میشه بر نگردیم؟!
نسیمی جان فزا می آید، بوی کرببلا می آید...

میشه بر نگردیم؟!

نویسنده : nina_aghighi

از یک راه شنی بلاخره رسیدیم به مکان اصلی...

سرپا داشتم نگاه می‌کردم به اطرافم یکهو صدای مداحی آمد ک میگفت: «همین جا، زیر همین پاهای بی‌کفشتون، همین جایی که ایستادین....350تا شهید پر کشیدنن...»

این را ک گفت آب دهنم را قورت دادم. خیره شدم به آن عکسی که نشان می‌داد روی هم روی هم جنازه‌ها تکه پاره افتاده بودند. چند لحظه بعد ثابت خیره شدم به پاهایم. چشم‌هایم پر از اشک شد، روضه‌خوان صدایش را بلندتر کرد و با سوزی که تا حالا توی عمرم حسش نکرده بودم خواند:

« شهید تو خواب مامان بود گفت، گفت مامان چرا آخه منو پیدا کردین مامااااان باورکن اگر پیدام نمیکردین خیلی خوشحاال تر بودم ماماااااان به جون پسرت مامان بی بی فاطمه زهرا  هر هفته وقتی اون جا بودیم بهمون سر میزد ماماااان دیگه الان فقط ماه به ماه سر می‌زنه...»

نه نه دروغ می‌گید. من لیاقت ندارم. امکان ندارد، باور نمی‌کنم. اینجا بی بی میاد، اشتباهی من را راه دادند. محاله

قلبم انگار داشت از جایش در می‌آمد. دست‌هایم می‌لرزید. چشم‌هایم شده بود کاسه خون. پاهایم شل شد.

یکهو روضه‌خوان داد زد: یا زهــــرا

کامل پهن شدم روی زمین. دست‌هایم را کشیدم  روی خاک‌ها. سرم را فرو کردم توی زمین، تمام بدنم از شدت گریه می‌لرزید

«بی بی جاااان اشتباه شده پاهای من لیاقت ندارن رو این خاکا راه برن؛ بی بی جان ب خدا راست میگم راست میگم چجوری منو دعوت کردی بی بی جااااااان، اخه من چه جوری سرمو بیارم بالا آخخ خدا»

از تمام وجودم اشک ریختم و زار زدم، به خاطره تمام سنگینی بی چیز بودنم.

***

خوب نینا، چه خبر چطور بود مسافرت؟! راستشو بگو دلتو چیکار کردی؟همه میگن اونجا...

 

ناگهان چشم‌هایم پر از اشک شد مثل همان موقع

« راسش فقط میتونم بگم اونجا دلت واسه همون مکانه، دیگه غرق دنیا نیستی، اونجا دلت میخواد گوشیت بی آنتن باشه، اون جا دلت پر پر میزنه واسه گریه های بعد نماز شب روی همون خاکا، اونجا دلت با بی بی فاطمه زهراست...»

اگر بری وقتی تمام می‌شود فقط یک جمله می‌گویی «میشه بر نگردیم....؟»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
این روزها هوا، هوای اردوی جنوب شد... هوای خرمشهر، هوای هویزه، هوای هور، هوای پادگان شهید محمود وند، هوای چزابه، هوای پاسگاه زید، هوای طلائیه، هوی شلمچه، هوای جاده شهید صفوی، هوای تپه های نبعه، هوای دهلاویه، هوای اروند، هوای نهر خین، هوای خوش عطر جزیره ام الرصاص ...
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
ممنون از نظرتون
h.naderi
h.naderi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
راستی امسال اردوی جنوب با دهه آخر فاطمیه توی یک زمان هست... خوش به حال راهیان سرزمین نور
neyosha
neyosha
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
:((((((((((((( خوش ب حالشون:(((
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
بله انشالله اون زمان اگر خدا قسمت کنه بنده میرم دیدار رهبری...
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
ممنون از کلیک رنجتون
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٠٦
١
٠
توصیفات خیلی خیلی خوبی داشتید... فضاسازی هم خوب بود و قابل قبول. (اگر کمی بیشتر محیط رو توصیف میکردید و از تابلو های بیشتری در دور دست تر، سایر آدمهای اطراف، سایر واکنشها، پوشش های آدمها، شمایل ظاهری مداح و ... می نوشتید باز هم موثرتر میشد، اینطور یادداشتها که "واقع نگاری" هستند و از حقایق سرچشمه میگیرند جا دارن که کمی بیشتر توصیف کنید، مشروط به اینکه فقط ظواهر رو بگید و به جای کسِ دیگه قضاوت نکنید. مثلا نگید فلان خانم صادقانه داشت اشک می ریخت. چون فقط مجاز هستید به جای خودتون فکر کنید و قضاوت کنید.)/ عرایضی که گفتم فقط و فقط در چهارچوب داستان نویسی بود. در عالم واقع شما مثلا خواهرتون رو میشناسید و به خودتون اجازه میدید که قضاوت کنید(هر چند همینجا هم نباید براحتی قضاوت کرد طبق تعالیم دینی) اما در داستان باید "دلایل اصولی" داشته باشید./ این یادداشت کاملا صادقانه و موثر بود. لذت بردم. موفق باشید.
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
خیلی ممنون از نظرتون اقای شمشیری
neyosha
neyosha
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
:((((((((((((((((((((((((((( سفري عالي:((((((((((((((((((((((( ميخوام بازم:(((((((((((((((((((((((((((((
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
ممنون انشالله دوباره قسمت بشه برید.
neyosha
neyosha
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
هعييييييييييييييييييييييييييييييييييي
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
هییییی
neyosha
neyosha
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
اين مطلب عاليييييييييييييييييييي بود :)
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
ممنووووون خیلی متشکر از نظرتون
azadeh_tabrizi
azadeh_tabrizi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
:)
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
:}
Cold
Cold
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
پارسال قسمت شد با رفقا یه سری بزنیم به اونجا...خیلی خوب بود...واقعا به یه بار رفتنش می ارزید...مطلبتون خیلی خوب بود خسته نباشید :)...ممنون!
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٦
١
٠
انشالله دوباره قسمت بشه برین...
z_banoo
z_banoo
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
:)))))
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٧
٠
٠
:}}}}}
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
منم که هنوز نرفتم :((((((((((((
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
اخخ خیلی خوبه حتما توصیه میکنم برید..ممنون از حظورتون
j_seyedi
j_seyedi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
بسیار زیبا و عالی بود...کاش دهه فاطمیه بتونیم اونجا باشیم.....یه عهد محکم ببستیم با شهدا وخدا......بسیار مطلبتون عالی بود...
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
راسش بنده همین چند وقت پیش اونجا بودم اما با حرفتون موافقم وقتی دهه فاطمیه باشه و همین طور ی چن روز مونده به عید دقیقا اونجا باشی خیلی عالیه خیلی
محمد
محمد
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
خوب دختر خوب می ذاشتی تو همون وبلاگتون نظر بدیم دیگه :دی چرا قسمت نظراتشو بستین خخخخخخخ اما نوشتتون عالی بود عالیییییییییی دعا کن قسمت ما هم بشه بریم امسال اما همیشه همینه خدا خوب ها را میبره اونجا خوش به حالتون
neyosha
neyosha
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
خخ اخه مطلب من نيس .. مطلب نينا جان استش...
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
انشالله قسمتتون بشه ...اینطوری نفرمایید شما دعا کنید انشالله هر چه زودتر شهدا شمارو بطلبن تا حتما به اون جا برید..خیلی عالیه خیلی...ممنون از نظرتون نظر لطفتونه
ali_sh
ali_sh
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
یاااااادش بخیر / 3بار رفتم بازم دوس دارم برم:)
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
انشالله برید.ماشالله اینطور ک معلومه ارادت خاصی دارن شهدا نسبت به شما پس تکلیفتون بیشتره....ممنون از دیدگانتون
Narges_V
Narges_V
٩٣/١٢/٠٧
٠
٠
عاليييييييي
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٧
٠
٠
ممنووووووون نظر لطفته عزیزم
ali007
ali007
٩٣/١٢/٠٧
٠
٠
من که تا حالا نرفتم ولی حتما حس خیلی خوبی داره....خیلی زیبا نوشته بودین،خیلی خوب حس رو منتقل کردین....تشکر میکنم:)ایشالله منم بتونم یه با برم...
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٧
٢
٠
انشالله ک شهدا شمارو بطلبن...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/٠٨
٠
٠
سلام ایزدرحمان پناهتان باد.خیلی خوب بود.
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٨
٠
٠
ممنون نظر لطفتونه
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/٠٨
٠
٠
سلام: خواهش میکنم سلامت باشید.
Delaram
Delaram
٩٣/١٢/٠٨
٠
٠
خیلی خوب نوشتید بااحساس وقشنگ.
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٩
٠
٠
ممنون سپاس از دیدگانتون
korosh
korosh
٩٣/١٢/٢٢
٠
٠
وااااای ! خیلی خیلی قلم احساسی و فوقالعاده ای دارید ! ما رو که منقلب کردین !
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
تشکرات فراوان.
korosh
korosh
٩٣/١٢/٢٢
٠
٠
مطلبتون عالی بوووووئ ! مشتاق شدم که برم اصن :))) مرسی
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
نظر لطفتونه.ان شالله قسمتتون بشه
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣