر قنبرلو)

======***======

زیباترین سروده ی دنیا خودِ تویی

مشتاق شعرخوانی من می شوی چرا؟!

(مسلم محبی)

======***======

خودم را به فروش گذاشته‌ام

چوب حراج زده ام به رویاهایم

کسی بیاید مرا بخرد

برنگرداند ...

(جلیل صفر بیگی)

======***======

بی عشق از دنیای آدم ها چه می‌ماند

تو فکر کن درس ریاضی بی‌عدد باشد

(اصغر عظیمی مهر)

======***======

دلم را به دلت گره می زنم

یکی زیر

یکی رو

مادربزرگم می گفت

قالی دستباف

مرگ ندارد.

(کمند شمس)

======***======

هی منتظر آمدنش می مانی

این را همه زندگی‌ات می‌دانی

دلتنگی، یک شماره در گوشی توست

که زنگ نمی‌زند به این آسانی...

(محمد مسعود کرمی)

======***======

تاریک شد از مهر دل افروزم روز

شد تیره شب، از آه جگر سوزم روز

شد روشنی از روز و سیاهی ز شبم

اکنون نه شبم شبست و نه روزم روز

(منوچهری)

======***======

دوستت دارم و دانم كه تويی دشمن جانم

از چه با دشمن جانم شده‌ام دوست، ندانم!

(عماد خراسانی)

======***======

مرد: «تا حالا آرزوی مرگ کردی؟»

پیرمرد: «نه، احمقانه ست که تو این زمونه آرزوی نعمت داشته باشی.»

(فیلم جاده – 2009)

======***======

سلیمان حسنی:

اذان شُد باز دل‌ها بی‌قرار است

کنون هنگامه دیدارِ یار است

بگوید عاشقان هُشیار باشید

زمانِ بندگیِ آن نگاراست

(سروده خودم)

======***======

سلیمان حسنی:

صدا کردی دلم لرزید ای یار

زِ دامِ عاشقی ترسید ای یار

حجابی بَر درِ گوشم کشیدم

دگر غیر از خدا، نشنید ای یار

(سروده خودم)

======***======

azadeh_tabrizi:

هر روز را به انتظارش تمام می‌کنم

عادت کرده‌ام به این سرگشتگی

به این پرسه زدن‌ها

بین تصاویر بین ثانیه‌ها

نه باید تسلیم شوم 

باید بپذیرم

که این جنگ در سرم تا ابد ادامه دارد...

======***======

r_riahi: 

ای دستانت آشنا با نم باران

کمی بباران بر کویر خشک رخم

که این خراشیده رخ،

مهر دستانت را می‌ستاید و

این آزرده جسم، هوای تورا می‌طلبد

بی‌هوا در هوای تو هستم

و هوایم، هوایت را آرزوست

به همان هوای خوش عاشقی

هوایم که به سرت زد

کمی ناهوا دوستم بدار

(رضا ریاحی)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/٢٠
٠
٠
سلام؛ همه عالی بودند. آقای حسنی هم که جای خودشون رو دارند. ممنون از شما آقای فروزان نیا.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/٢١
٠
٠
سلام میرزای عزیز:خیلی متشکرم
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/٢١
٠
٠
خواهش می کنم بزرگوار :)
هاچ
هاچ
٩٣/١٢/٢٠
٠
٠
دیالگو 0_o
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/١٢/٢١
٠
٠
گاهی بعضیا به این ایده می رسن...
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/١٢/٢١
٠
٠
متاسفانه
هاچ
هاچ
٩٣/١٢/٢١
٠
٠
چرا متاسفانه؟
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/١٢/٢١
٠
٠
این که اون قدر زده بشی از زندگی که بخوای بمیری غمگینه به نظرم :(
هاچ
هاچ
٩٣/١٢/٢١
١
٠
مرگ ضد زندگی نیست محدثه، بخشی از اونه.
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/١٢/٢١
١
٠
زیباترین سروده ی دنیا خودِ تویی مشتاق شعرخوانی من می شوی چرا؟ عالییییی:))
فائزه
فائزه
٩٣/١٢/٢١
٠
٠
عالی^_^ مرسی
sr_talebi
sr_talebi
٩٣/١٢/٢٣
٠
٠
بدک نبود؟
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠