شعر نو، حرف نو...

شعر نو، حرف نو...

نویسنده : n_sa

شعر نو می‌خوانم 

واژه‌های نو، قافیه‌های نو اما حرف‌ها نو نیست.

پر از سوال‌های همیشگی که بر کیست و بر چیست 

ای شعر چه داری؟

مرا هم در داشته‌هایت شریک قرار ده

تا شاید این دل ریشه‌ای پیدا کند 

خاک ز احساس، آب ز شور

خواهد رفت به آسمان‌ها و شاید هم به قعر زمین 

اهمیتی ندارد تا وقتی که وسیع است .

از من تا تو، از تو تا من، شعر شعر سپید است

به زبان باران می‌گوید، به زبان شاپرک‌ها 

واما در کوه معنا پیدا می‌کند 

تا قاصدک‌ها به هیاهو بیفتد و تو چه انتظاری داری از گلدان اسیر

شعر شعر سپید است و تو باید همرنگ آیینه باشی 

بالاتر از سیاهی بی رنگیست

رنگ ترنم شبنم‌ها 

تا شاید افسانه‌ای بسازیم به رنگ شعر به رنگ گل 

واژه‌های نو، قافیه‌های نو اما این بار با حرف‌های نو 

و بعد با هم می خوانیمش

(نگار صاحب کار)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٢٦
١
٠
چه دلنشین بود خانوم صاحب کار ... باز هم بنویسید :-)
n_sa
n_sa
٩٤/٠١/١١
٠
٠
ممنون دوست عزیز
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/٢٦
١
٠
سلام؛ ورود شما را به این جمع دوست داشتنی خوش آمد میگم. ان شاءالله از مطالب مفیدتون استفاده کنیم. موفق باشید!
n_sa
n_sa
٩٤/٠١/١١
٠
٠
من هم امیدوارم
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٢٦
١
٠
سلام...احسنتم...خوش آمدید...
n_sa
n_sa
٩٤/٠١/١١
٠
٠
ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/٢٦
١
٠
سلام قلمتان ماندگار ودلتان شاد.نوروزتان پیروز
n_sa
n_sa
٩٤/٠١/١١
٠
٠
عید شما هم مبارک ممنون
faranak_b
faranak_b
٩٣/١٢/٢٦
١
٠
چه قشنگ بود. ولی یک وزنش کم بود حس کردم! :)
n_sa
n_sa
٩٤/٠١/١١
٠
٠
چون شعر نو بود!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٣/١٢/٢٧
٠
٠
سلام روزتون بخیر نوشته ی خوبی بود
n_sa
n_sa
٩٤/٠١/١١
٠
٠
ممنون دوست عزیز
Vahid_Shandiz
Vahid_Shandiz
٩٣/١٢/٢٩
٠
٠
و بعد با هم می خوانیمش شاید...؟
n_sa
n_sa
٩٤/٠١/١١
٠
٠
؟؟
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨