جشن اسفندگان که می‌گن چی چیه؟!
با روز عاشقانه‌های مادرانه در باور ایرانیان باستان آشنا شوید

جشن اسفندگان که می‌گن چی چیه؟!

نویسنده : الهام یوسفی

اگر بخواهیم روزی برای عشق پاک مادرانه در تاریخ سرزمین‌مان جست‌و‌جو کنیم، دست‌خالی باز نخواهیم گشت. روز سپندارمد از ماه اسپند، یعنی پنجم اسفند ماه، همان روزی است که در ذهن ایرانیان یادآور عشقی مادرانه و تابناک بوده است. گر چه این روز ویژه در گذر زمان از خاطر عموم زدوده شده، اما هنوز در فرهنگ و آیین ما قابل احیاست؛ روزی که در اساطیر و پیشینه فکری ایرانیان جایگاهی منحصر به فرد داشته است.

در پاسخ علت گزینش چنین روزی از میان 365 روز سال باید به ریشه‌های اسطوره‌ای این آیین بازگشت. در زمان‌های گذشته به جای شمارش عددی روزهای ماه، آن‌ها را نامگذاری می‌کردند. در هر ماه روزی فرا می‌رسید که نام آن، با نام ماه یکی بود. در این روزها که از جایگاهی ویژه برخوردار بودند، جشنی آیینی برپا می‌شد.

آخرین ماه سال یعنی اسفند نیز از این قاعده مثتثنی نبود. پنجمین روز از این ماه، که به سپندارمد مشهور بود، با نام این ماه که تحول یافته سپنته ارمئیتی یا اسپندارمد به معنای اخلاص و بردباری است، همنام می‌شد. ایرانیان قدیم در این روز جشنی بر پا می¬کردند و این روز را با نیایشی خاص پاس می‌داشتند. 

در واقع «سپندارمد» بانوی زمین و باروری و نماد زنانگی و مادر زمین است. این ایزد بانو که حامی چهارپایان و تجلی سرسبزی و رویش زمین است، به هنگام راه رفتن با زنانی که فرزندان صالح و پرهیزگاری تربیت می‌کنند، بر روی زمین هم قدم می‌شود و  احساسی سراسر خشنودی و رضایت او را در بر می‌گیرد. 

در روز سپندارمد از ماه اسپند یا جشن اسفندگان (مزدگیران) به مردان یادآوری می‌شد که نوبت آنان است که به نشانه پاسداشت زحمات همسران خود، از آنان قدردانی کنند. چرا که زنان در طول یک سال با اخلاص و بردباری و سرشار از عشق و محبت به امور خانواده، شوهر و فرزندان رسیدگی کرده‌اند. به همین خاطر مردان ایران زمین در این روز برای زنان و مادران خود هدیه می‌گرفتند و آنان را بر تخت می‌نشاندند و به نشانه قدردانی از آن‌ها، خواسته‌های آنان را برآورده می‌کردند.

این روز دیر زمانی است که نشانه‌های خود را از زندگی ما حذف کرده و حالا همه ما کم‌تر با آن آشنایی داریم، یا به کلی از وجود چنین روزی بی‌خبریم و حتی گاهی به دنبال نمونه‌های اروپایی آن می‌رویم. 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
imanhkt
imanhkt
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
چرا این روز رو روز مادر نزاشتن :|
علیرضا
علیرضا
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
روز مادر که داریم خب
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١٢/٠٦
٧
١
تا وقتی مناسبت های تقویم قمری هست مناسبت های تقویم خورشیدی چرا؟ :|
علیرضا
علیرضا
٩٣/١٢/٠٥
١
٠
خیلی ممنونم از اطلاعاتی که در مورد این روز دادید. به نظر من یک دلیل این که خیلی از ما نمیدونیم این روز چه روزی هست یا اگر هم می دونیم اهمیتی نمیدیم اینه که برامون هنوز جا نیفتاده. این وظیفه صدا و سیما و اینجور جاهاست تا این روز رو به ملت معرفی کنند و یک جوری برای ما جا افتادش کنند. وگرنه تا آخر همین آشه و همین کاسه
raha_sl
raha_sl
٩٣/١٢/٠٧
٠
٠
دقیقا فقد کار رسانس..نمیدونم چرا انگار ما با ایران باستان پدر کشتگی داریم!!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
سلام: بسیار سپاسگزارم از مطلبتون. پادارباشید.
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٣/١٢/٠٥
١
٠
روز قشنگتون مبارک خانومای ایرانی و جیمی ! :)))))))))))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٠٥
١
٠
خیلی خوشحالم کردید که چنین مطلبی رو نوشتید و منتشر کردید. توضیحاتی تکمیلی هم در لینک http://jeem.ir/forum.php?id=3836 طی یک کامنت مفصل(تقریبا در اواخرِ کامنت ها) نوشتم که اگر کسی علاقمند باشه میتونه بره مطالعه کنه. باید این نشانه ها و نامگذاری های "تمدن کهن پارسی" رو بیشتر ارزش بذاریم و قدر بدونیم و اهمیت بدیم. در "فرهنگ و تمدن ایرانی" دهها جشن و مناسبت مهم داریم که... . ممنونم خانم یوسفی. ممنونم.
سمیرام
سمیرام
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
اینکه بیشتر شبیه روز مادر یا زن هستش ، دیگه اون عکس مطلب یعنی چی ؟؟؟
admincheh
admincheh
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
روز عشق ورزی دیگه ^_^
admincheh
admincheh
٩٣/١٢/٠٦
١
٠
این قدرر جشنای جالبی هست برای استقبال بهار و تابستان و پاییز و زمستان و بدرقه ی اون ها و این روزها ، البته ناشناخته موندن-_-
Narges_V
Narges_V
٩٣/١٢/٠٧
٠
٠
دقيقا
raha_sl
raha_sl
٩٣/١٢/٠٧
٠
٠
چقد جالب..من واقعا نمیدونستم..چه معنای "خانواده داری" عمیقی ام تووش داره ...نه صرفا روز عشق ... واقعا ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣