چهارشنبه سوری آره یا نه؟!

چهارشنبه سوری آره یا نه؟!

نویسنده : R_ghazi

زنگ ديني امسال ما با همه سال‌ها فرق دارد. انگار فقط درس دادن و پرسيدن آن نيست. يک حال هواي ديگري دارد. از هر چه دل‌تان بخواهد راجع بهش صحبت مي‌شود و دبيرمان يک استاد واقعي است. امروز ناخوداگاه بحث بچه‌ها به چهارشنبه سوري رسيد كه خوب است يا نه؟! و صدالبته نظر استاد مغاير از نظر بچه‌ها بود. ايشان اعتقاد داشتند كه چهارشنبه سوري برگشتن به يك سري اعتقادات گذشته است و چهارشنبه سوری یادگار ایران باستان و ایران قبل از اسلام است كه متأثر از دین زرتشت است که آتش را مقدس می‌داند.

با گفتن اين جملات صداي اعتراض بچه‌ها بالا رفت، آخر اين اولين بار بود كه نظر استاد با نظر خودشان تفاوت داشت و شروع كردند به اعتراض كردن به استاد. يكي‌شان مي‌گفت: استاد مگر شما با شادي كردن مخالفيد؟! استاد بلافاصله جواب داد: نه عزيزم؛ ولي با خيلي كارها مي‌شود شاد بود، يک آدم معتاد توی آسمان‌ها‌، توی دنياي خيالي و توهم‌زا خودش كلي شاد است، يا حتي با رفتن به يك سري مهماني‌ها، خيلي‌ها شاد مي‌شوند، يا با خوردن يک سري داروهاي توهم زا هم مي‌شود شاد شد!

يكي ديگر ادامه داد: استاد اين يك سنت ملي است، بايد سنت ملي را محترم بشماريم؛ نه؟ خيلي سريع يكي ديگر از بچه‌ها شروع كرد به گفتن تاريخچه چهارشنبه سوري كه جشن «سور» از گذشته بسیار دور در ایران زمین مرسوم بوده‌است که جشنی ملی و مردمی است و «چهارشنبه سوری» نام گرفته‌است که طلایه‌دار نوروز است و ... و شروع كرد به گفتن ريز ريز جزئيات.

وقتي حرف‌هايش تموم شد انگار نوبت استاد بود كه باز مخالفت كند ولي استاد سكوت كرده بود، انگار داشت توی ذهن خودش با كلمه‌ها بازي مي‌كرد كه چطوري آن‌ها را باز گو كند تا ما بپذيريم. استاد شروع كرد: بچه‌ها خوب گوش كنيد، ببينيد در این آیین (زرتشت) با پریدن از روی آتش و گفتن «زردی من از تو، سرخی تو از من» از آتش به عنوان یک امر مقدس ياد مي‌شود و این امر از نظر اسلام شرک است نه؟ مگر ما مسلمان نيستيم؟ مگر فقط خدا را ياد نمي‌كنيم؟ پس قبول نداريد كه كمك خواستن از آتش برای سلامتی نوعی شرک است. تنها كمك واقعي در عالم خداست و باید تنها از او كمك خواست، نه؟ بچه‌ها به نظرتان آتش چگونه خوش بختی می‌آورد؟ روز، چگونه می‌تواند نحس، و بدبختی‌زا باشد؟ زردی رخسار را چطور می‌توان با سرخی آتش عوض کرد؟ خاکستر آن آتشی که از رویش پریده‌اند و از آن سرخی طلبیده‌اند چرا باید نحس باشد؟

كلاس ساكت شده بود، بچه‌ها داشتند در ذهن‌های‌شان به سوال‌هاي استاد پاسخ مي‌دادند. استاد وقتي ديد هيچ اعتراضي نيست، پس ادامه داد: بچه‌ها مگر ما نمي‌گویيم اعراب دارند به دوران جاهليت خودشان برمي‌گردند. پس چهارشنبه سوری جاهلیت مدرن و يك تقلید جاهلانه نیست؟ همين الان يكي‌تان گفت این یک سنت ملی است و سنن ملی را باید محترم شمرد! و اما جواب من بنظر من آن دسته از سنن ملی را باید محترم شمرد که مبنای عقلی داشته باشند نه همه آن‌ها را. مثلاً آیین نوروز در ایران یک مبنای عقلی دارد و آن این است که ما بهترین روزهای سال را در طبیعت برای سیاحت و تفریح و دید و بازدید و صله رحم انتخاب کرده‌ايم كه مورد توجه قرآن هم هست ! بچه‌ها قرآن کریم یکی از مشکلات همه پیامبران را تقلید امت‌های آن‌ها از آباء و اجداد خود می‌داند که وقتی به آن‌ها می‌گفتند چرا این کار را انجام می‌دهید، می‌گفتند ما پدران خود را بر این راه یافته‌ایم و ما راه آن‌ها را ادامه می‌دهیم. امروز هم همينطور است، اگر يكي ازمان بپرسد که چرا مثلاً آیین چهارشنبه سوری را برگزار می‌کنید، می‌گویند چون پدران ما این کار انجام می‌دادند؟ به نظرتان هر چیزی که از گذشته به یادگار رسیده باشد ارزشمند، عاقلانه و قابل تقلید کردن است؟!

يكي از بچه‌ها پرسيد: استاد اگر ما اين جشن را كنار بگذاريم به تاريخ ٢٥٠٠ ساله‌مان لطمه وارد كرديم، اينطور نيست؟! استاد جواب داد: همه ما به تاریخ 2500 سال پیش خودمان مي‌نازيم، به نظرتان در این 2500 سال ما هیچ افتخار دیگری نداریم! اگر نداشتیم که مردمی با تاریخ سیاه هستیم و بدبخت. اعتراف كنيد چند بار تا حالا در اين سال‌ها شنيديدكه مي‌گویند خيلي از همسن و سال‌های‌تان به خاطر يك سري شيطنت‌هاي بي‌فايده يا زخمي شدند و يا جان‌شان را از دست دادند؟! چقدر مامان و باباهای‌شان برای‌شان گريه كردند! اعتراف كنيد در آن روز چقدر از والدين‌تان به خصوص مادرهای‌تان غر مي‌شنويد كه نرويد و اگر نتوانستند جلوی‌تان را بگيرند كلي مي‌گویند مواظب خودتان باشيد و كلي نگران مي‌شوند. چندبار به نظرتان برای‌تان دعا مي‌خوانند و از خدا مي‌خواهند كه چيزي‌تان نشود؟! بچه‌ها تقلید از دیگران در صورتی درست است که باعث سازندگی شود ولی تقلیدی که مایه بدبختی شود درست نیست. پریدن روی آتش و گفتن برخی جملات و... به هیچ وجه درست نیست.

حرف‌هاي استاد تاثير خودش را گذاشته بود، بچه‌ها هيچ حرفي براي گفتن نداشتند و فقط به حرف‌هاي استاد فكر مي‌كردند.

خوب حالا نوبت شما است، نظرتان راجع به اين حرف‌ها و چهارشنبه سوري چيست؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/١٢/٢٠
١
٠
...........ممنون...
R_ghazi
R_ghazi
٩٣/١٢/٢١
٠
٠
خواهش ميكنم خوشحالم خوشتون اومد☺
مرتضی هنرمند راد
مرتضی هنرمند راد
٩٣/١٢/٢٠
٥
٠
یغما گلرویی یه شعر داره که یه جاش اینجوری میگه :کشوری که تو اون غزل می‌گن اما با لحنِ چاله‌میدونی آدماش برگزیده می‌شن با قاشقِ داغِ روی پیشونی... همه‌ی عمرشونو پُز می‌‌دن به یه لوحِ گِلیِ گندیده «رُستمن»، قاتلای «سهرابی» که به ساز اونا نرقصیده...(البته بیشتر منظور من بیت دوم شعر بود فقط جهت تکمیل شعر بیت اولو نوشتم) ببینید سالهاست که ما فقط به گذشتمون افتخار میکنیم چون به قول رضا کیانیان شناسنامه هامونو گم کردیم،ادمای بزرگمونو گم کردیم،ما حتی به همون گذشتمونم درست نمیتونیم افتخار کنیم اما چه میشه کرد؟انقد اتفاقات اشتباه اینجا میفته و خواهد افتاد که چیزهایی مثل این در مقابل اون ها واقعا کوچیک وناچیزن.الان چندین ساله که سر این مساله بین مردم جنگه(بله واقعا جنگ!)اما تا حالا به چه نتیجه ای رسیدیم؟ نه گذشته ای برامون مونده و نه حالی و فقط امیدواریم برای اینکه شاید اینده ای داشته باشیم
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/٢٠
٣
٠
آقای هنرمند راد، خیلی عالی بیان کردید، مرحبا!
R_ghazi
R_ghazi
٩٣/١٢/٢١
٠
٠
ممنون از نظرتون كاملا باهاتون موافقم
S_sad
S_sad
٩٣/١٢/٢٠
٤
٠
به نظر من میشه چهارشنبه سوری رو طور دیگه ای برگزار کرد مثلا جمع شدن و تفریح کردن بدون آتش و بمب و نارنجک :))
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/٢٠
١
٠
با "بدون بمب و نارنجک" که فرمودید شدیدا اعلام موافقت می کنم. متاسفانه روز به روز هم این محصولات بزرگتر میشه و همان شب تا صبح، با صدای مهیبش، دل و وجود خیلی ها رو می لرزونه :(
R_ghazi
R_ghazi
٩٣/١٢/٢١
١
٠
اره اگه با هم باشيم بدون بمب و ترقه كه كلي خوش ميگذره
Narges_V
Narges_V
٩٣/١٢/٢٠
١
٠
عاشق 4شنبه سوريم:))
R_ghazi
R_ghazi
٩٣/١٢/٢١
٠
٠
منم دوسش دارم ولي بدون خطر يا به قول خودمون چهارشنبه سوري نه چهارشنبه سوزي!
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/٢٠
١
٠
سلام؛ متشکرم به خاطر این موضوع خوب و بجا. با صِرف جمع شدن دور همش موافقم، ولی اگر هر رسم و رسومی که داریم از روی قاعده و از روی همان رسم و رسوم اجرا بشه خیلی بهتره، ولی متاسفانه می بینیم که در این امر هم پارو کمی زیاده از حد بیرون گذاشتیم و در همین زمینه هم رو به افراط اوردیم. امید که همه چیز درست پیش بره!
R_ghazi
R_ghazi
٩٣/١٢/٢١
٠
٠
انشاالله ،مرسي از شما
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/٢١
١
٠
خواهش می کنم.
چراغعلی
چراغعلی
٩٣/١٢/٢٠
١
٠
ما که چهار شنبه سوری جشن نمیگیریم میریم جنگ جاتون خالی امسال یه توشیکا گرفتم میخوایم بریم بترکونیم...
R_ghazi
R_ghazi
٩٣/١٢/٢١
٠
٠
خوش بگذره بهتون كلي ☺
j_hoseinpoor
j_hoseinpoor
٩٣/١٢/٢٠
١
٠
یک جایی استادتان اشتباه کرده است.ما مسلمانان فقط خدا رایاد نمیکنیم به همه چیز متوسل می شیم بجز خدا.به عنوان مثال انواع انگشتر عقیق ویاقوت و..... انواع فالگیرها ورمالها .به قول حسین پناهی با یک استخاره یک کار غیر منطقی را منطقی می کنیم وبا یک عطسه از یک کار منطقی دست می کشیم هنوزم بگم . چهارشنبه سوری منطقی نیست !از استادتان بخواهید درباره بقیه جشنهای ایران هم حرف بزند.فعلا تو ایران فقط گریه کردن سنته .اون پدری که دوست ندارد پسرش بمب بسازد با پسرش با هم جشن بر گزار کنند قول می دم هیچ اتفاقی برای فرزندش نیفته .من چهارشنبه سوری دوست دارم وبه فرزندم هم توصیه میکنم .البته بدون بمب و ترقه .
R_ghazi
R_ghazi
٩٣/١٢/٢١
٠
٠
بله درست ميگيد ، به نظرم چهارشنبه سوري بدون خطر بايد باشه چون به هرحال نميشه اين جور جشن ها رو به سادگي از مردم گرفت و حذفش كرد
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١٢/٢١
١
٠
با جمله حسين پناهي به قطعيت و با جمله شما تا حدودي موافقم(چون به نظرم فعلا تو ايران فقط خنديدن سنته) !!!!!!!!!!!!!!!!!
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠