حال خراب / شعر
شعری سروده خودم

حال خراب / شعر

نویسنده : Reyhaneh_A

در این شب‌های تاریک و پر از غم / کمر در زیر غم‌ها می‌شود خم

چه خوب است که این باران نم نم / همه غم‌ها را شسته است به یک دم

تمام درد من بودست پنهان / مرا نیست همدمی در این کیهان

یارِ من معشوقه را تا بند زندان می‌کِشد / با زرنگی او را تا مرزِ فقدان می‌کِشد

حالِ من زار است و داغون و خراب / هر چه رویا داشتم شد نقشِ بر آب

اندکی نوشیدم از جامِ شراب / گر چه می‌دانستم که همه هست سراب

(شعر از خودم)

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٢٤
١
٠
خیلی قشنگ بود ریحانه جان
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/٢٤
٠
٠
سلام؛ زیبا و دل نشین بود و لذت بردم. شاعرش به سلامت باد!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٢٤
٠
٠
دلنشین بود... مرسی :-))
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٢٥
٠
٠
سلام...احسنتم...ولی کوتاه بود...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
سلام ممنون که شعرمیگید.فقط یک مقداردر وزن بیشترکارمیکردیدعالی میشد.زنده وپاینده باشید
Vahid_Shandiz
Vahid_Shandiz
٩٣/١٢/٢٩
٠
٠
عالی
Vahid_Shandiz
Vahid_Shandiz
٩٣/١٢/٢٩
٠
٠
عالی بود
پربازدیدتریـــن ها
پا به ویرانی دلم می‌گذارد

چشم هایش

٩٦/١١/٢٥
صندوقچه افکارم

می نوشتیم آن زمانی که نوشتن مد نبود

٩٦/١١/٢٦
شعری سروده خودم

جویای محبت

٩٦/١١/٢٩
التماس تفکر

«و» مثل ولنتاین

٩٦/١١/٢٦
تقدس حجاب

محتاج نگاهیم بانو

٩٦/١١/٢٦
500 تومان به او بدهید

گدای محتاج تر

٩٦/١١/٢٤
سکوت می کنم

هر چه بادا باد

٩٦/١١/٢٤
زندگی کوتاه است

سی سالگی

٩٦/١١/٢٥
چطور می توانید چیزی ننویسید؟

جادوی نوشتن

٩٦/١١/٢٤
دوباره عاشقش...

بی جهت نیست دلش شوق تو در سر دارد

٩٦/١١/٣٠
بس کنید!

بازی با عشق

٩٦/١١/٢٩
صدای پای نم نم اش

بارونم

٩٦/١١/٢٨
خدایی که در این نزدیکی‌ست

طریق عاشقان

٩٦/١١/٢٨
من غلام قدیس ولنتاینم

ولم تایم، روز عشاق

٩٦/١١/٢٦
ترانه ای سروده خودم

چقدر دلگیرم از بهمن

٩٦/١١/٢٩
شعری سروده خودم

تو قصد کشتنم را کرده ای

٩٦/١١/٢٨
به‌سوی بهشت

در جمعیت

٩٦/١١/٢٥
فیلم بین حرفه ای شوید

مختصر نگاهی بر فرم و محتوا

٩٦/١١/٢٨
چرا این کابوس‌های بیداری تمام نمی‌شود؟

این شبیخون بلا باز چه بود

٩٦/١١/٢٩
زمان می‌گذشت و من همچنان می‌نوشتم

مرا بخوان

٩٦/١١/٣٠