بهانه ی شاعر / شعر

بهانه ی شاعر / شعر

نویسنده : ردپای قلم

فرار می کنم از خیال رسیدن

به بن بست این عشق، پی مرگ خزیدن

اراده نکردم فراموش شوی تو

شب و روز خیالی به رسم ندیدن

طبیب دل من دوا کن تو دردم

خزان گشته فصلم چوبرگی که زردم

مهم نیست ندارم شب و روز قراری

قرارم تو هستی به تو دل سپردم

هوای تو جان است، نفس از تو دارم

بهاری شده دل به شوقت ببارم

گلایه ندارم از این روزگارم

چو صیدی فراری مرا کن شکارم

وصال تو خواهم به هر رنج و سختی

فرار می کنم از شب تیره بختی

هراس جدایی به جان و دلم بود

رویای رسیدن به عشق را تو ساختی

رویای  همیشه کناره تو بودن

همیشه به اسم تو شعری سرودن

یگانه، تو لیلای،  این شب شعری

بهانه ی شاعر به بزم ستودن

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/١٨
١
٠
سلام؛ مثل بقیۀ اشعار شما زیبا و دلنشین و لذت بخش بود. تشکر می کنم از شما.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/١٨
٠
٠
سلام...بسیار ممنونم...لطف شماست...
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/١٨
٠
٠
خواهش می کنم.
F-jafari
F-jafari
٩٣/١٢/١٨
١
٠
دستتون درد نکنه به خاطر شعر زیباتون.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/١٨
٠
٠
سلام...فراوان سپاس...ممنونم...لطف کردید...
z_daliry
z_daliry
٩٣/١٢/١٨
١
٠
زیبا بود
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/١٨
٠
٠
سلام...ممنونم...
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/١٨
١
٠
بهانه شاعر به بزم ستودن خیلی دلنشین بود... مرسی :-))
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
سلام...فراوان سپاس...از توجهتون...
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٣/١٢/١٩
١
٠
زیبا و دلنشین بود، ممنون از شما.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
سلام...نظر لطف شماست...ممنون...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/١٩
١
٠
بهله :)) ماهم که پیش پیش بابت این شعر زیبا از شما کمال تشکر رو داشتیم (^_^) قلمتآن سبز و جاوید.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
سلام...فکر کنم...شما رفتید ...وساطت کردید که این شعر گذاشته بشه...چون کلی شعر از قبل داشتم ...تو نوبت...:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/١٩
١
٠
سلآم؛ چه جالب منم با خودم گفتم چطور شد این شعرو زود تر از بقیه شعراتون منتشر کردن....اووووم اینجام مثل اینکه دستای پشت پرده داره که باید جدی گرفته بشن (^_^)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
برای اینکه ...برداشتید...گفتید...چه فایده ...باید ی گوشه ...یادداشت کنم...تنهایی ...بخونم....اینا هم دلشون سوخت دیگه...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
شاید :))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/١٩
١
٠
سلام دلتون پرازشادی وتنتون سلامت باد.ممنون
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
سلام...بسیار لطف دارید...شما هم سلامت باشید...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
سلام:زنده باشید.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٣/١٢/٢٢
١
٠
سلام در کل فضاسازی خوبی انجام شده در شعر ولی به نظرم به خاطر الزام به رعایت وزن و قوافی بعضی جاها معنا دچار شکستگی شده منتظر آثار بهتر از شما هستم دوست عزیز
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٢٣
٠
٠
سلام...بسیار ممنون ...و لطف نمودید...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨