زنی که در تراموا کنارم نشسته بود، ترجیح می‌داد از خانه فرار کند. بعد یادش آمد زیر گاز را خاموش نکرده و باید ایستگاه بعدی پیاده شود تا با اولین تاکسی فورن خودش را به آپارتمان کوچکش برساند تا مبادا شوهر دام الخمرش از بوی غذای دود گرفته بیدار شود.

چرا این‌ها را این‌جا می‌نویسم!؟ واضح است. برای این‌که یک ساعت داشتم در ستایش خودکشی برایش نطق می‌کردم و او هم پذیرفته بود که اگر جرات خودکشی ندارد، لااقل دیگر در آن خانه نباشد. برود پی‌رویا‌هایش اما وقتی از کنار یک رستوران معمولی در یک خیابان معمولی شهر بوینس آیرس گذشتیم، یاد ته‌دیگ غذایش افتاد. و وجدان درد گرفت. بعد نتیجه گرفتم این ما هستیم که خودمان را می‌سازیم یا ترجیح می‌دهیم در کجا و در چه شرایطی باشیم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٢١
٢
٠
چقدر خوب که جغرافیا رو بردید به جای دیگه... خیلی خوب و خوش فرم در اومده این داستانک شما..(یکی دو مورد اشکال ریزِ تایپی نگارشی رو رعایت می کردید الان این پرانتز من هم اینجا نبود!) قلم شما به وضوح تواناست، منتظر داستانک بعدی شما هستم، یقینا حالا حالاها حرفهای قشنگ قشنگ دارید که برای ما بنویسید. :-))
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/٢٢
٢
٠
سلام؛ به جمعِ جیمیون خیلی خوش آمدید. اولین یادداشت را خیلی خوب شروع کردید و در همین چند خط ثابت کردید که در آینده متون زیبایی از شما خواهیم خواند. فقط نکته ای که باید خدمت شما بزرگوار بگم اینه که در نوشتار دقت لازم رو داشته باشید، متنتون رو چند دفعه بخونید که اشکالات ریز نگارش و یا جا افتادگیِ تایپی نداشته باشه، مثل: "دائم الخمر"، این اشکال نیست، اما غرض اینه که شما که معلومه خوب می نویسید، این نکات هم رعایت بشه، خب صد در صد متنتون زیبا از کار در میاد. عالی بود و براتون آرزوی موفقیت دارم به معنای دقیقِ کلمه!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/٢٢
٠
٠
سلام:قلبتون پرازشادی وخالی ازغم باد.
هاچ
هاچ
٩٣/١٢/٢٢
٢
٠
تاکسی فورن چیه؟ نکنه فورد بوده؟ تاکسیه فورد بوده؟؟
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/٢٢
٢
٠
با تاکسی فوراً خودش را برساند :)
هاچ
هاچ
٩٣/١٢/٢٢
٠
٠
آهااااا :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٣/١٢/٢٢
١
٠
ساده بود و مفهوم رو خوب منتقل می کرد موفق باشید
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/١٢/٢٢
١
٠
^____^خیلی قشنگ بود..در عین کوتاهی پر مفهوم..ممنون:)
z_khodaei
z_khodaei
٩٣/١٢/٢٢
١
٠
نمیدونم چرا یاد " الف" پائولو کوئیلو افتادم ! مختصر و مفید و خوب بود :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٣/١٢/٢٢
٠
٠
سلام..چه کوبنده بود!جایی واسه هیچ اعتراضی نذاشته بود..واقعا اگه ما بخوایم الان میتونیم هر کاری که بخوایم بکنیم و اینکه اون کار رو نمیکنیم تقصیر بقیه نیست با این که درش شریکن و اونا هم باعثش بودن و رو تفکرات ما تاثیرات زیادی گذاشتن.
korosh
korosh
٩٣/١٢/٢٢
٠
٠
ببخشید ولی متن خوب نبود ! ینی اشکالاتی داشت ! بهتر میبود از محاوره توش استفاده نکنید ! مثلا همین " فورن " به جای " فورا " یکمی نوشته رو ساده میکنه ! ولی خب موضوع جالبی بود ممنون :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٢/٢٣
٠
٠
سلام ... پارگراف اول ترجمه‌اي ضعيف داشت ولي پارگراف دوم عالي بود متشكرم
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
چ بسیارن زنانی ک این چنین وضعی دارند...خدا خودش براشون درست کنه
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
تبلیغات
تبلیغات