توهین طنزنویس هتاک به کله پزهای مظلوم + عکس

توهین طنزنویس هتاک به کله پزهای مظلوم + عکس

نویسنده : وبگردی

روز – داخلی – دفتر خبرگزاری رگبارنیوز

طنزنویس با عجله وارد تحریریه می شود و نفس نفس زنان در حالی که عرق پیشانیاش را خشک می کند سعی می کند چیزی بگوید. اعضای تحریریه بعضی‌شان با کلاه خود و زره پشت توپ نشسته اند و چند نفری هم با خمپاره‌انداز سعی دارند چیزی روی کاغذ بنویسند. اصغرآقا آبدارچی دفتر با تانک در تحریریه می چرخد و به بچه های خبرگزاری چای می رساند.

طنزنویس: درود برادرها

- توهین طنزنویس روزنامه‌های زنجیره ای به واژه زیبای سلام که از قدیم گفته اند سلامتی می‌آورد.

طنزنویس: آقایان الان وقت این حرف ها نیست. جون مادرتون عجله کنید.

- توهین وقیحانه طنزنویس هتاک به مادر عده ای از روزنامه نگاران دلسوز که با خون دل و با دستان خالی آنها را به دندان گرفتند و با تربیتی صحیح تحویل جامعه دادند.

طنزنویس: حضرات! دست بردارید. اتفاق بدی افتاده.

- تلاش برای بد نشان دادن اتفاقات خوبی که در کشور می افتد و انکار دستاوردها با سیاه نمایی و وارونه جلوه دادن حقایق یکی از شگردهای نخ نمای این جریان است که سعی دارد در قالب طنز به مردم بگوید طوری نشده است. خوشبختانه مردم هوشیارند و به این گزافه گویی ها توجهی نمی‌کنند.

طنزنویس: ای داد از دست شما. مغازه آتیش گرفته!

- امروز در یک سناریوی پیچیده که به وسیله اربابان غربی‌شان از پیش نوشته شده است می‌خواهند اینطور القا کنند که تلاش افراد دلسوز و متعهد برای برخورد با آنان به دلیل آتش گرفتن مواضع آنهاست در حالی که به گواهی صدها سند غیرقابل انکار این مواضع دست نشانده های بی جیره و مواجب غرب آن است که آتش گرفته است.

طنزنویس: بابا جان! مواضع نه! مغازه. مغازه پایینی آتیش گرفته.

- کدام مغازه؟

طنزنویس: همین مغازه کله پزی پایینی.

- توهین بی شرمانه طنزنویس سابقه دار به صنف دلسوز و متعهد کله پز + عکس / توهین به کله پزانی که دغدغه ای جز اعتلای بنیه ملت ندارند / یک گوسفند در گفتگو با رگبار: بدون مسامحه با طنزنویس غیرقانونی برخورد شود، توقیف کافی نیست.

طنزنویس: بابا دو دقیقه خبرسازی نکنید ببینید چی دارم میگم!

- تهمت و افترای بی سابقه دلقک اعتدال به خبرگزاری مظلوم و بی پناه رگبارنیوز + فیلم

طنزنویس: گوش نمیدین دیگه؟ آتیش داره میاد بالا

سردبیر رگبارنیوز این را که می شنود به یکی از خبرنگاران اشاره می کند و می گوید: عباس! زود باش زنگ بزن.

طنزنویس: خدا عمرتون بده. بالاخره می خواهید زنگ بزنید به آتش نشانی؟

عباس می دود سمت تلفن و سریع شماره می گیرد. چند لحظه بعد آنطرف خط جواب می دهد و عباس می گوید: آقای [...] سلام. از خبرگزاری رگبار تماس می گیرم. می خواستم نظرتون رو راجع به توهین بی سابقه طنزنویس هتاک به کله پزان مظلوم بپرسم.

آن طرف خط فعال سیاسی می گوید: من نمی دونم جریان چیه، وقت هم ندارم فعلا پاسخ بدم.

عباس: اشکال نداره. شما بی زحمت فقط دو کلمه بگو «محکوم می کنم» و «خواستار می شوم» ما خودمون بقیه اش رو می نویسیم!

عباس مکالمه اش را تمام می کند و مشغول نوشتن گزارش می شود. سردبیر لبخند می زند. طنزنویس نگران است. در مدت کوتاهی شعله های آتش به داخل دفتر زبانه می کشد و سردبیر و طنزنویس و عباس و اصغرآبدارچی و همه را می سوزاند. در پی رخداد این فاجعه کمی بعد روزنامه طنزنویس مرحوم مقصر شناخته می شود و مستحق تخفیف دانسته نمی شود.

 

آیدین سیارسریع |  قانون

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
admin
admin
٩٣/١٢/١٨
٤
٢
به معنی حقیقی کلمه؛ ادبیات کیهانی در این نوشته توصیف شده بود! انشاء االله نسل این رگبار نیوز ها توی کشورمون ور بیفته، صلوات
v-qavam
v-qavam
٩٣/١٢/١٨
٣
٠
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم :)
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/١٨
٣
٠
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/١٢/١٨
١
٠
:) با پیوست صلوات ! اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/١٨
٠
٠
الهی آمیییییییییییییییییییییییییییییییننن...
م-نص
م-نص
٩٣/١٢/١٨
٢
٠
:))خخخ خیلی باحال این مشکل رو بیان کردین....خدا قوت
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
آره... همون بهتر که سوختن :))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
سلام:خیلی جالب بود.دلتون شاد.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
زيادن خبرايي كه فقط به درد داستان شب ننه قمر ميخورن!!!!!!!!!!!!!!
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣