بیا تا هم شکم باشیم نه همدل!

بیا تا هم شکم باشیم نه همدل!

نویسنده : صدیقه حسینی

اگر مرد دلش برای فسنجان پر بکشد و زن عاشق کوکوسبزی باشد باید چه کار کرد؟! یعنی با هم جور نیستند و باید بروند جلسات مشاوره تا بالاخره یک کدام‌شان از خر شیطان پیاده شود و به این نتیجه برسند که هر دوی‌شان مثلا عاشق کوکوسبزی هستند و دیگر می‌توانند بروند زیر یک سقف؟! حالا اگر یکی عاشق سیب زمینی پخته بود و آن یکی پیتزا چی؟! یعنی اوضاع‌شان وخیم است و از دست مشاورها هم کاری برنمی‌آید و اوضاع‌شان جوری ست که دکتر می‌تواند با دیدن‌شان سرش را تکان بدهد، دست‌هایش را فرو ببرد در جیب‌های روپوش سفیدش و رو به همراه‌ها بگوید متاسفم کاری از ما ساخته نیست.

امروز داشتم به سریال‌های آبکی آن زمان‌ها فکر می‌کردم که زن و مرد با رعایت فاصله رو به روی هم می‌نشستند. زن یک کیلو ابرو داشت و مرد یک کیلو ریش و سبیل و آن وقت بدون این که به همدیگر نگاه کنند با شرم و حیا از رنگ مورد علاقه غذای مورد علاقه و در پیشرفته‌ترین حالت سرگرمی مورد علاقه همدیگر می‌پرسیدند. هرچند که همیشه یک نفر جواب می‌داد و آن یکی فقط می‌گفت وای منم همین طور و وقتی تعداد جملات «وای منم همین طور» به حد نصاب می‌رسید با هم می‌رفتند پیش بزرگترها و همه دست می‌زدند و می‌گفتند مبارکه و بعد دهان‌شان را شیرین می‌کردند.

تفاهم بر سر خوراکی‌ها چیز کمی نیست. کار به شکم که می‌رسد دیگر کاری از دست عقل هم برنمی‌آید چه برسد به دل. همین می‌شود که راه ورود به قلب خیلی‌ها از راه شکم‌شان می‌گذرد و همین می‌شود که در روان‌شناسی‌ترین بحث‌ها شما را به پختن غذاهای رنگارنگ و طراحی‌های رنگارنگ‌ترش دعوت می‌کنند و تاکید می‌کنند این کار به صلاح شماست و همین می‌شود که شما زیر پست‌های اینستا کامنت می‌گذارید شهره جون دستور پختش را هم بنویس بی‌زحمت... که زیر پست غذاها می‌نویسید وای خوش به حال شوهرت شوهره جون ... شما به خوبی می‌دانید غذاها نشانه بزرگی از خوشبختی و تفاهم هستند!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
S_sad
S_sad
٩٣/١٢/٢٨
٠
٠
:))) یه وقتاییم اختلاف سلیقه خوبه. مثلا یکی از ملاکای من برای ازدواج اینه که طرف پسته و تخمه ژاپنی دوست نداشته باشه که همش بمونه واسه من. یا مثلا تو سبزی خوردن پیازچه نخوره که همش بمونه برای من. به این نکات ظریف هم باید دقت بشه متن خیلی جالبی بود. دست شما درد نکنه :)
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٣/١٢/٢٨
٠
٠
هه هه اینم روش خوبیه :D
faranak_b
faranak_b
٩٣/١٢/٢٨
٢
٠
:)) جالب بود. واقعا هم مهمه. بدشانسی هم اینه که شوهرت تیستر باشه و حتی اگه مارک رب مورد استفاده ت عوض بشه میفهمه که طعم این قیمه فرق کرده! متاسفانه من الان یه همچین وضعیتی دارم و آشپزی بسی دوشوار است :(( ولی خب خداروشکر دستپخت خوبی دارم!:دی البته ریا نباشه!!! :))))
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٣/١٢/٢٨
٠
٠
وای چقدر عجیییییییییب ..... من هیچ وقت به این بعد قضیه فکر نکرده بودم ...
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٢٨
٠
١
به موضوع خیلی جالبی اشاره کردید! اتفاقا (اگر اشتباه نکرده باشم)، بطور علمی هم مردها راهِ قلبشون از شکمشون میگذره!(اگر آقایون معترض نشن و حاشا نکنن!) یعنی خوردنِ یک غذای مورد علاقه میتونه کمکِ بسیار خوبی باشه برای عاشقِ آشپز شدن! یا برای رسیدن به تفاهماتِ بیشتری با آشپز! البته که منظورم از علم، علم روانشناسی بودش نه علمِ آناتومی بدن! خلاصه که مرسی! خندوندید منو :-))
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٣/١٢/٢٨
٠
٠
این که از نظر علمی درست هست یا نه رو نمی دونم ولی می دونم که جمله ی معروفیه که بر اساس تجربه ی زندگی ایرانی به دست اومده و این طرز تفکر در مورد مردها هست و خیلی ها بهش اعتقاد دارن .... میتونه این طوری هم نباشه خب
zahra_kh
zahra_kh
٩٣/١٢/٢٨
٠
٠
گشنه م شد با این مطلب :))))
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٣/١٢/٢٨
٠
٠
هوم شرمنده وسایل پذیرایی نداریم :/
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/١٢/٢٨
٠
٠
جالب بود !! :)) و من فکر میکنم راه قلب 99درصد آقایون از شکمشون می گذره !! ینی تا وقتی شکمشون تامین باشه قابل تحملن ولی امان از وقتی که در روند پرکردن آن دره خللی ایجاد شود :دی
Delaram
Delaram
٩٣/١٢/٢٨
٢
٠
99 درصد؟ بگید 199 درصد! دیدم که میگم! ^________^
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٣/١٢/٢٨
٠
٠
دره؟! عاااالی بود .... :D
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/١٢/٢٨
٤
٠
اتفاقا منم یه دوست دارم که خودش و شوهرش در هیچ خوراکیی نقطه مشترک ندارن و چقدر هم تفاهم دارن چون هیچکدوم استرس ندارن که وقتی خونه نیستن، اون یکی سهمیه شو بخوره! :دیییی
هاچ
هاچ
٩٣/١٢/٢٨
٠
٠
آهااااااااااا راوی از این زاویه تا حالا نگاه نکرده بود :))
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٣/١٢/٢٨
٠
٠
بله واقعا من این طوری به قضیه نگاه نکرده بودم جالب بود مرسی از خلاقیتتون
m_fanaei
m_fanaei
٩٣/١٢/٢٩
٠
٠
دقیقا :))) قلمروهای متفاوت داشتن خوبه :)) آفرین هدی جان :))
هاچ
هاچ
٩٣/١٢/٢٨
٠
٠
این تیتر واقعا حرف نداره ها! یکی از بهترین تیترهایی بوده که دیدم. مطلب هم که واقعا خوب بود! من و شاخک طلا که با هم تفاهم داریم در عسل!
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٣/١٢/٢٨
٠
٠
لطف شماست دوست من .... :-)
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٣/١٢/٢٨
٠
٠
من خیلی به این سایت وارد نیستم تازه عضو شدم و هنوز نمی دونم هر بخش چه مطالبی رو منتشر می کنه و به چه شکل هست :/
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١٢/٢٩
٠
٠
سلام/اولین مطلبتون مبارک/آشنا میشین کم کم (:
s_sali
s_sali
٩٣/١٢/٢٩
١
٠
سلام. خیلی مطلب خوبی بود. تفاهم بر سر خوراکی جزء مهمترین مسائل هستش که اگه نباشه اوضاع بهم میریزه! مثلا خود من هروقت از تو راه پله ها بوی قرمه سبزیِ مادر رو استشمام میکنم تمام مشکلات دنیا رو فراموش میکنم! :). خیلی خوب مینویسید. به جیمی هم خوش آمدید. . .
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٣/١٢/٢٩
٠
٠
سلام و ممنون از محبت شما
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/٢٩
٠
٠
سلام؛ به سرزمین "جیم" خوش آمدید. عیدتون هم مبارک! (پیش پیش)
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٣/١٢/٢٩
٠
٠
سپاس از شما بهار مبارک
translator
translator
٩٣/١٢/٢٩
٠
٠
ساده و روان بود و البته قابل تامل.تفاهم در خوراکی هم خوبه اما خیلی حیاتی نیست
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٣/١٢/٢٩
٠
٠
بله چیزهای مهم تر دیگه ای وجود داره ولی متاسفانه ما سال هاست از اولویت ها غافلیم
m_fanaei
m_fanaei
٩٣/١٢/٢٩
٠
٠
خوش به حال شوهر شهره جووون :))) ما ایرانیا مهم ترین چیز برامون غذاس بله :))
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠١/٠١
٠
٠
آره واقعا خوش به حال شوهر شهره جون
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/٠١/٠٢
٠
٠
تیترش محشر بود :) تا به حال اینقدر عمیق به این موضوع فکر نکرده بودم :دی ممنون
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
مرسی سحر جان و مرسی از شوخی خوبت :-)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
خیلی خیلی خیلی خیلی جالب بود..یعنی خیلی ها. ..بعدم اینکه شما نویسنده ی خیلی خیلی خیلی خوبی هستی..دیگه همین :) :دی
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
شما خیلی خیلی خیلی به من لطف دارید من انقدر با سایت ناآشنا هستم که کامنتتون رو الان دیدم ممنون از حضورتون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤