تا به حال،

از پرتگاه پرت شده‌اي،

نشده‌اي،

مي‌دانم.

ولي من اين تجربه را داشته‌ام،

از پرتگاه نگاه و قلب تو پرت شده‌ام ،

كه مي‌گفتي هميشه مي‌ماني،

و درك مي‌كني مرا.

و مي‌سازي فصلي نو در درونم

ولي افسوس كه پرتگاه جديدي شدي،

براي سقوط دوباره احساسم

به درون اعماق،

تنهاي و ترس

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
F-jafari
F-jafari
٩٤/٠١/٣١
١
٠
از پرتگاه نگاه و قلب تو پرت شده‌ام ...این بیتش قشنگتره. مرسی
Vahid_Shandiz
Vahid_Shandiz
٩٤/٠٢/٠١
٠
٠
مرسی از نظرتون
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٣١
١
٠
جالب بود... چه سقوط دردناکی.. :(
Vahid_Shandiz
Vahid_Shandiz
٩٤/٠٢/٠١
٠
٠
مرسی.خدا کنه برای هیچ کسی اتفاق نیفته.
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠١/٣١
١
٠
چقدر سنگین بود...ممنون :)
Vahid_Shandiz
Vahid_Shandiz
٩٤/٠٢/٠١
٠
٠
مرسی از نظرتون.
korosh
korosh
٩٤/٠١/٣١
١
٠
چقد از این نوع شعر ها باب شده ! شیطونه میگه منم یکی بسرویم :) مرسی از شما :)
Vahid_Shandiz
Vahid_Shandiz
٩٤/٠٢/٠١
٠
٠
ممنون از نظرتون .چرا که نه؟
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/٣١
١
٠
شعر زیبایی بود و مفهوم جدید و خلاقانه ای هم داشت اما در شعر تااین حد عریان نویسی روال مطلوبی نیست و همچنین قالب رو اگه کمی دستکاری میکردید از این حالت "متن ادبی" درمیومد و به شعر پست مدرن نزدیکتر میشد. برای این نوع چارچوب شعری که شما مدنظر داشتید کمی بیشتر به مطالعه بپردازید و به گمونم بعدها اشعاری بسیار پخته تر خواهید سرود. ضمن اینکه کمی به علایم دستوری در شعر بیشتر توجه کنید. شعر هر علامتی رو لازم نداره و البته برخی علایم مثل علامت سوال در بند دوم ضروری هستن. خیلی موفق باشید. :)
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠١/٣١
١
٠
چه توضیحات کاملی :) من هم با اجازه استفاده کردم :)
Vahid_Shandiz
Vahid_Shandiz
٩٤/٠٢/٠١
٠
٠
ممنون از توضیحات کاملتون.
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠١/٣١
١
٠
دردناک بود :((
Vahid_Shandiz
Vahid_Shandiz
٩٤/٠٢/٠١
١
٠
مرس از نظرتون.برای من اتفاق افتاده بود.ولی زندگی ادامه داره
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/٠١
١
٠
بااین که دردناک بودولی حرف دلم من همینننننننننننننننننننننن بوددددددددددداحسنت برقلمتاننننننننننننن
Vahid_Shandiz
Vahid_Shandiz
٩٤/٠٢/٠١
٠
٠
مرسی از نظرتون.ایشالله هر چه زودتر هوای دلتون مثل همین فصل بهار،بهاری بشه
پربازدیدتریـــن ها
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
ذهن من پر شده است از دیگران

خودم چی پس؟

٩٦/٠٥/٢٣
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
تبلیغات