ز عمق جان تو را خواستم...

ز عمق جان تو را خواستم...

نویسنده : ردپای قلم

زعمق جان تو را خواستم دریغ از یک نگاه تو

تمام هست و نیستم را گذاشتم من به راه تو

هوای سرد این خانه به یک  خنده فقط گرم بود

نخندیدی ولی سرد شد زسوز سرد آه تو

رگ خواب تو را انگار غم و اندوه می دانست

خراب شد بر سرم دنیا فقط با یک گناه تو

ادب حکم می‌کند آری بمانم با بد و خوبت

چو مرغی خیس از باران نشینم در پناه تو

مراد دل از این دوستی ندانستی تو آه هرگز

خراب شد آرزوهامان به هر بار اشتباه تو

رها کردی مرا تنها به حال خود که جان بازم

تمام جان و روحم شد در این خانه تباه تو

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Cold
Cold
٩٣/١٢/٠٥
٢
٠
شعر قشنگی بود :)..."تمام جان و روحم شد در این خانه تباه تو"...نخونه خانومتون این شعرو یه وقت =))...خسته نباشید :)...ممنون!
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
سلام...بسیار ممنون...اگه بخونه...میگه ببین آقا این زبانحال منه به تو ها...
azadeh_tabrizi
azadeh_tabrizi
٩٣/١٢/٠٥
١
٠
مرسی علی الخصصو از بیت آخر خیلی زیبا بود و به دل جان می نشیند ...
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
سلام...خواهش می کنم...لطف دارید...
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
به کلبه ی شاعرانه بنده خوش آمدید...
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
خیلی به دلم نشست.. شعرشناس نیستم.. اما عشق رو خوب میشناسم و اندوه رو.. لذت بردم.. .
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
سلام...شاید شعر نگید ولی از فک و فامیل قلم هستید...لطف کردید...برادر من مدیریت می گفت ...نمی توتیم ایمیل بدیم..
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
syndromeshortfilm.blogfa.com
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
ممنون زیبا بوووود
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
سلام...ممنونم...قدم رنجه فرمودید...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/٠٥
١
٠
سلام: خیلی ممنونم از شعرزیبایتان.شادکام باشید.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
سلام...بسیار ممنون...لطف دارید...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/٠٦
١
٠
خیلـــــــــــــــی هم خوب.... جلیل صفر بیگی میگه : امروز بيا چكامه ات را بنويس / با دست خودت ادامه ات را بنويس / حالا بلدم چطور بازي بكنم / اي عشق! تو فيلم نامه ات را بنويس... شعر شمام مثل یه فیلم کوتاه میمونه :))) شیک نوشتین.....قلمتآن مستدآم (^_^)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
سلام...دوبیتی قشنگی بود...ممنون...
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
سلام...دوبیتی زیبایی بود...ممنون...لطف دارید شما...
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
موفق باشید زیبا بود
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
بسیار ممنون...سلامت باشید
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١٢/٠٦
١
٠
یاد شعرای خانوم رها افتادم. ممنون :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
سلام..ممنون...کدوم رها خاوم؟...
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
سلام...شاید...ولی نظر لطف شماست...ممنون...
saleh
saleh
٩٣/١٢/٠٦
١
٠
این شعر یه آه عمیق و از ته دل بود. از اونا که دل رو آتیش میزنه. درود آقا. عالی بود
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
سلام...ممنونم...خوشحالم که به دلتون نشست...
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٠٧
٠
٠
سلام...ممنون...بلی...آه عمیق داشت..لطف کردید...
raha_sl
raha_sl
٩٣/١٢/٠٦
١
٠
شعر خیلی قشنگی بود... حیفم اومد این نکته رو نگم ک فقد برای رعایت یه نکته ی کوچیک( یکی دوتا هجای اضافه توو بعضی مصراع ها )وزن شعرتون مشکل دار شده مثلا همین مصراع اول: اگه بجای خواستم از "خواهم" استفاده میشد:"ز عمق جان تورا خواهم" ببخشید جسارتمو ممنونم
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
سلام...ممنون...پس رها خانوم شما بودید...از نقدتون ممنون...من هنوز راه دارزب دارم...تا شاعر شدن...
Narges_V
Narges_V
٩٣/١٢/٠٧
١
٠
عاااااااااااااالی بود :))))))))
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٠٧
٠
٠
سلم...شما لطف دارید...ممنونم...
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات