مادرم باز صدایت به ثریاست ببين / شعر

مادرم باز صدایت به ثریاست ببين / شعر

نویسنده : parisima

مادرم باز صدایت به ثریاست ببين 

دل وحشت زده‌ام مثل تو تنهاست ببين 

غصه داری که چرا خواب نداري هر شب 

کودکت باز در اندیشه فرداست ببين

گله كردي که چرا پشت کمد جا ماندست 

بسته خالی آدامس در آن‌جاست ببين 

خسته‌ای بس که برایم تو غذا می‌پختی 

شام پس مانده دیروز مهیاست ببين 

قهر كردي و تو بيدار نکردی من را 

رفتم اما به سراغ «تل» اژانس ببين

این‌که تو غر زدی از فرط ملالت به پدر 

کارت بانکیش ولی باز همان جاست ببين 

اين نخود را تو به جان دل من نندازش 

تا نرفتم به سراغ کتکو سیلی و فریاد! بببین

خسته‌ام مثل دلت، مثل تنت مثل غمت 

صبر اما مرهم زخم دل ماست ببين!  

مانده است تا سر کنکور 122 روز 

بعد می‌روم از خانه اگر باز دلت خواست بببین 

تو بیاندیشی اگر یه دهم ثانیه به رفتن ما

خوب دانم که دلت مخزن غم‌هاست ببين 

گر تحمل بکنی...  داد پسر جیغ «پرن» غرغر من!!!!

خوب و خوش می‌گذرد هر شب و هر ماه ببين 

قدر لطف تو ندانیم که تا ماندنی‌اند  

گوهر اندر دل دریاست به اغفال ببین      

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٢٧
١
٠
خوشم اومد! مرسی :-))
m_fanaei
m_fanaei
٩٣/١٢/٢٧
٠
١
:))) خوب بود ممنون
faranak_b
faranak_b
٩٣/١٢/٢٧
١
٠
چی قشنگ بود. ممنون :) برم برا مامانم بخونم!! :دی
m_fanaei
m_fanaei
٩٣/١٢/٢٧
١
٠
آره منم بلند بلند خوندم که مامانم بشنوه :))))
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٢٧
١
٠
سلام...احسنتم...آفرین...زیبا بود...
s_sali
s_sali
٩٣/١٢/٢٨
٠
٠
:)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٣/١٢/٢٨
٠
٠
چه قشنگ بود:)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات