با مردم بودن تفریح و لذت من است
گفت و گو مفصل با ساعد سهیلی بازیگر جوان و موفق هم نسلی خودمان؛

با مردم بودن تفریح و لذت من است

نویسنده : مازیار حکاک

با ساعد سهیلی به مناسبت اکران فیلم «چند متر مکعب» عشق در مشهد قرار گفت‌وگو گذاشتیم. قراری که در همان اولین تماس تلفنی هماهنگ شد و اصلا اذیت‌های معمول را نداشت. قرار شد با ساعد به کافی شاپ برویم و گپی طولانی بزنیم که نشد، البته این نشدن ربطی به گپ و گفت کامل‌مان ندارد، بلکه مربوط به مکان مصاحبه است که در نهایت بین پخش فیلم و تقدیر از عوامل در طبقه دوم سینما هویزه و در میان رفت و آمد مخطابان انجام شد. باید بدانید ساعد سهیلی این‌قدر خاکی بود که هر سوالی را از او پرسیدیم، جواب داد و فقط دو سوال شخصی یکی در خصوص دستمزد و دیگری در خصوص مراسم ازدواج‌اش و همسر فرانسوی‌اش بی‌جواب ماند و سماجت ما هم جواب نتیجه نداد که باید به او حق داد. این‌قدر صحبت‌های ما با ساعد سهیلی کاندیدای سیمرغ بهترین بازیگرمکل نقش مکل مرد، در جشنواره امسال صمیمانه و راحت بود که آخر گفت وگو به شوخی به اوگفتیم: «خواهشا وقتی آکتور هم شدی هوای ما را داشته باش» که ساعد گفت: «مگر الان نیستم؟!» و ما جواب دادیم: «وقتی آکتورتر شدی!»

گفت وگو با ساعد سهیلی که به تازگی 27 ساله شده است را پیرامون زندگی و کار یک بازیگر حرفه‌ای هم نسل در ادامه می‌خوانید.

+‌  کارت را با «شب برهنه» شروع کردی. فیلمی که خیلی خوب بود اما شما زیاد درآن زیاد دیده نشدی؟

- نقش‌ام در آن جا کوتاه بود در حد یادگاری. خیلی چیز  خاصی براي من نداشت.

+‌  اما کار به جایی رسید که بعد از 13 سال با «رخ دیوانه» حسابی گل کردی در جشنواره امسال؟

- خوشحالم که سال پیش فیلمم بهترین فیلم جشنواره شد، امسال هم «رخ دیوانه» این عنوان را به دست آورد، هم از نگاه مردم و هم از نگاه داوران. فکر می‌کنم این فیلم حرف جدید نسل ما را می‌زند. حرف نسل دهه 60 و حتی اوایل دهه 70. ما در فضای مجازی وارد دنیای خاصی شدیم. همه ما عضو فیس‌بوک، وایبر، واتس اپ و اینستاگرام هستیم. این می‌تواند یک دغدغه و چالش جدید برای نسل ما باشد. در «رخ دیوانه» یک گروه جوان و با انگیزه دور هم جمع شدیم و به بررسی یک اتفاق از این جنس پرداختیم و جوابش را هم گرفتیم. خیلی از نسل جوان دیدند و استقبال کردند.

+‌  فیلم‌نامه از اول هم به همین اندازه پخته بود؟

- کاملا. تمام جزئیاتش همین بود. «رخ دیوانه» یک کارگردان باتجربه و بزرگ داشت که دست جوان‌‌های بازیگرش را می‌گرفت و کنترل می‌کرد. این هماهنگی بزرگی بود که نتیجه‌اش، موفقیت بود.

+‌  خودت هم فیس بوک داری؟

- من یک پیج دارم ولی خیلی پیج به نام من هست. من به شبکه‌های اجتماعی که دارم خیلی زیاد توجه می‌کنم، چرا که باید با مردم و کسانی که فیلم من را می‌بینند، چه در فضاي مجازي چه بيرون در ارتباط باشم. با مردم بودن تفریح و لذت من است.

+‌  این دومین فیلمی بود که در جشنواره بابتش کاندیدا می‌شدی. انصافا چقدر شانس برای خودت قائل بودی؟

- همیشه شانس برای خودم قائلم و همیشه امیدوارم. ولی همیشه هم وقتی اتفاقی که می‌خواهم نمی‌افتد، مطمئن‌ام که پشتش یک خیری هست. من به این‌که همه چیز دست خداست، اعتقاد شدید دارم. وقتی همه چیز به خیر می‌گذرد، این هم اتفاقی ست که از آن خوشحال می‌شوم.

+‌  نقش‌ات در «گشت ارشاد» شاید برای جایزه مستحق‌تر بود؟

- من این طوری فکر نمی‌کنم. هر کدام شخصیت‌پردازی خاص خودش را داشت. در همین فیلم «رخ دیوانه» به نظرم متفاوت از شخصیت خودم بازی کردم. در «چند متر مکعب عشق من نزدیک بودم» به خود ساعد سهیلی. یا در «گشت ارشاد» متناسب با حسن. خوشحالم از این‌که متفاوت کار کردم و شخصیت پردازی خوبی داشتم و این‌که داورها به این موضوع توجه کردند و مردم هم دوست داشتند.

+‌  این که می‌گویی در «چند متر مکعب عشق» نردیک بودی به خودت یعنی چه؟!

- از نظر یک انسان آرام و کم حرف می‌گویم. من خودم شخصیتم این طوری است. در این فیلم من نقش صابر را بازی می‌کردم که اولین عشقش را تجربه می‌کرد. اولین عشق متفاوت است با دومی یا چندمین بار عاشق شدن. من این موضوع را در بازی‌ام لحاظ کردم.

+‌  بیشتر آن‌هایی که این فیلم را هم دیدند راضی بودند. چرا؟

- بايد از مردم پرسيد، فكر مي‌كنم موضوع این فیلم دغدغه خیلی‌ها بود. دغدغه مهاجرت بود. کارگردان با استعدادی هم پشتش بود. 

+‌  و چرا این فیلم به عنوان یک از فیلم‌های کاندیدای اسکار فیلم خارجی زبان انتخاب نشد؟!

- نمی‌دانم. دوست دارم این فیلم که در مورد هم‌دلی میان ایرانی‌ها و مردم افغانستان است، بیشتر دیده شود و مخاطب گسترده‌‌تری داشته باشد. وقتی وارد جشنواره‌های خارجی هم می‌شود خیلی خوشحال مي‌شوم. امیدوارم این فیلم همچنان بتواند بیشتر دیده شود.

+‌  اکران این فیلم تا عید تمدید شده، فروش فیلم برای‌ات مهم هست؟

- بله. برای همه عوامل فیلم مهم است که فیلم بیشتر دیده شود. در دستمزد ما تاثيري ندارد ولي خوشحال می‌شویم کاری که همه ما برای آن زحمت کشیده‌ایم را مردم می‌بیند و استقبال می‌کنند.

+‌  راجع به دستمزد گفتی، می‌توانی راجع به دستمزدهایت بگویی؟

نه!

+‌  یعنی خیلی مخفی است؟

- من فيلمنامه‌اي كه دوست داشته باشم را بازي مي‌كنم، چون فيلمنامه را دوست دارم، با تهيه كننده‌ها هيچ وقت به مشكل نخوردم.

+‌  پس کلی بگو سینما درآمد خوبی دارد؟

- پول در حدی برای‌ام مهم است که بتوانم با پولی كه مي‌گيرم تحقیق کنم، وقتی می‌روم خیابان‌های مختلف بتوانم یک ساندوچی بگیرم یا پول تاکسی داشته باشم!

+‌  بهترین فیلمی که داشتی، به نظر خودت کدام فیلم بود؟!

- یک حرف کلیشه‌ای است که همه فیلم‌های‌ام را دوست دارم و این واقعا وجود دارد. ولی من روی «گشت ارشاد» حساب ویژه‌ای باز می‌کنم. چون خاطرات زیادی از آن دارم. به همه عوامل آن فیلم به خصوص کارگردانش مدیونم که وارد سینما شدم تا بتوانم این همه محبت مردم را ببینم، این همه یاد بگیرم و تجربه کنم از مردم و هنرمندان.

+‌  به هر حال می‌توانی سیمرغ را بگیری؟

- این‌که هدفت سیمرغ باشد، اشتباه است. ضربه می‌خوری وآخرش هم سیمرغ را نمی‌گیری. باید تمام تمرکزت روی کاراکتری باشد که بازی می‌کنی و سعی کنی که خیانت و کم کاری به آن کاراکتر نکنی که صابرها و یا عادل‌ها و مسعودهایی مثل رخ‌دیوانه وقتی می‌آیند در سینما فیلم را می‌بیند این حس را نداشته باشند که این شخصیت یک چیزی کم دارد و از خودشان دور است.

+‌  یعنی دوست نداری سیمرغ ببری؟

- چرا من هم دوست دارم سیمرغ ببرم و هم کاندیدا شوم ولی تمرکزم هیچ وقت روی جشنواره‌ها نیست.

+‌  خیلی‌ها بازیگر شدن‌ات را به واسطه پدرت می‌دانند. خودت این موضوع را قبول داری؟

- من کاملا موافقم. اما همیشه این را می‌گویم که شاید با آشنا و پدر، مادر، خاله و دایی راحت بشود وارد سینما شد ولی ماندگاري، دست هيچ كس نيست جز خودت، حتي خیلی بیشتر زیر ذره‌بین هستی و اگر مردم تو را قبول نکنند و منتقدین و صاحب فکر باورت نکنند، خیلی سریع باید خارج شوی. با تایید مردم است که تو می‌توانی در سینما به کارت ادامه بدهی و دست خود شخص است که بتواند آن هنرش را نشان بدهد و خودش را ثابت کند.

+‌  درتازه‌ترین فیلم‌هایی که برای پدرت بازی کردی. به نوعی آخر فیلم بهشتی شده‌ای‌، پدرت خیلی دوست دارد به زور هم که شده ساعد را به بهشت بفرستد.

- (می‌خندد) آن بر می‌گردد به شخصیت فیلم و بحث ساعد نیست.  


+‌  این پایان سورئال سبک پدر شده است؟

- شاید این دو فیلم این نوع روایت را لازم داشته ولی همه‌اش بر می‌گردد به حسن «گشت ارشاد» و یا به عادل «کلاشینکف».

+‌  برای بازیگر شدن از چه کسانی کمک گرفتی؟

- از خیلی‌ها کمک گرفتم ولی نه این‌که بخواهم پارتی من بشوند. من از مردم کمک می‌گیرم و ایده می‌گیرم. از هنرمندهایی که با آن‌ها کار می‌کنم همین طور. حتی همین حالا که با شما دارم صحبت می‌کنم ممکن است ایده بگیرم برای بازی.

+‌  بهترین اظهار نظری که درباره خودت شنیدی چی بود؟!

- من بیشترین انرژی که گرفتم از آقای ناصر ملک مطیعی بود که بعد از گشت ارشاد به من لطف داشتند. آقای ملیک مطیعی بعد این فیلم برای من چیزی نوشت و امضا کرد که همیشه در اتاق‌ام دارم. ایشان نوشت یقیین دارم در آینده حرف‌هایی زیادی از تو خواهیم شنید، به کارت ادامه بده. دوست ندارم تعریف و تمجید ایشان را کامل بگویم، شايد گفتن اين مطالب از زبان من زياد جالب نباشد.

+‌  کلا کم کار هستی. چرا؟

- وقت زیادی روی شناخت کاراکتر می‌گذارم. در کنار این وقتی فيلمنامه دغدغه خود بازیگر نباشد و بازی بکند، هم به فیلم ضربه می‌زند و هم به خود بازیگر. فیلم‌نامه‌ایی به دستم می‌رسد که شاید آن موضوع اصلی، دغدغه من نیست یا درگیر نشدم. بعضا آن فیلم‌هایی که من رد کردم فیلم‌‌های خیلی موفقی هم شدند ولی هیچ وقت پیشمان نشدم، چون می‌دانستم آن فیلم هیچ وقت با من به موفقیت نمی‌رسید.

+‌  مدیومی که برای خودت انتخاب کردی سینماست دیگر؟

- اگر فیلم، سریال یا تله فیلمی به من پیشنهاد بشود که حساسیت‌هایی که در سینما وجود دارد برای آن‌ها هم وجود داشته باشد و به مخاطب‌شان به طور کامل و صد درصد احترام بگذارد، من درخدمت‌شان هستم.

+‌  سرگرمی ساعد سهیلی به غیر از سینما چیست؟ 

- من ورزش می‌کنم. فوتبال و ورزش‌های رزمی!

+‌  چه رشته‌ای؟

- کاپوئرا! (این‌جا چون ساعد سهیلی دید که دود از کله ما بابت اسم عجیب و غریب این ورزش بلند شده، خودش توضیح بیشتر داد) یک ورزشی که خیلی کمک می‌کند به بازیگری برای انعطاف بدن و اکت‌های زیادی برای بازیگری دارد.

+‌  برگردیم به مشهد، خودت تا چه سالی مشهد بودی؟

- من خودم تا پنج دبستان مشهد زندگی می‌کردم. من مدرسه آذرمنش و صحاف درس می‌خواندم و در خیابان ثامن الائمه فعلی که نزدیک عدل خمینی است زندگی می‌کردیم. 

+‌  در یک خانواده کاملا هنرمند؟

- بله؛ همه خانواده پدری من در تئاتر بودند. عموهای من بازیگر تئاتر و پدر من کارگردان تئاتر. پدرم جایزه بهترین کارگردان تئاتر را دارد در تهران که یک گروه مشهدی را برد تئاتر شهر و جایزه بهترین کارگردانی را گرفت. یکی از عموهایم که شهید شده بازیگر تئاتر بوده است. فيلم‌هاي تئاترشان هنوز هست و من نگاه می‌کنم. کلی افتخار می‌کنم و لذت می‌برم از این کارها.

+‌  آن زمان کدام بازیگرها برای‌ات الگو بودند؟

- در نوجوانی با ابوافضل پورعرب، جمشید هاشم‌پور و فرامز غریبیان عاشق سینما شدم. ولي الگوي خاصي نداشتم.

+‌  این بازیگرانی که گفتی مال یک نسل قبل‌تر از ساعد سهیلی نیستند؟

- البته شاید بگویم کودکی و نوجوانی درست‌تر باشد. من تمام سعی‌ام را می‌کردم روزی که نوارهای فیلم این سه بازیگر به کلوپ‌های ویدیویی می‌رسید، بتوانم آن را تهیه کنم و معمولا همان اولین روز کرایه می‌کردم.

+‌ کارهای تئاتری در مشهد را دنبال می‌کنی؟

- من با بیشتر بچه‌هایی که در مشهد کار می‎‌کنند دوست هستم. در جلسات‌شان شرکت می‌کنم. می‌آیم مشهد و با هم جلسات فیلم‌نامه‌نویسی داریم. فکر می‌کنم که اگر مسئولين یک خورده به جوان‌های مشهدی بیشتر بها بدهند، مثل نسل قبل که الان مایه افتخار ما هستند، این اتفاق می‌تواند در آینده برای ما مشهدی‌ها بیفتد.

+‌ جوانان علاقه‌مند چطور می‌توانند به سطح ساعد سهیلی برسد؟

- ساعد سهيلي كه به جايي نرسيده، من و جوان‌هاي علاقه‌مند، با انگيزه و با انرژي و اميدوار به كار و هدف‌مان ادامه مي‌دهيم.

+‌  اما بیشتری‌ها فکر می‌کنند باید حتما یک کسی باشد که وارد این عرصه بشوند، این طور نیست؟

- خیلی از بازیگران تئاتر هستند که از این مدیوم به سینما آمدند و کسی را نداشتند. الان خیلی هم موفق هستند. حتی از شهرستان به تهران آمدند و آن‌جا کار کردند و الان موفق شدند و فیلم‌های خیلی خوبی بازی می‌کنند و جایزه‌های جشنواره‌ای هم می‌گیرند. باید امیدوار بود و تلاش کرد و شانس و خواست خدا باعث می‌شود به آن‌جایی که می‌خواهیم برسیم.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
رفیعه
رفیعه
٩٣/١٢/٠٢
٠
٠
خیلی خوبه این بازیگر...مغسی از گزارش خوبتون.:)
m.hakkak
m.hakkak
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
خواهش می کنم.... ولی مصاحبه است به جان خودم... :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٠٢
٠
٠
ممنونم از این گزارشِ همه چی تموم! ایشالا سکوهای بالاتر ببینمش.
m.hakkak
m.hakkak
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
ایشالا..
ghazale
ghazale
٩٣/١٢/٠٢
٠
٠
آکتور !
m.hakkak
m.hakkak
٩٣/١٢/٠٣
١
٠
اگه منظورتون اسپل انگلیسیشه.. باید بگیم تعمدا نوشتیم آکتور!!!
ghazale
ghazale
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
چرا ؟
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٣/١٢/٠٢
٠
٠
سلام. منم با ساعد یک مصاحبه مفصل گرفتم چند وقت پیش، واقعا خاکی و خیلی سخت حرف میزنه:-) راستی مصاحبه خیلی خوب بود آقای حکاک، تنظیمشم خیلی بهتر:-)
m.hakkak
m.hakkak
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
ممنون علیرضا جان...
گل پری
گل پری
٩٣/١٢/٠٢
٠
٠
ساعد سهیلی کیه ؟؟تو چه فیلمی بازی کرده ؟؟
translator
translator
٩٣/١٢/٠٢
٠
٠
بازیگر هستن پسر سعید سهیلی تو فیلمای گشت ارشاد - کلاشینکف- چارچنگولی بازی کردن
m.hakkak
m.hakkak
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
الان فیلم «چند متر مکعب عشق» رو در حال اکران داره... در جشنواره هم فیلم «رخ دیوانه» رو داشت که فیلم بسیار خوبی بود... تقریبا میشه گفت بهرتین فیلم امسال...
ali_sh
ali_sh
٩٣/١٢/٠٢
٠
٠
خوبه :) منکه خیلی کم فیلم میبینم
translator
translator
٩٣/١٢/٠٢
٠
٠
ممنووووووووووووون خیلی گزارش خوبی بود :)))
s_sali
s_sali
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
ممنون جنای حکاک. موفق باشید. راستی کاپوئرا یک نوع رقص برزیلی نیست؟
m.hakkak
m.hakkak
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
نمی دوم... والا همون موقع هم که ساعد گفت ما چهارشاخ مونده بودیم... ولی تو ویکیپدیا همین چیزی رو نوشته که شما فرمودین... البته احتمالا تو کشور ما کمی سانسور شده!!!
Narges_V
Narges_V
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
مرسی :)......
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
سلام بسیارعالی بودممنون ازمطلب.زنده باشید
mhv
mhv
٩٣/١٢/٠٤
٠
٠
هر کسی سیر فیلم های ایشون رو نگاه کنه کاملا متوجه سیر صعودی این بازیگر میشه! امیدوارم همینجوری ادامه داشته باشه:)
علیرضا
علیرضا
٩٣/١٢/٠٤
٠
٠
گزارش عالی بود، خیلی خود مونی و دوستانه :) خیلی بازیگر خوبیه ساعد سهیلی، من که واقعا از بازی هاش راضیم. امیدوارم در ادامه هم موفقیت های زیادی بدست بیاره
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
خیلــــــــــــــی هم عالـــــــــــی(^_^) برای همه ی جوونای مملکتمون آرزوی موفقیت میکنم... مرسی از شما.
azadeh_tabrizi
azadeh_tabrizi
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
مرسی:)
وصال
وصال
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
عه چه جالب . هم محله ای ما بودند پس :). مرسی آقای حکاک
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣