تیری رها به قلب من / ترانه

تیری رها به قلب من / ترانه

نویسنده : ردپای قلم

ته مونده‌ای از عشق تو پیدا می‌شه توو دل من

هنوز نرفته یاد تو از خاطر و خیال من

ته گلوم داره هنوز نغمه و آوازه تو را

لاله روییده ز تو لطف سر آغاز تو را

تو گوشه قلب منی، ذکر دل و لب منی

گمشده‌ام میون شب، ستاره شب منی

تموم عمرم پی تو گشته و سرگشته شدم

نوشیدم از باده تو به جامت آغشته شدم

تقدیر و سرنوشت من جهنم یا بهشت من

آره می‌دونم دست توست تمومه سرگذشت من

تماس دست و پای من سجده گر خونه توست

این دلی که دادی به من اسیر و دیوونه توست

تیری رها به قلب من تیریست که عشق تو زده

این تیر عشق و عاشقیست می‌مونه و تا ابده

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٣/١٢
١
٠
کلا این شعر هایی که با آهنگ خونده میشن یه حس دیگه ای دارن
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/١٧
٠
٠
سلام...بسیار مممنون...
آتی
آتی
٩٤/٠٣/١٢
١
٠
شعر قشنگی بود ...ممنون
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/١٧
٠
٠
سلام...لطف دارید..ممنونم...
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/١٣
١
٠
شعر قشنگ و دلنشینن وساده ای بود...ممنون امیدوارم بازم کارای زیباتونو ببینم و قلمتون استوار باشه...موفق باشین
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/١٧
٠
٠
سلام...شما لطف دارید...حتماً...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٣
١
٠
سلام؛ عیدتون مبارک، چه کنم به جز لذت بردن در این روز عید :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/١٧
٠
٠
سلام...عیدشما هم...مبارک باشه...شما...همواره لطف دارید...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨