چشم‌های مه آلود!

چشم‌های مه آلود!

نویسنده : naser_j

پشت پنجره ایستاده‌ام به نظاره رفتنت

تو چمدانی در دست دور می‌شوی

و تنها چیزی که می‌ماند جای پاهایت روی برف

تو دور می‌شوی و من تار می‌بینمت

شیشه را با آستینم هرچه پاک می‌کنم باز هم تار می‌بینمت

ناگهان قطره‌ای اشک بر گونه‌ام سرازیر می‌شود

تقصیر بخار و پنجره و شیشه نیست

رفتنت هوای چشمانم را ابری کرده است و بارانی

بدون این‌که پشت سرت را نگاه کنی دور می‌شوی و در سفیدی برف گم

و برف حتی رد پایت را هم پاک می‌کند

انگار که اصلا کسی از این کوچه رد نشده

کاش جای خالیت در قلب من هم به این راحتی پر می‌شد

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
نوشته قشنگی بود و می تونست تعبیرهای بهتری هم داشته باشه
naser_j
naser_j
٩٤/٠٢/٢٩
٠
٠
بله حق با شماست همیشه میشه از اونی که هست بهتر بود یا بهتر نوشت
naser_j
naser_j
٩٤/٠٢/٢٩
٠
٠
بله حق با شماست همیشه میشه از اونی که هست بهتر بود یا بهتر نوشت
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
یادتون باشه اونی که رفته به حرمت چیزی که برده حق برگشت نداره !
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
خیلی سنگین بود این حرف
naser_j
naser_j
٩٤/٠٢/٢٩
٠
٠
حتی اگه دل برده باشه؟
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٢/٢٩
٠
٠
"دل" با حرمت ترینشونه...
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
مطلب قشنگی بود موفق باشین
naser_j
naser_j
٩٤/٠٢/٢٩
٠
٠
سپاس از لطف شما
Samira
Samira
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
متنفرم از این رفتنا ...
naser_j
naser_j
٩٤/٠٢/٢٩
٠
٠
فک نکنم کسی باشه که دوست داشته باشه همه متنفرن
C_RONALDO
C_RONALDO
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
"کاش جای خالیت در قلب من هم به این راحتی پر می شد" کاش.
naser_j
naser_j
٩٤/٠٢/٢٩
٠
٠
کاش
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
زیبا و دلنشین بود ...
naser_j
naser_j
٩٤/٠٢/٢٩
٠
٠
مرسی لطف دارین
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٢٩
٠
٠
به دلم نشست...
naser_j
naser_j
٩٤/٠٢/٢٩
٠
٠
خوشحالم
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠