ایستگاه پاییز

ایستگاه پاییز

نویسنده : s_sepid

هنوز نیامده است، از انتظار خسته شده‌ام، این‌جا هوای ایستگاه سرد شده است، صدای همهمه باد می‌آید، شب نزدیک است.

من از ایستادن اینجا می‌ترسم، از این‌ها که می‌آیند و می‌روند می‌ترسم. از نگاه بی تفاوت و سردشان یخ می‌کنم.

به تمام این لحظه‌ها شک کرده‌ام، انگار از اول ایستگاه را اشتباه پیاده شده‌ام. من انتظار کدام آمدن را می‌کشم؟ نمی‌دانم...

ولی باز ایستاده‌ام که اگر روزی آمدی برات بگویم که این‌جا چقدر پاییزش سرد می‌شود. اگر روزی هوای این‌جا به سرت زد، برای خودت نوری بیاوری، این‌جا دیگر تاریک شده است. اگر آمدی با خودت بهار و تابستان بیاور، این‌جا انتهای پاییز گیر کرده است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Narges_V
Narges_V
٩٣/١٢/١٢
٠
٠
عالي بود مرسي
aban_y
aban_y
٩٣/١٢/١٢
٠
٠
گله مندانه، بود، فضاش خاکستری و سرد بود، یه عاشق منتظر برای برگشتن معشوقش! ولی بدونی که بدونه کی میاد!، قشنگ بود :))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/١٢
٢
٠
پاراگرافِ آخر به داد این یادداشت رسید. خیلی خیلی خوب تمومش کردید در حالیکه میشد با یک ریتم یکنواختِ بی نوسان به آخر برسه. لذت بردم. منتظر یادداشت های بعدی شما هستم... مرسی :-))
فو فا نو
فو فا نو
٩٣/١٢/١٤
١
٠
موافم منم :) ..اولشو سرسری خوندم و میخواستم ولش کنم ولی وقتی نظر اقای شمشیری رو دیدم برگشتم دوباره متن رو با دقت خوندم و کیف کردم :) ..بیشتر از عشق و اینا حس اینو به من میداد که منتظر یه منجی هستید..یه نجات دهنده..به قول دوستان منتظر اون روز خوبید که میگن میاد :)
Cold
Cold
٩٣/١٢/١٢
٠
٠
حس انتظار عمیقی توش بود...انتظاری که شاید هیچوقت هم به پایان نرسه :)...خسته نباشید....ممنون!
ali_zohri
ali_zohri
٩٣/١٢/١٣
٠
٠
زیبا و قابل تامل بود
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١٢/١٣
٠
٠
غمناک بود
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٣/١٢/١٣
٠
٠
با جناب ِ شمشیری موافقم ... پاراگراف ِ آخر زیباتر کرد نوشته تون رو .
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/١٤
٠
٠
سلام خدانگهدارتان باد
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
بلال فروشی ناموفق

سیگارت بهمن / قسمت دوم

٩٥/١١/٠٣
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
آسوده بخوابید

مبارزان آسمانی آتش

٩٥/١١/٠٢
ترانه ای سروده خودم

تولدت مبارک عشقم

٩٥/١١/٠٤
آتش در نبودت بی رحم می تاخت!

کاش بودی باران

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

برخیز و بگو زنده ای!

٩٥/١١/٠٢
خشت خشت دلش لرزید

بعد از تو

٩٥/١٠/٢٩
حس خوب

مه ای در بامداد

٩٥/١٠/٢٩
با نام خدا

مرا یاری کن

٩٥/١٠/٢٨
تبلیغات
تبلیغات