آموزش به شرط استخدام یا یک روش جدید فروش!
در این روزها که خیلی‌ها دنبال کار هستند، در روزنامه‌ها به آگهی‌هایی برخوردیم که استخدام شما را تضمین می

آموزش به شرط استخدام یا یک روش جدید فروش!

نویسنده : سیده نعیمه زینبی

یک مدرک ناقابلی از دانشگاه فلان می‌گیرد و بعد دربه در و روزنامه به روزنامه دنبال کار می‌گردد. اول پیگیر کارهای دولتی و استخدامی‌ها می‌شود؛ بعد خصوصی و شخصی، بعد آگهی‌های روزنامه را پیگیری می‌کند و آخر هم دست از پا درازتر می‌ماند. چرا هیچ‌کس برای سر کار بردنش دنبالش نمی‌آید و آن فرش قرمزی که قرار بود موقع خروج از دانشگاه تا محل کار برایش پهن کنند کجاست؟! در حین ورق زدن روزنامه  چشمش به یک آگهی می‌افتد. یک دوره آموزشی، اشتغال در خانه و درآمدهای عالی! بارقه امید در دلش نقش می‌بندد. گوشی تلفن را برمی‌دارد و تماس می‌گیرد تا ببیند در دل آگهی‌های روزنامه چه نهفته است؟! و چقدر می‌شود به این آگهی‌ها اعتماد کرد.

 

|| آموزش بسیار اما کار بی‌کار!

نجمه زن سی ساله است که راه‌های مختلفی را برای شاغل شدن امتحان کرده است. اول در یک موسسه بازاریابی مشغول به کار شده، پول یک دوره آموزشی را از او گرفتند و در طی دوره به خاطر فضای بی قید و بند هماکارانش آن‌جا را ترک کرده است. بعد تصمیم می‌گیرد یک دوره حسابداری را بگذراند و حسابدار شود. در یک موسسه حسابداری با شرط استخدام  ثبت نام می‌کند و با دادن هزینه دوره یک ماهه را می‌گذراند .بعد از گذراندن دوره او را به یک تراشکاری معرفی می‌کنند تا آنجا شاغل شود! او هم با دیدن محیط، فرار را برقرار ترجیح می‌دهد! بعد هم پیگیر آگهی ساخت درختچه‌های مصنوعی می‌شود و یک دوره یک،ی دو ماهه را آنجا می‌گذراند آن هم به شرط استخدام! بعد از پایان دوره، کیفیت کار او را تایید نمی‌کنند و کار بی کار! پس از آن دوره سرمه دوزی را می‌گذراند تا از این طریق خود اشتغالی داشته باشد ولی این پروژه هم با زیربار نرفتن مربی برای دادن کار به شاگردانش ناکام می‌ماند! سپس آموزشی جهت پرورش قارچ می‌بیند که آن هم به دلیل توجیه نشدن در مورد فضای مورد نیاز و شرایط لازم ناموفق از آب در می‌آید. در آخر تلاش می‌کند که تابلو فرش ببافد با این تضمین که آموزشگاه خودش کارهای نجمه را خریداری کند ولی پروسه بافندگی این قدر طولانی و پیشرفت، آن قدر کند است که بیشتر به سرگرمی می‌ماند تا کار و بعد از شش ماه اولین تابلوی نجمه به نیمه نرسیده است که بخواهد آن را بفروشد. در واقع اغلب افرادی که تابلو فرش می‌بافند سرانجام دارشان کنار انباری است! او حالا دیگر بی‌خیال اشتغال شده است و ترجیح می‌دهد که به جای پرداخت پول برای دوره‌های مختلف، وقتش را صرف کودک دلبندش کند!

 

|| این آموزش به شرط استخدام دقیقا چیست؟!

تصمیم می‌گیرم که با چند تا از این آگهی‌های روزنامه که وعده استخدام داده‌اند؛ تماس بگیرم و از روند کارشان مطلع شوم! و از آن‌ها تضمین استخدام بخواهم. جالب است بدانید که تعدادی از این آگهی‌ها به اپراتور خودکار وصل است که بعد از توضیح شغل بدون این‌که بتوانم سوالی بپرسم ارتباط قطع می‌شود!

اولین آگهی مورد نظرم حقوق 900 به بالا را پیشنهاد می‌کند. خانمی گوشی را برمی‌دارد. کارشان ساخت جعبه هدیه است. حدود 30 هزارتومان برای یک جلسه دو ساعته آموزشی دریافت می‌کنند و اگر کار توسط آموزشگاه تایید شود، قرارداد بسته می‌شود. وقتی می‌گویم چه تضمینی هست که استخدام شوم؟ می‌گوید تضمین کار؛ تمیزی کار خودتان است. 

یک آگهی استخدام حسابدار از روزنامه پیدا می‌کنم. می‌خواهم حسابدار شوم و به حساب ملت برسم. شرکت مورد نظر  به رشته تحصیلی کاری ندارد و در قبال دریافت 130 هزارتومان آموزش حسابداری و90 هزار تومان آموزش نرم افزار می‌دهد و بعد هم آرزوی شاغل شدن با حقوق عالی را برای کارآموزانش برآورده می‌کند. البته اپراتور مورد نظر کلمه استخدامی را که در آگهی بیان شده است نمی‌پذیرد و می‌گوید ما معرفی به کار داریم، نه استخدام! هرچه از آقای پاسخگو می‌خواهم اطلاعات بیشتری به من بدهد زیربار نمی‌رود و می‌گوید حضوری تشریف بیاورید! از او می‌خواهم آدرس را برایم پیامک کند . از او سوالات بیشتری می‌پرسم با این توجیه که باید حداقل‌هایی از کارتان را بدانم تا حضوری خدمت برسم و اپراتور با بیان «صدایتان قطع و وصل می‌شود» گوشی را می‌گذارد! و آدرسش را هم برای من پیامک نمی‌کند تا حضوری جواب سوالاتم را بیابم.

 

|| ز کوشش، به هر چیز خواهی رسید

با دو دفتر آگهی روزنامه تماس می‌گیرم تا پروسه آگهی دادن را بدانم. آگهی دادن حتی به مراجعه حضوری نیاز ندارد. ابتدا مبلغ مورد نظر را به حساب واریز کرده و سپس متن آگهی مورد نظر را به آن‌ها می‌دهید. هیچ بررسی از جانب روزنامه در مورد صحت آگهی صورت نمی‌گیرد و روزنامه از این بابت هم مسئولیتی ندارد. باید بدانید چاپ آگهی از جانب روزنامه به معنای تایید آن نیست و شما خودتان موظفید تا تحقیق و جستجوی کافی را در این زمینه انجام دهیم.

هدف از نوشتن این گزارش؛ نفی این‌گونه مشاغل نیست. افرادی زیادی هستند که  از این طریق شاغل می‌شوند. ولی برای تازه‌کارها این امکان همیشه وجود دارد که در دام افراد سودجو گرفتار شوند. آدم‌هایی هستند که در کارشان صداقت ندارند و به بهانه اشتغال می‌خواهند صندلی دوره‌های آموزشی‌شان را پر کنند. اگر می‌خواهیم به سراغ اینگونه آگهی‌ها برویم، ابتدا در مورد شرکت مورد نظر تحقیق کنیم و از آن‌ها بخواهیم نمونه‌های موفق‌شان را به ما معرفی کنند. یا قبل از ورود به آن کار با افرادی که این کار را شروع کرده‌اند و موفق بوده‌اند مشورت کنیم. چالش‌ها و موانع کار را بشناسیم و راهکارهای لازم را برای مقابله با آن در نظر بگیریم.

در نهایت با چشم باز وارد بازار کار بشویم و با  دیدن حقوق دو سه میلیون تومانی آگهی‌ها 

خیال بافی‌های‌مان را به زندگی واقعی سنجاق نکنیم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١٢/١٨
٠
٠
دیدن صفحه استخدام همیشه منو افسرده میکنه/منو یاد روزهای میندازه که.......
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
من رو هم افسرده میکنه چون هنوز باهاش سر و کار دارم..
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/١٨
٠
٣
قلم شما مثل همیشه استاندارد و خوندنش لذت بخشه... شما از اون دست نویسنده هایی هستید که برای سایر مطالب کاربرها هم ارزش قائل میشید و تشریف میارید و نظرتون رو مرقوم میفرمایید. به سهم خودم از شما قلبا سپاسگزارم. ایشالا همیشه سلامت و تندرست باشید خواهرم :-))
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
شما لطف دارید جناب شمشیری... خوندن مطالب فقط لطف به دوستان جیمی نیست بلکه واقعا لطف به خودم هم هست چون گاهی مطالبی میخونم که واقعا لذت بخشه و نگاه جدیدی به موضوع رو به من یاد میده...دوستان جیمی ام خیلی خوب می نویسند و من از خوندن مطالبشون لذت می برم.ان شالله که همیشه وقت کافی داشته باشم تا از مطالب دوستان بهره مند بشم... ممنونم از شما که با این دقت مطالب و کامنت ها رو می خونید :))
مرتضی ت خ
مرتضی ت خ
٩٣/١٢/١٨
٠
٠
شیش ماه دنبال کار بودم اما کو کار؟
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
برو کار کن مگو چیست کار یا در این مورد کجاست کار؟:) ان شالله که کار مناسب خودتون رو پیدا کنید ..
Paeez
Paeez
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
معمولا پشت هر حقوق و تضمین غیر قابل باوری بدون آشنایی تو هر آگهی شک وارده و مستحب موکد !^_^
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
حکمشم دادی دیگه :)) عافرین همین که پاییز میگه :)
سمیرام
سمیرام
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
کارایی که تو روزنامه آگهی میشه با حقوقای نجومی و مزایا ... قابل اعتماد نیستن.بودن دوستانی که رفتن و در همون ابتدای کار پیشنهادهای عجیب غریب شده.متاسفانه کار در رابطه با مدرک خیلی کم پیدا میشه اما تلاش و پشتکار ادم و به همه جا میرسونه.
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
نمی شه کلی گویی کرد و گفت همه ...ولی واقعا اعتماد کردن کار سختی شده بخصوص که حقوقش هم نجومی میشه !:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
هاواللا :/ شیک نوشتین و دغدغه مند.... مرســــــــــــی از شما قلمتآن مستدآم (^_^)
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
متشکرم دنیا دیده جان ..لطف دارید.. هنرهای فراوان شما هم مستدام بانو :) دست پنجه تون درد نکنه :))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
سلام:سپاسگزارم ازمطلب خوبتون.کامیارباشید.
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
سلام . ممنون از حضورتون جناب حسنی .
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
سلام: زنده باشید.
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/١٩
٢
٠
سلام؛ منم به نوبۀ خودم اول تشکر می کنم از شما به خاطر حضور فعالتون و اینکه می نویسید و ما هم واقعا استفاده می کنیم و بعد هم اینکه این یادداشت شما بسان یادداشت های قبلیتون خواندنی بود و مفید. عرضی ندارم و غرضم تنها یه خسته نباشید جانانه بود. شرمنده که دیر خدمتتون رسیدم. دلتون سرشار شادی و یاد خدا و قلمتان حقیقت گو!
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٢/٢٠
٠
٠
سلام ممنونم از لطفی که نسبت به بنده داشتید جناب میرزا. کم پیدا هستید جناب؟ سپاس فراوان بابت دعاهای زیباتون و البته امیدوارم خداوند شجاعت گفتن حقایق رو در دل ما قرار بده و به ذهن و قلم مون هم یاری برسونه تا این اتفاق بیفته .. یاعلی
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/٢٠
٠
٠
سلام؛ خواهش می کنم. هستم در خدمت شما، یا علی مدد.
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
کار!! واقعا این روزا به یک معزل بزرگ تبدیل شده برای جوون ها! هعیییییییییییییی.... راستی نمی دونم معزل رو درست نوشتم یا نه! معضل؟ معظل؟ معذل؟! :دی
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٢/٢٠
٠
٠
کار همیشه معضل بوده از وقتی یادم میاد ...معضل خخخخخخخخخخ :))
maede
maede
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
کم پیش میاد از آگهی روزنامه به جایی رسید!چون اونطور که منم شنیدم و دیدم معمولا اون چیزی که توی آگهی هست با شرایطی که واقعا وجود داره کلی فرق میکنه!
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٢/٢٠
٠
٠
متاسفانه گهگاهی این اتفاق میفته که شرایط رو بهتر جلوه میدن . کار پیدا کردن سخته اونم از طریق روزنامه برای خانمها بخصوص:)
h.naderi
h.naderi
٩٣/١٢/٢٠
٠
٠
میگم این نجمه خانم آیا از نظر مالی مشکلی داشته اند که دنبال اشتغال رفته اند؟ جسارتا ببخشید ولی واقعا برای من سؤال هست خانمی که یک بچه داره که تربیت کردنش یک شغل محسوب میشه، اگر نیاز مالی نداره چرا دنبال کار میره؟ مگر تربیت فرزند یک «کار» نیست؟
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٢/٢٠
٠
٠
اقای نادری ضمن احترام زیاد برای نظرتون و البته این که من خودم کاملا با حرف شما موافقم باید بگم متاسفانه امثال ایشون کم نیستند که خیال میکنند که با امکانات مادی بیشتر می شه زندگی راحت تری رو برای فرزند فراهم اورد...ایشون رو باید ازشون بپرسم که دلایلشون برای کار کردن چی بوده ؟.. گاهی خانم ها غافلن از اینکه تربیت امانت الهی مهمترین نقشیه که یک زن میتونه ایفا کنه ...
h.naderi
h.naderi
٩٣/١٢/٢٠
٠
٠
نکته بعدی هم یک اشکال تکنیکی توی گزارشتون بود. روزنامه که قرار نیست نیت این افراد رو بررسی کنه، حتی برای سازماندهی این موضوع، اخیرا جاهایی که توی بخش خدمات فعالی می کنند مثل جوشکارها و لوله بازکنی ها باید شمار ثبت شون رو توی صنف بدن تا بتونن توی روزنامه آگهی بدن ولی در زمینه آموزشگاه ها، چون فعالیت آموزش گاه کاملا شخصی هست و رضایت ممکنه حتی در صورت شرکت در آموزشگاه های معتبر هم بدست نیاد، قانون گذار الزامی به دریافت مجوز نداره. بهتره بگم شما در حقیقت گفتید که روزنامه باید نیت افراد رو مشخص کنه...
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٢/٢٠
٠
٠
ضمن تشکر از شما بابت وقتی که گذاشتید باید بگم من هم چنین نظری ندارم که روزنامه باید نیت افراد رو مشخص کنه ! این که اسم روزنامه اورده شده برای اینکه افرادی که احتمالا از پروسه اگهی دادن اطلاعی ندارن و خیال میکنن همین که اگهی در یک روزنامه معتبر درج شده حمل بر صحت اگهی میکنن در این جریان قرار بگیرن که نه روزنامه این بررسی رو انجام میده نه اصولا چنین وظیفه ای رو داره و هرکس خودش باید بررسی های لازم رو انجام بده.. در واقع این موضوع را می خواستم بیان کنم..امیدوارم شبهه ای که فرمودین از مطلب برداشت نشه!
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨