طعمه گرگ شب / ترانه

طعمه گرگ شب / ترانه

نویسنده : ردپای قلم

طعمه گرگ شب شدم تو این جنگل سیاه

گرفته رعب و وحشتی دلم از این همه گناه

یواش یواش بر می‌دارم پاهامو از روی زمین

تا که اسیر شب نشم به تور و دام آهنین

به جز توسل به تو دیگه نمونده چاره‌ای

برای من که عابرم تو هستی که  اشاره‌ای

هوا به من نمی‌رسه تو این جنگل سیاه

لحظه به لحظه که می‌ره عمر منم می‌شه تباه

می‌خوام عبور کنم برم به جایی که تو هم باشی

وسعت آب رو ببینم اونجایی که پیشم باشی

به جایی که پرنده‌ها هرگز نمی‌رن تو قفس

به سرزمین عاشقی تو باشی و عشق تو بس

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٠٣
١
٠
:-)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/٠٤
٠
٠
سلام...ممنون از لبخندتون...
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٤/٠٣/٠٣
١
٠
:)) خیلی صدای 6 دنگی میخواس برای خوندن مخصوصن مصراع یکی به آخرش :)) قشنگ اوج میگرفت، ترانه جالبی بود :)) کاش یه دهن میخوندین خودتون خخ
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/٠٤
١
٠
سلام...ممنون...اسپانسر بشید...میخونم...
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/٠٤
٠
٠
به دلم نشست...خیلی زیبا بود...ممنون...امیدوارم موفق باشین
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/٠٤
٠
٠
سلام...ممنون...خداروشکر...
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٠٤
٠
٠
خیلی خوب بود...چون منم ترانه میگم با ریتم خوندن ترانه هارو خیلی دوست دارم و ترانه شما هم ریتم روونی داشت....ولی هم تو این مصرع: "طعمه گرگ شب شدم تو این جنگل سیاه" ،هم تو این مصرع: "هوا به من نمی‌رسه تو این جنگل سیاه"....ریتم با بقیه ترانه هم خونی نداره و ضد حال میزنه....تو هردو مصرع اگه به جای "تو این" کلمه "میون" رو بذارین ریتم سر جاش میاد و مشکل حل میشه...هوا به من نمیرسه میون جنگل سیاه....خسته نباشید :) مرسی
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/٠٤
٠
٠
سلام...بله البته ...ممنون...
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٠٥
٠
٠
خیلی هم قشنگ (^_^) تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است /یک منزل از آن بادیه‌ی عشق مجاز است /در عشق اگر بادیه‌ای چند کنی طی /بینی که در این ره چه نشیب و چه فراز است .... قلمتآن مستدآم...ایام بکام (^_^)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
هوا، کولر، سطل آشغال و دیگر هیچ...

سفرنامه آذربایجان - قسمت هفتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
روضۀ یک نفره و اشک یک نفره

حسینیه‌ دل

٩٧/٠٧/٠١
مثلا فکرش را بکن...

صبح‌ات به خیر تر از این مگر می‌شد؟

٩٧/٠٧/٠٢