مونس تنهایی من آسمون بی‌ستاره

دلمو زدن شکستن اومدم پیشت دوباره

عین اون شبای دلگیر دوباره دلم گرفته

باز می‌خوام تو مونسم شی اون شبا یادم نرفته

صُوَر خیال من باش تا کمی آروم بگیرم

تو نذار تنها بمونم این‌جا از غصه بمیرم

وزنه‌های غم و غصه رو دلم سنگینی داره

لحظه‌ای آروم نمی‌شم اگه بارونی نباره

مرگ من فرارسیده دلم از دنیا بریده

رمقی تو دست و پام نیست، رنگ و روی من پریده

  همدمی جز تو ندارم، تا بهش پناه بیارم

دستمو بگیر خدایا، جز تو جانپناه ندارم

فرجی ز لطف نما تو زیر سایه‌ات بمونم

همه جا از تو می‌خونند تنها من نیستم می‌خونم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٧
١
٠
سلام، از شعرهای شما همیشه لذت بردم، سلامت باشید و بسرایید.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/١٨
٠
٠
سلام...بسیارممنون...شما لطف دارید...اتفاقاً دیشب شروع کردم...با اسم ...جنابعالی...یه ترانه بگم...یک بیتش رو گفتم...کامل کردم ...میدم ...خدمتتون...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٨
٠
٠
سلام، دست شما درد نکنه، مشتاقانه منتظرم:) ... می دونید "میرزا" به چه کسانی اطلاق میشه؟
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٣/١٧
١
٠
خیلی خوب بود. فقط یه جاهایی زبان نوشتار هم قاطی شده بود که خوندن و وزنش رو سخت می کرد. ممنون و موفق باشید :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/١٨
٠
٠
سلام...ممنون...آره...درسته...اخه...این ترانه ها مربوط میشه به سال 81 و ..اون شبی که این رو گفتم همزمان دوتای دیگه هم سرودم...یعنی در یک نصف روز بصورت کششی سه تا ترانه گفتم...معل.مه که خوب از کار درنمیاد...
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/١٨
١
٠
اولشو واقعا خوب اومدی...... ممنون..... :))
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/١٨
٠
٠
سلام...ممنون...شما لطف دارید...
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/١٨
١
٠
خیلی عالی و دلنشین بود...اصلا عالی واسه یه ثانیه اشه...خیلی به دلم نشست چون شرح حال و هوای این روزای من بود...ممنون امیدوارم همچنان کارای زیباتونو ببینم و موفق باشین
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/١٨
٠
٠
سلام...ممنون...ان شاءالله...دلتان و روحتان...سالم و بدون غم باشد...
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/١٨
١
٠
خدا گوید : تو ای زیباتر از خورشید زیبایم/تو ای والاترین مهمان دنیایم/شروع کن ، یک قدم با تو/تمام گامهای مانده اش با من . . . خیلـــــــــــــــی هم زیبا....قلمتآن مستدآم (^_^)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/١٨
٠
٠
سلام...بسیار...ممنون...شعر قشنگی بود...مام گامهای مانده اش با من . . .
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٣/١٨
١
٠
سلام ممنون مثل همیشه زیبا بود.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/١٨
٠
٠
سلام...شما هم مثل همیشه..لطف دارید...
Cold
Cold
٩٤/٠٣/١٨
١
٠
ترانه خیلی خوبی بود :) قشنگ با ریتم که میخونی خیلی خوبه :)...فقط جسارتا تو ترانه با زبون محاوره ای "جان پناه" زیاد قشنگ نیست..."جون پناه" خیلی بهتر میشه....تو جیم معمولا دوستان شعر میگن تا ترانه ،منم چون ترانه میگم واسه همین کاراتون خیلی میچسبه :) مرسی
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/١٨
٠
٠
سلام...ممنون...حق با شماس...
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٣/١٨
٠
٠
چه لطیف ^_^
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٩
٠
٠
زیباوپراحساس....ممنون
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠