لبخند ستاره / شعر
شعری سروده خودم

لبخند ستاره / شعر

نویسنده : hamidreza_yaghoobi

طرحی ز جنس ماه کشیدم به بام شب

تا جرعه‌ای ز نور بریزم به جام شب

خطی به رنگ نقره ز رویای کودکی

افتاد چون ستاره بختم به دام شب

بر پرده سیاه زمان نقش غم کشید

وقتی تمامِ هستیِ من شد به کام شب

در کوچه‌های زخمی و عریان آسمان

دیدم تمامِ آینه‌ها گشته رامِ شب

لبخند زد ستاره در آن سوی کهکشان

آن دم که قرعه سحر آمد به نام شب

(فصل تیغ)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
F-jafari
F-jafari
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
ممنون آقای یعقوبی.
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
زیبا بود.
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
میگم شما که اشعار کتابتونو اینجا منتشر می کنین به فروشش توی بازار لطمه نمیزنه؟! یعنی کم نمیشه فروشش؟//مرسی و بسیار عالی :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
کتابِ پدر حدودا 10سال پیش چاپ شد (اونم با اصرار شاگرداش و ما) و بعد از شرکت تو چندتا نمایشگاه و فروش الباقیش توسط ناشر دیگه پرونده ی فروشش بسته شده فکر کنم. البته مطمئن نیستم. خیلی زیاد ممنون خانوم قاسمی
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
چه عالی! :) حتما پدر افتخار می کنن که پسری مثل شما دارن که اینطور ازشون حمایت می کنین و پیگیر انتشار اشعارشون هستین. :) دعا کنین منم بتونم زودتر کتابم رو منتشر کنم/موفق باشند و باشید. :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
ديگه بعد از خوندن كامنت شما مطمئنم كه افتخار ميكنن بهم :)))) . خيلي ممنون از لطفتون.انشاءلله به زودي منتشر ميشه و همه بهره مند ميشن از قلم شما. اميدوارم خيلي زود خبر چاپ شدنش رو تو سايت اعلام كنيد :)))
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
واقعازیباااااااااااابوددددددددددددددددددد
میرزا
میرزا
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
سلام؛ خیلی عالی، شاعرش به سلامت باد!
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣