فالت بگیرُم؟!

فالت بگیرُم؟!

نویسنده : sepide.b

من دوران راهنمایی علاقه عجیب و وصف ناشدنی به خواندن مطبوعات داشتم. اعم از مجلات و روزنامه‌ها و نشریات گوناگون. زرد و قرمز و آبی و...

و چون علاقه عجیبی هم به سینما و کارگردانی داشتم. معمولا اول از همه اخبار سینمایی و فرهنگی‌اش را می‌جویدم و از همه حاشیه‌هایش با خبر می‌شدم و بعد به گوشه‌ای پرتش کرده تا سر فرصت داستان‌هایش را که ۹۹ درصد خاستگاری و ازدواج بود و آن ۱درصد هم عاقبت خروج از ایران که معلوم است بدبختی و اعتیاد و ایدز بود را یک نگاهی بیاندازم.

دفعه بعد که حوصله‌ام سر می‌رفت برش می‌داشتم و ورقش می‌زدم و چیزی که در بار سوم نظرم را جلب می‌کرد معمولا قسمت نامه‌ها و پیشنهادات بود که یک درخواست، هر هفته از طرف کلی متقاضی داده می‌شد و آن چیزی نبود جز این‌که بابا جان فال بگذارید، از این‌ها که می‌گویند این ماه بخت‌مان برگشته یا برنگشته چیست؟ آها طالع بینی چینی و هندی و سرخپوستی بگذارید!

خب به ما ربطی ندارد که چرا یک مجله می‌گذاشت و آن یکی نمی‌گذاشت. فقط این‌که چرا ما انقدر ضعیف هستیم که به جای پیدا کردن ریشه مشکلات در خود، به جای از خود به خود رسیدن، به جای کسب تجربه، جای توکل بر خدا، به جای ساختن امروز خوب و ترکِ «از فردا، از فردا...»، دست به دامان چیزهایی می‌شویم که خوشبینانه‌اش می‌شود این‌که شب چاپ مجله یک نفر یادش بیاید یک صفحه سفید مانده و آن یک نفر زنگ بزند به یک نفر دیگر و آن یک نفر دیگر با چشمانی پف کرده، در حالی که تنبان آبی راه راه‌اش را تا چانه‌اش بالا می‌کشد و ستارگان را در حفرات آسمانی رصد می‌کند و فاصله قنطورس و ابط الجوزا را با تف تخمین می‌زند، برای دو هفته بعد ما برنامه بریزد؟!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
به موضوع خوبی پرداختید... بله واقعا چرا باید متوسل بشیم به چنین چیزهایی..؟ یادداشت مختصر و مفیدی بود، خداقوت :-)) (خواستگاری/خاستگاری)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
بله..دقیقا...و امان از روزی که این فالها بشن تمام فکرو ذکر آدم :/ شیک نوشتین ودغدغه مند...موافقیم...به قول خیام : در گوش دلم گفت فلک پنهانی/ حکمی که قضا بود زه من میدانی/ در گردش خویش اگر مرا دست بدی/ خود را برهاندمی زسرگردانی....
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
سلام... یادداشت خوبی بود، تنها نکته ش همون خواستگاری بود که آقای شمشیری عزیز ذکر کردند. شاد باشید و ایام به کامتون!
رها
رها
٩٤/٠١/١٦
١
٠
سلام در جواب این که چرا فال میگیریم؟ من میگم واسه این که از زندگی مون یا راضی نیستیم یا دنبال اینیم که از یکنواختی درش بیاریم. خواهرم میگه چون ما آدما از خداوند و ائمه نا امید شدیم واسه همینه که به هر چیزی چنگ میزنیم که تقدیر رو عوض کنیم یا بهترش کنیم.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
تبلیغات
تبلیغات