خونه‌ی مادر بزرگه هزار تا قصه داره ...

خونه‌ی مادر بزرگه هزار تا قصه داره ...

نویسنده : s_hajikhani

روزگاری با این شعر خیلی شوق و ذوق‌ها داشتیم

خونه مادر بزرگه هزار تا قصه داره

خونه مادر بزرگه شادی و غصه داره

خونه مادر بزرگه حرفای تازه داره

خونه مادر بزرگه گیاه و سبزه داره

 ... ... ... ...

اما با امروز نُه سالیست که  فقط می‌گذرد. این روزها در خانه مادر بزرگه نه مرغی هست و نه اردک و نه گاو و نه هیچ حیوان اهلی دیگری تا با هریک قصه‌ای داشته باشیم. این روزها از آن همه کار و تفریح و از آن همه زیبایی و شادی و قصه‌ها، تنها یک چهار دیواری از طویله‌ای مانده که هر لحظه انتظار فرو ریختنش را می‌کشد و یک پشت حیاط خیلی بزرگ، که بیشتر بوی مرگ می‌دهد تا این‌که بخواهد به ریشه درختانش زندگی بخشد.

این روزها که مادر بزرگ خانه نیست، قصه‌ها را غصه‌ها تشکیل می‌دهند. دعواهای خواهر و برادر تشکیل می‌دهند. لجبای‌های بر سر ارث و میراث تشکیل می‌دهند. این روزها که خانه بدون مادر بزرگ نفس‌های آخرش را می‌کشد. تنها خاطرات خوش گذشته است که همچون نوار فیلمی از جلوی چشمان او می‌گذرد. او همچنان چشم انتظار مادر بزرگ است تا دستی به سر و رویش بکشد، غافل از آن‌که مادر بزرگ در خانه جدید خود آرمیده است.

دلم برای مادرِ بزرگ خانه روستایی‌مان تنگ شده. مادرِ بزرگی که از شادی‌ها و غم‌هایش تنها لبخند قصه‌هایش را به یاد داریم. مادر بزرگی که حتی کوچک‌ترین نسبت فامیلی با پدر  و مادرم نداشت اما مثل مادرِ بزرگ‌هایم عزیز بود. دوستش داشتم، مثل همه بچه‌های کوچک همسایه که دوستش داشتند .

نُهمین سالروز رفتنت تسلیت ...

==============

آمدم حال تو را از در و دیوار بپرسم. ای سفر کرده جاوید من، ای مادر خوبم. آمدم بر غمِ بی مادری ‌ام زار بگریم. آمدم باز که سر بر در این خانه بکوبم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٢٥
١
٠
زلال نوشتید و دلنشین... روحشون شاد، سرِ شما سلامت :-)
s_hajikhani
s_hajikhani
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
خوشحالم خوشتون اومده ... ممنون
علی
علی
٩٣/١٢/٢٥
١
٠
سلام. دلم گرفت ...
s_hajikhani
s_hajikhani
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
حلالمون کنید
Sanaz.Sh
Sanaz.Sh
٩٣/١٢/٢٥
١
٠
خدا رحمتشون کنه. بعضی آدما تکرار نشدنی و بی مانندند
s_hajikhani
s_hajikhani
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
ممنون ... دقیقا
Narges_V
Narges_V
٩٣/١٢/٢٥
١
٠
خدا رحمتشون کنه.مرسي بابت مطلب
s_hajikhani
s_hajikhani
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
ممنون و تشکر بابت نظر
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/٢٥
٢
٠
سلام؛ خدا رحمتشون کنه و بقای عمر شما باشه!
s_hajikhani
s_hajikhani
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
تشکر ... خدا رفتگان شما روهم بیامرزه
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
خواهش می کنم. غم نبینید!
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
روحشون شاد ..ما هم دیگه خونه مادربزرگه ای نداریم که برایش شعر بخوانیم..
s_hajikhani
s_hajikhani
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
ممنون ... هعی ... تشکر که وقت گذاشتید
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
سلام خدارحمتشان کند.سلامت باشید
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٢٢
٠
٠
خونه مادر بزرگه بی کلاس بود از همون بچگی که نگا میکردمش غصم میگرفت انشرلی هم که خیلی بیخود بود فقظ زی زیگولو عالی بود
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠