شبکه اجتماعی wc
خاطرات خدمت سربازی

شبکه اجتماعی wc

نویسنده : ناصر جوادی

روزهای اول خدمت بود و من بد جور توی کف شبکه‌های اجتماعی و دنیای مجازی بودم که گلاب به روی‌تان گذرم به دسشویی افتاد و به صورت کاملا  اتفاقی با شبکه اجتماعی WCآشنا شدم.

ملت همیشه در صحنه با پست‌های گوناگون و کامنت‌های متنوع در این شبکه اجتماعی فعالیت داشتند.  تنوع کامنت در حد لالیگا بود. از نتایج لحظه‌ای مسابقات جام جهانی بگیر تا قیمت حامل‌های انرژی و کاهش فلان درصدی شاخص بورس و خلاصه همه چیز...

و این بود که ما هم فی الفور عضو شدیم و بماند که لایک‌های فراوانی نیز کسب می‌کردیم  ولی به علت این‌که این‌جا خانواده نشسته از ذکر اکمل مطالب موجود در این شبکه اجتماعی معذوریم.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/٢٠
١
٠
سلام :) خیلی "الموجز" بیان کردید. ای کاش در مورد این شبکۀ اجتماعی تازه تأسیس، با چشم پوشی از "خانواده نشینی"، بیشتر می نوشتید. خوب بود، ممنون. :)
naser_j
naser_j
٩٣/١٢/٢١
٠
٠
خوشبختی یعنی همین همین جیمی باشد که خاطرات خاک خورده ات را بسپاری به پنجره اش و میرزایی باشد که به نقد شان بگیرد... سلام میرزای عزیز حتما در نوشته های آینده به نصایح جنابتان عمل خواهم نمود اما درمورد چشم پوشی از خانواده نشینی معافمان نمایید که ما را توان عبور از خط قرمز ها نیست
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/٢١
٠
٠
فدای این رفتار، یرخورد، کردار، مرام، منش، نزاکت، ادب و وجود شما.
naser_j
naser_j
٩٣/١٢/٢٢
٠
٠
بزرگ وارید
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٢٠
١
٠
یک دستی به سر و روی مطلب بکشید و چند جمله اضافه کنید به پاراگراف وسط، تبدیل میشه به یک یادداشت بی نقص؛ یک طنزِ تلخ.(توی تایپ ها هم کمی بیشتر دقت کنید)/ این محتوا و شیوه نگارش خیلی خوب بود. منتظر محصول بعدیِ ذهنِ خلاق شما هستم بیصبرانه :-))
naser_j
naser_j
٩٣/١٢/٢١
٠
٠
ممنون آقای شمشیری عزیز حق با شماست این مطلب رو عینا از خاطراه نویسیم در یکی از شبکه های اجتماعی(از نوع بی فیلترش) کپی کردم و بهتر بود برای نگارش در سایت وزینی همچون جیم که مخاطبانی صاحب قلم و صاحب نظر داره به قول شما یک دستی به سر مطلب می کشیدم خوشحال می شم در مورد دقت در تایپ بگید دقیقا منظورتون چیه؟ باز هم ممنون از انتقادات سازنده تون
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٢١
٠
٠
خواهش میکنم، ممنونم از سعه صدر و بینش شما. دقیقا منظورم "دستشویی" بودش که "ت" جا افتاده بود. و چون اشکال تایپ فقط همین یک مورد بود، ترجیح دادم اشاره مستقیم نکنم که نشد دیگه! (اما در مورد بازنویسی چند مورد جدی هستش: توی کف بودن، فی الفور، اکمل و ... میشه بجای اینها از معادل های راحت تر، نجیب تر و فارسی تری استفاده بشه) :-))
naser_j
naser_j
٩٣/١٢/٢٢
٠
٠
به روی چشم سعی میکنم در نگارشات آ ینده بیشت ر دقت کنم
Ali_sh
Ali_sh
٩٣/١٢/٢٠
٠
٠
هاع؟ دقیقا چیشد؟
naser_j
naser_j
٩٣/١٢/٢١
٠
٠
دقیقا چی؟؟ چی شد؟
Ali_sh
Ali_sh
٩٣/١٢/٢١
٠
٠
الان این شبکه واقعیه؟
naser_j
naser_j
٩٣/١٢/٢٢
٠
٠
واسه ما که واقعی بود
Narges_V
Narges_V
٩٣/١٢/٢١
٠
٠
:)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١٢/٢١
١
٠
واقعا شبكه اجتماعي فراگيريه تازه فيلترينگش هم هوشمنده و مستخدم ه فقطا بعضي كامنتها رو فيلتر ميكنن! :))
naser_j
naser_j
٩٣/١٢/٢٢
٠
٠
دقیقا حق با شماست
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
تسلیم نشو

عاشق حرفه ای!

٩٦/٠٤/٢٥
تبلیغات