نامه ی شب عید به فرزندم

نامه ی شب عید به فرزندم

نویسنده : ali_zohri

سلام بابا جون

منو ببخش که شب عید شرمنده تو شدم و دستهای خالی من دل کوچک تو رو شکست. منو ببخش که مسئولان و مدیران 5 ماه حقوق ندادن و شرمنده کردن شاید آنها هم پول لازم داشتن که 6500 میلیارد تومان بدهکار دولت هستن.

بابا جون اگر کفش و لباس نداری ناراحت نباش خودم کفش زیر پاهات میشم تا تو این آشفتگی سر خوش باشی

پسرم دستهای خالی من برای تو لباس شب عید نمیشه ولی شاید مدیران و صاحب شرکت هم مثل ما سفره خالی داره؛ شاید همسرش هم مثل من برای بدهکاری قهر کرده و اجاره خونش سر به فلک کشیده!

شاید اون هم شرمنده زن و بچه شده و از دست همه فرار می‌کنه

پسرم منو ببخش سعی کردم سفره خالی ما پر از برکت و مال حلال باشه اما انگار از مرد بودنم خجالت می کشم. عرق شرم و دستهای خالی من برای تو دردی رو دوا نمی‌کنه اما شاید یکی بیدار بشه!

بابا جون تو خجالت نکش! این غرور من هست که 5 ماه زیر پاهای صاحب شرکت له شده منو ببخش که سفره ی ماخالیه.

امسال ما عیب نداریم ولی عید داریم و سفره هفت سین ما سنگ صبوره

دل بابایی آتش میگیره وقتی شب عید تو با حسرت به دوستات نگاه میکنی و آه میکشی...!

منو ببخش که نمی تونم از شدت شرم به چشمات نگاه کنم و بگم:«دوستت دارم»

 

جهت اطلاع کاربران گرامی: محمد ر. که 6500 میلیارد تومان بدهکار دولت است صاحب شرکت ص. و الف در حوالی فریمان می باشد که 5 ماه حقوق نداده است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/١٨
٢
٠
سلام؛ نمی دونم براتون بنویسم یا نه، اما خب می نویسم؛ تک تک کلماتتون رو از پشت یه پردۀ نازک از آب خوندم. دعا می کنم که عید بابرکتی در کنار فرزند گلتون داشته باشید.
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٣/١٢/١٨
١
٠
تلخ بود. دعا می کردم قصه باشد... نوشته تون زیبا بود. اما جای کار بیشتری هم داره و به نظرم اگر از حالت عامیانه رسمی تر نوشته می شد زیباییش دوچندان می شد.
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/١٨
٣
٠
بله، ای کاش قصه بود. خدا کنه هیچ پدری در مقابل فرزندش شرمنده نشه!
m_fanaei
m_fanaei
٩٣/١٢/١٨
٠
٠
تلخ بود ولی زیبا نوشته شده بود، واقعا متاسفم !
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
هیــــــــــــع روزگار :((
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
سلام:امیدوارم که هیچ پدری شرمندهٔ خانواده نشود.اگر قانون بیمه و... درست تدوین واجراوبامتخلفین برخوردقاطع میشد اینگونه مشکلات خیلی کم میشد.خدایارتان
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
آقای م.نص که شعار میده باید پشت دولت بود چرا الان ساکته؟ 6500 میلیارد بدهی میدونین یعنی چقدر؟ یعنی واقعا نمیشد خیلی قبل تر از اینها جلوی کارشون گرفته بشه؟ باز هم میگم افسوس که رد پای دزد آبادی ما عجیب شبیه رد پای کدخداست
Delaram
Delaram
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
ایشالا هیچ بابایی شرمنده بچه اش نشه.. به زبون ساده است بخدا کمر باباهارو میشکنه پیرشون میکنه :(
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات