تو نیستی و همراه اول گستاخ شده!

تو نیستی و همراه اول گستاخ شده!

نویسنده : m_ghorbanzadeh

وقتی آمدی 

خوش بحال هردویمان شد

هم من ، هم همراه اول

او قبض صادر می کرد و 

من پرداختش می‌کردم 

او به پولش می‌رسید و 

من به صدای آسمانی تو

حالا از وقتی رفته‌ای 

او قبض صادر می‌کند و من نگاه می‌کنم

نه نگاه به مبلغ گزافش ! 

نگاه به لحظه‌هایش، به ثانیه‌هایش 

به آن ساعت‌ها که قدرش را ندانستم

نگاه به پنجره، کوچه، خیابان 

که شاید پیدایت شود و من پرداختش کنم

اما نیامدی، نیامدی و گستاخ شده است 

خودش را به رخ کشانده و اخطار می‌دهد

او اخطار داده است و من حرص می‌خورم

حرص تو را، حرص دیر شدنت، نیامدنت 

حرص آن‌که زمان گذشته است 

آن هم زیادی

آن‌قدر زیاد که کارم را به اخطار شنیدن رسانده است

دیگر، کم کم بیا و پایانی بده به این بازی 

به این بازی تعریف نشده ات

همین بازی که در هیچ کجای کتاب اریک برن، هم 

اثری از آن را ندیده‌ام

می‌دانی 

این بازی‌های الکی 

نه مثلا؛ جدی جدی به ماها نمی‌آید

بیا و لج بازی را کنار بگذار 

بیا و برگرد 

بگذار پیدایت شود 

نگذار این بازی جدی شود

می‌ترسم عاقبت صبرش تمام شود 

آن‌قدر دیر کنی که او خط را بسوزاند و 

من تا انتهای بودن در انتظارت بسوزم 

فرشته زمینی من

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/١٤
٠
٠
چه نگاه متفاوتی داشتید به موضوع ... خوشم اومد! :-))
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٣/١٢/١٤
٠
٠
من هم نظر آقای شمشیری
m_ghorbanzadeh
m_ghorbanzadeh
٩٣/١٢/١٥
٠
٠
ممنون
ali_sh
ali_sh
٩٣/١٢/١٤
٠
٠
چه بود این؟ چ خوشگلللل
m_ghorbanzadeh
m_ghorbanzadeh
٩٣/١٢/١٥
٠
٠
ممنون که وقت گذاشتین
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/١٤
٠
٠
سلام:ایزد یکتا پشت و پناهتان باد.ممنون
m_ghorbanzadeh
m_ghorbanzadeh
٩٣/١٢/١٥
٠
٠
ممنون
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١٢/١٥
٠
٠
آه!!!!!!بسیار رمانتیک بود این بند آخر جذبم کرد بسیار .حس متفاوتی توی متنتون بود که برام جالب بود.خیلی خوب بود.
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١٢/١٦
٠
٠
خیلیییییییییییییی دوسش داشتم این متن رو
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
بلال فروشی ناموفق

سیگارت بهمن / قسمت دوم

٩٥/١١/٠٣
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
ترانه ای سروده خودم

تولدت مبارک عشقم

٩٥/١١/٠٤
آسوده بخوابید

مبارزان آسمانی آتش

٩٥/١١/٠٢
از آلودگی هوا تا رفتار عجیب شاخ های اونستاگرام

فائزه در سرزمين عجايب / قسمت اول

٩٥/١١/٠٥
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
غریبانه

خدانگهدار، سفرت بخیر!

٩٥/١١/٠٤
آتش در نبودت بی رحم می تاخت!

کاش بودی باران

٩٥/١١/٠٢
نسل جدید عشق و عاشقی

عشق الکترونیک

٩٥/١١/٠٤
شعری سروده خودم

برخیز و بگو زنده ای!

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات