هر نبشته به خواندن نيرزد، حتي به يك بار...

هر نبشته به خواندن نيرزد، حتي به يك بار...

نویسنده : میثم

 

توی اين روزگار كه ماشاءا... هزار ماشاءا...، صنعت مبارك و ميمون copy-paste هست و خبرگزاري‌ها و مطبوعات و راديو و تلويزيون، هر خبري كه اتفاق می‌فته، بي‌معطلي از رو هم كپي مي‌كنن و آب از آب هم تكون نمي‌خوره، تو روزگار ما كه هر بچه دبستاني هم كه تازه الفبا ياد گرفته و هر نوآموزي كه انگليسي رو در حد lets go starter بلده، براي خودش وبلاگي داره و دل نوشته هاشو رو ميزاره توي وبلاگ تا همه بخونن و مستفيض بشن كه ديگه نميشه گفت «هيچ نبشته نيست كه آن به يك بار خواندن نيرزد». امروز اين خودش مهارتي است، هنري است كه بدوني چی بخوني و چی نخوني. اين اصلا خودش دانشي مي‌خواد كه بتونی ضعيف و قوي رو تشخيص بدي، كتاب سازي‌ها را بشناسي، با وبلاگ گردي ها، فرصت خوندن كتاب خوب رو از خودت دريغ نكني و متوجه باشي كه هر نكته و مطلب رو بايد از منبع دسته اول بخوني كه كم‌تر خطا تو اون راه پيدا كرده باشه.

«هر نبشته به خواندن نيرزد، حتي به يك بار!»

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m-nik110
m-nik110
٩١/٠٨/٢٦
٠
٠
واقعا نیارزد!
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
«هر نبشته به خواندن نيرزد، حتي به يك بار!» عاورین!
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠