آبی‌ترین کوثر / شعر
تقدیم به ساحت حضرت زهرا (س)

آبی‌ترین کوثر / شعر

نویسنده : hamidreza_yaghoobi

هنوز از خانه می‌آید صدای آشنای تو

به روی سینه‌ات گل داده امشب زخم‌های تو

ز بوی ناله‌هایت گُر گرفته آسمانِ دل

به رنگِ رود جاری شد دو چشمم در هوای تو

شکسته قاب آیینه، در و دیوار خونین شد

تمامِ کوچه‌های شهر لبریز از دعای تو

که زد آتش به محراب تو ای آیینه عصمت؟

در آن روزی که خون بارید، چشمانِ خدای تو

تو را چشم انتظارم بانوی خورشید، اما من

نمی‌بینم به روی خاک، دیگر رد پای تو

شب از نیمه گذشت و ماه بر دوش ملائک بود

زمین آرام می‌گرید سحرگاهان برای تو

چو نیلی شد گلِ رخسارت ای آبی‌ترین کوثر

میانِ کهکشان پیچید زهرا جان صدای تو

(فصل تیغ)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/٠٣
٠
٠
یا زهرا(س)
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٠٣
٠
٠
شعر زیبایی بود :))
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/٠٣
٠
٠
چقدر اين شعر خوبه! مرسي:) / يا فاطمه سلام الله عليها
Farzane_v
Farzane_v
٩٤/٠١/٠٤
٠
٠
السلام علیک یا فاطمه الزهرا....زیبا بود
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠١/٠٤
٠
٠
عالی بود
faranak_b
faranak_b
٩٤/٠١/٠٤
٠
٠
سروده ی خودتون بود؟ خیلی زیبا بود. ممنون و تسلیت میگم شهادت حضرت زهرا (س) رو. منظورتون از فصل تیغ در آخر چی بود؟
hamidreza_yaghoobi
hamidreza_yaghoobi
٩٤/٠١/١٢
٠
٠
درود بر شما، بله سروده ی خودم بود. متشکرم. فصل نام مجموعه ی شعرم است
s_sali
s_sali
٩٤/٠١/٠٥
٠
٠
شب از نیمه گذشت و ماه بر دوش ملائک بود... :(
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

زیر باران خنده با چشمان گریان ساده بود

٩٥/١١/٢٥
تا آن روز چقدر فاصله داریم؟

در حکومت امام زمان

٩٥/١١/٢٥
حیف شد

حیاط خانه ی مادرجون

٩٥/١١/٢٦
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
آمده بودم بنویسم...

دو دقیقه حواستان را به من بدهید لطفا

٩٥/١١/٢٦
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
از تو ممنونم

خدایی باش

٩٥/١١/٢٥
از عکس های پی در پی تا شاخ های اینستاگرامی

زندگی به سبک اینستاگرام

٩٥/١١/٢٥
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
باید به روایت‌ها چون حکایت‌ها احترام گذاشت؟

حکایت اندر روایت

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

جنگ غرور

٩٥/١١/٢٦
حرف هایی که شبیه دروغ هستند

واقعیت های دروغ نما

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات