به تدبیرش « اعتماد» کن...

به تدبیرش « اعتماد» کن...

نویسنده : میثم

آتشی نمى‌سوزاند «ابراهیم» را و دریایى غرق نمی‌کند «موسى» را. در کودکی، مادرش او را به دست موجهاى «نیل» می‌سپارد تا برسد به خانه‌ی فرعونِ تشنه به خونَش.

دیگری را برادرانش به چاه مى‌اندازند، سر از خانه‌ی عزیز مصر درمی آورد. مکر زلیخا زندانیش می‌کند اما عاقبت بر تخت ملک می‌نشیند.

از این «قِصَص» قرآنى هنوز هم نیاموختی که اگر همه‌ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند و خدا نخواهد نمی‌توانند! او که یگانه تکیه‌گاه من و توست!

پس به «تدبیرش» اعتماد کن،

به «حکمتش» دل بسپار،

به او «توکل» کن

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_sabouri
s_sabouri
٩١/١٠/٢٥
١
٠
حفظکم الله باباجان ! بسیار قشنگ بود
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٠/٢٥
٢
٠
خدا همین نزدیکی هاست...خودش گفته:اگه بندگانم بدانند که من چه قدر به یاد آنها هستم از فرط خوشحالی خواهند مرد... متن زیبایی بود ممنون.
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١٠/٢٥
١
٠
بله واقعا زیباست........کاش صبر ما انسان ها هم زیاد باشه
shiezadeh
shiezadeh
٩١/١٠/٢٥
١
٠
عالی بود ... مرسی
٩١/١٠/٢٥
٠
٠
توکل کردم ! صداش زدم............. گوش ندااااااااااااااااااااد !
m-kian
m-kian
٩١/١٠/٢٥
٠
٠
دوس عزیز حتما صداتو شنیده و گوش داده....ما از حکمتش بی خبریم
taba_sa
taba_sa
٩١/١٠/٢٥
١
٠
عاااااااااااااااااالی بود..... همیشه باید به خدا توکل کرد و هیچ وقت از درگاهش ناامید نشد....
m-nik110
m-nik110
٩١/١٠/٢٥
٠
٠
واقعا زیبا بود!
Em Ad
Em Ad
٩١/١٠/٢٥
٠
٠
کاملا موافقم ...!!!
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٢٥
٠
٠
وتوکلت علی اللّه ............ توکل کردم به خدا خودش جوابمو می ده ایشالا.
(D-mehraboon)
(D-mehraboon)
٩١/١٠/٢٩
٠
٠
زیبا بود ! ممنون
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠