دستانی که کمک می‌کنند
ما در سوداری زیارت و همسایه در فکر غذا

دستانی که کمک می‌کنند

نویسنده : مریم شیعه زاده

همیشه شیک و مرتب راه می‌رفت. گاهی به خودم می‌گفتم معلوم نیست، شغل شوهرش چیست که این‌طور پول پارو می‌کنند. شمرده شمرده و با اعتماد به نفس سخن می‌گفت. بامعرفت بود و بین در و همسایه تنها کسی بود که وقتی از کربلا آمدیم به استقبال‌مان آمد و جلوی درب پارکینگ ایستاده بود. وقتی صورتم را می‌بوسید گفت: علیِ من خیلی دوست دارد کربلا را از نزدیک ببیند. به خودم گفتم فارق التحصیل عمران دانشگاه فردوسی است، بیکار که نمی‌ماند،  با درآمد کافی که دارد هم می‌تواند پس انداز کند، هم ثبت نام کربلا .

چند روز پیش مادرم سراسیمه وارد منزل شد. گفتم چیزی شده؟ مادرم همان‌طور مضطرب مقداری پول برداشت و گفت: علی پسر فلانی حالش بد شده است. می‌بریمش بیمارستان. چند ساعتی گذشت و مادرم برگشت. گفتم چی شد؟ گفت مشکوک به سل است. شوک بزرگی بود. گفتم چرا؟ مادرم گریه‌اش گرفت ...

 

امروز فهمیدم چرا مادرم آن‌طور اشک می‌ریخت. علی مدت‌هاست درسش را نیمه کاره رها کرده بود تا با کار کردن خود و پدر کارگرش بتواند خرج دانشگاه دو برادر دیگرش را بدهد. تمام این مدت در آشپزخانه با مواد شوینده به جان ظرف‌ها و زمین می‌افتاد تا این بلا به جانش افتاد.

از خودم بیزارم که این‌قدر کودکانه همه چیز را سیر می‌کنم. مسخره است وقتی ندانی همسایه‌ات در چه حالی است و سودای سفرهای زیارتی داشته باشی. در مکه آن‌قدر طواف کنی تا بی‌رمق شوی و در سوریه و کربلا آن‌قدر اشک بریزی تا چشمه اشکت خشک شود، اما دیگر چه فایده؟!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ati200
ati200
٩٢/٠٩/٢٦
١
٠
اره والا...فکر میکنیم ثواب اخروی زیارت رفتنه و اگه نریم جامون قعرجهنم..ولی نمی دونیم همین کمک کردنها از هزاران زیارت ثوابش بیشتره
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٩/٢٦
١
٠
والله چه عرض كنم (-_-)
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٦
١
٠
واقعا خیلی چیزها وجود داره که شاید مثل واجبات هست برای ما اما افسوس که ما به سادگی از کنارش رد میشویم و شاید فردا روز بابت این مسائل از ما سوال شود
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٢٦
٢
٠
دستانی که به دیگران یاری می رسانند بهتر از دستانی هستند که رو به اسمان برای دعا کردن بلند می شوند ...کوروش کبیر *:)
par!sa
par!sa
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
هوم :)
سهره
سهره
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
هعییییی....چی دردناک
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/٢٦
١
٠
متاسفانه حقیقت تلخی هستش که خیلی از جوامع شهری گرفتارش شدند...
حوریه عدنانی
حوریه عدنانی
٩٢/٠٩/٢٦
١
٠
خودم به شخصه ازین اشتباه ها زیاد کردم ولی واقعا خیلی ها رو دیدم که چند بار چندبار مکه میرن اما حلضر نیستن پولشونو خرج یه کار خیر کنن
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
:((((((((((((...چه اتفاقات دردناکی میفته :((((((((
Vania
Vania
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
روزگار بدیه هیچکی از هیچکی خبر نداره
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
هیییییییییی من حرفی برای گفتن ندارم
Paeez
Paeez
٩٢/٠٩/٢٧
٠
٠
روایت شده درباب همسایه مواخذه می شیم فردای قیامت!خیلیم خبر داریم واقعن!:(
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٢٧
٠
٠
من که اصلا همسایه هامو نمیشناسم :(
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/٢٧
٠
٠
سلام ... من كه خوب مي‌شناسم چون بايد حواسم باشد وقتي نيستند بروم خانه‌هايشان دزدي
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٩/٢٧
٠
٠
اي قوم به حج رفته کجاييد کجاييد معشوق همين جاست شما در چه هواييد معشوق تو همسايه ديوار به ديوار
ali007
ali007
٩٢/٠٩/٢٧
٠
٠
:((((((((((
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/٢٧
٠
٠
سلام ... دنيا ما اين است تاوان انتخابهايمان را مي‌دهيم . انتخاب با ماست چگونه كار كنيم ، چه كاري بكنيم ، چگونه خرج كنيم ، به چه كساني نگاه كنيم . اينهاست كه هزينه زندگي را بالا مي‌برد/// اميدوارم علي آقا خوب شوند و با سلامتي كامل آرزويشان براورده شود
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٩/٢٧
٠
٠
خیلی ناراحت کننده بود حق با شماست ..کاش همدیگر را بیشتر دریابیم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/٢٣
٠
٠
سلام: از قدیم گفتن همسایه از برادر نزدیکتره.ممنون از موضوع
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨