به تمام «قیچی پنداران دنیا»

به تمام «قیچی پنداران دنیا»

نویسنده : وبگردی

این روزها اهدافم دارد چرخ می‌خورد.آدم قبلی نیستم. مامان هم این را فهمیده، اعتراضی هم ندارد. سلیقه‌هایم عوض شده! می‌روم کنار کشوی لباس‌هایم، کتابخانه‌ام، آرشیو فیلم‌ها و موسیقی‌های دوست داشتنی‌ام ... حالا می‌فهمم «چه قدر» تغییر کرده‌ام!

تکلیفم با خودم روشن شده و خوش حالم. تناقض‌هایم مثل برف زیر آفتاب دارند ذوب می‌شوند. تناقض‌ها بین عقل و دلم، تناقض‌ها بین علم و عملم. تقریبا یکی شده‌اند! حرف دلم با حرف عقل و وجدانم یکی شده و عمل که تابع تصمیم من است با علمم دارد یکی می‌شود، این یگانگی در تمایل و فکر و عمل به من عزت نفس و احساس آزادگی می‌دهد!

میدانی از چه حرف می‌زنم؟! مثلا اگر شب امتحان بروی میهمانی چه قدر اذیت می‌شوی؟! این اذیت شدن به خاطر تناقض بین عقلت (مبنی بر این که بشین خانه درس‌ات را بخوان که فردا روز پشیمان نشوی) و تمایلت (رفتن به میهمانی و دلی از عزا در آوردن) است. من می‌گویم آدم در این موقعیت هر تصمیمی بگیرد اذیت است، ناراحت است! اگر طرف هر کدام را بگیرد آن یکی تمام مدت غر می‌زند .اگر بروی میهمانی تمام مدت حرص می‌خوری و اگر نروی تمام مدت فکر می‌کنی بزرگترین عیش دنیا را از دست داده‌ای.

و تصور کن یک روز بشینی و حرف این دو را یکی کنی! یک روز بشینی و در مورد تک تک مسائل زندگی‌ات حرف زندگی‌ات را یک کلام کنی. آخ که چخ حس خوبی ست. این راحتی را با هیچ چیز عوض نمی‌کنم، این که مطمئنم کاری که کرده‌ام درست است. با خودت فکر می‌کنی چه طور شد؟! با خودت فکر می‌‌کنی امکان ندارد حرف عقل و دل یکی شود؟! آخر تو که خبر نداری، من یک خط کش پیدا کرده‌ام! خط کشی که به من قدر و اندازه هر چیز و هر کار و هر آدم را می‌دهد. انتخاب‌هایم خیلی راحت شده است. آن خط کش را دستم می‌گیرم و انتخاب می‌کنم. این که معیار را بر چه گذاشته‌ام و این خط کش بر چه اساس کار می‌کند؛ بماند. فقط بدان که اگر یک روز یک هدف را گذاشتی جلوی چشمت و متناسب با آن ملاک‌هایت را چیدی توی قسمتoption  زندگی‌ات، آن وقت به ثبات می‌رسی، به آرامش، به آزادی...

عقاید فیلسوفی‌ام را در این یک مورد کنار می‌گذارم! اصلا چه کسی گفته که عقاید هر کسی برای زندگی خودش محترم و درست است؟!

من می‌گویم ما آدم‌ها سری دوزی یک کار خانه‌ایم، که اگر چه در رنگ و طرح و شکل با هم تفاوت داریم اما توی دفترچه راهنمای‌مان هدف از ساخت را فقط یک چیز نوشته‌اند! 

و ما اگر غیر از آن را انتخاب کنیم و ما اگر وقت و امکانات‌مان برای غیر از آن هدف خرج کنیم، در حقیقت فقط آن‌ها را دور انداخته‌ایم! مثل این می‌ماند که یک قیچی تمام همتش را روی این بگذارد که مثل یک چاقو کار کند، مثل یک چاقو رفتار کند، بعد هم بگوید عقیده من برای خودم محترم است! بله! البته که محترم است! اما قیچی جان چه بخواهی چه نخواهی! و چه بدانی و ندانی! و چه لجاجت کنی و چه حرف گوش کن باشی، با این هدفت فقط داری خودت را، وقتت را و استعداد‌هایت را تباه می‌کنی! به آن هدف هم نمی‌رسی! تمام!

===========

منبع:

http://itisme.blogfa.com/post/62

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٢/١٦
٢
٠
چقدر قشنگ بود ..:)
فو فا نو
فو فا نو
٩٣/١٢/١٦
٠
٠
دارم کم کم بهش می رسم ..الانم تا حدودی رسیدم :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/١٦
١
٠
چقدر خوب بود این یادداشت... وبگردی های این چند وقت اخیر شما بی نظیرند :-)
فو فا نو
فو فا نو
٩٣/١٢/١٦
٠
٠
ممنونم :دی ..الان تابلو شد که من اینو انتخاب کردم؟قصدمم همین بود ..یهو جو خودنمایی کردن گرفتم :دی ..اون فیلمه هم باز انتخاب منه :دی ..تشویق نفرمایید :دی
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١٢/١٧
٠
٠
عالي بود!/ از كجا ميشه فهميد وبگردي حاصل تلاشه كيه؟
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣