من مدیرعامل پرسپولیس هستم
یادداشتی طنز درباره حال و روز پرسپولیس

من مدیرعامل پرسپولیس هستم

نویسنده : علیرضا گرانپایه

درست زمانی که همه و همه دست به دست هم داده‌اند تا نیسان نیسان خاک بدبختی را بر سر پرسپولیس و هوادارانش خالی کنند و با نظرهای کارشناسی خود دستی بر مدیریت این باشگاه داشته باشند. من نیز حسودی‌ام شد و در یک اقدام جسورانه و جاه طلبانه توانستم سکان مدیریت پرسپولیس را برای چند ساعت در دست بگیریم! حالا من مانده‌ام و انتخاب سرمربی تیم‌مان تا بتوانیم با نتایجی امیدوارانه برای چند وقت دیگر مهر تاییدی بر روی پیشانی خود زده و همچنان مدیر بمانم.

قبل از آن‌که به سراغ گزینه‌های سرمربی‌گری تیم بروم، برای‌تان از نامه‌ای که در کشوی میز مدیرعامل قبلی پیدا کردم بگویم. از آن جهت که من بسیار مدیر مردمی و صادقی (البته در خانه علیرضا صدایم می‌زنند) هستم، می‌خواهم متن این خاطره کوتاه را در اختیار اصحاب رسانه بگذاریم.

**

«امروز 20 تیر 1393. اینجانب «تقی دردانگی» در آبدارخانه باشگاه پرسپولیس هستم. از صبح که به دفتر آمدم انگار خبری نیست که نیست. دم در کلی سیاه پوست و خارجکی ایستاده و با مشت به در می‌کوبند، این آقای «اقتصادی» کچل هم نمی‌دانم کجا رفته که گوشی‌اش را جواب نمی‌دهد. محمد هم هنوز بوتیکش باز نکرده. محمد نوری را می‌گویم که به جای 20 درصد قراردادش یک اتاق باشگاه را برای دوسال اجاره کرده و شلوار جین ترک می‌فروشد. امروز اصلا خبری نیست که نیست. حتی مینا خانم هم نیامده تا آرایشگاه را باز کند. فکر نکنم لازم باشد توضیح بدهم که چرا یک اتاق باشگاه شده آرایشگاه زنانه یا آن یکی اتاق عصرها باشگاه بدنسازی شده است. اصلا ولش کنید چرا این حرف‌ها را این‌جا می‌نویسم. اصلا یادم رفت چرا دست به قلم شدم و شروع کردم به خاطره نویسی، آها، آها یادم آمد. همین چند دقیقه قبل که داشتم آبدارخانه را برای یک قاشق چای پال پال می‌کردم، زنگ در به صدا در آمد. فکر کردم دوباره یکی از این بازیکن‌های بدبخت، رباط پاره، هپاتیدی است که آمده تهران تا کمی پول از «اقتصادی» بگیرد. از پشت در گفتم:  hello'there is no eghtesadi حتما با خودتان می‌گویید چطوری زبان انگلیسی یک آبدارچی این‌قدر قوی است. جواب این سوال را نمی‌دهم تا توی خماری بمانید. بگذریم. آن بنده خدا از پشت در داد زد: امیرم؛ در رو باز کن. گفتم کدوم امیر؟ گفت: همون کشتی‌گیره دیگه، چغره بد بدن بابا...

**

ادامه نامه را بی‌خیال شوید، مفصل است، خودم بقیه‌اش را برای‌تان تعریف کنم. خلاصه آقای بد بدن وارد شده و درحالی که حکم حبص آقای «اقتصادی» را در دست داشته است، با برگزاری یک جلسه فوق‌العاده هیئت مدیره، در همان لحظه آقای «تقی دردانگی» را به عنوان سرپرست تام الاختیار باشگاه انتخاب کرده است تا بدین وسیله جناب دردانگی خان بعد از تجربه 10 سال مدیریت آبدارخانه باشگاه به عنوان نفر اول باشگاه انتخاب شود و این‌گونه بود که فهمیدیم فواید زود سر کار آمدن کارمندان در بعضی ادارات را.

اما با خودتان می‌گویید آقا تقی چه شد و چه شد که من مدیرعامل شدم. آقا تقی به دلیل استفاده بیش از حد از دسته چک باشگاه، توانست رکورد مدیر قبلی را بشکند و با رکورد 15 میلیون بر دقیقه بدهی به کار خودش در مسند باشگاه پایان دهد و از آن جهت که سحرخیزی آقا تقی برای ما هم صنف‌ها تجربه شده بود، بنده نیز با به موقع حاضر شدن در باشگاه و استفاده از هل در چایی توانستم دل آقای بد بدن را دریابم و بر جایگاه مدیریت تکیه دهم.

منیره خانم، عیال محترم چند بار توی همین فاصله که داشتم حرف می‌زدم داد زده که بروم ناهار بخورم. راستش را بخواهید من از وقتی مدیرعامل شدم تصمیم گرفتم که تمام ساختمان باشگاه را اجاره بدهم و خودم هم در کنار عیال و بچه‌ها به کار مدیریت ادامه دهم.

از آن‌جا که شاهد نزدیک شدن منیر خانم کف‌گیر در دست به سمت خود هستم، ختم جلسه را اعلام کرده و تعیین سرمربی را به جلسه بعد هیئت مدیره موکول می‌کنم، آآآآآآخ ختم جلسه.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/٣٠
١
١
آقا خواهشا درخشان رو بردارید به باقی چیزاش من کاری ندارم /...
p_golpari
p_golpari
٩٣/١١/٣٠
٠
٠
تیتر یکی از روزنامه ورزشی در مورد بازی پرسپولیس و صبا خیلی جالب بود .... نوشته بود گودبای پارتی درخشان!خخخخخ پرسپولیس اصلا خوب کار نکرده اصلا! بابت مطلبتون ممنون
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٣/١٢/٠١
٠
٠
فک کنم در آینده نزدیک منتظر حضور درخشان یا برانکو باید باشیم، ممنون
سروش
سروش
٩٣/١٢/٠٢
٠
٠
برا چی بردارن دلیلش
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٣٠
٠
٠
سلام متشکرم از مطلبتون.شادکام باشید.
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٣/١٢/٠١
٠
٠
انشالله، ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/٠١
٠
٠
سلام: زنده باشید.
محمدرضا هاشمی
محمدرضا هاشمی
٩٣/١١/٣٠
٠
١
از تیم پرسپولیس و حاشیه هایش که بگذریم، قلم طناز شما را تحسین می کنم. شاد و خرم و پایدار باشید!
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٣/١٢/٠١
٠
١
خواهش میکنم، لطف کردین
محمدرضا هاشمی
محمدرضا هاشمی
٩٣/١٢/٠١
٠
١
خواهش می کنم، وظیفه بود.
همتا
همتا
٩٣/١٢/٠١
٠
٠
من که نه خیلی به فوتبال علاقه دارم نه خیلی در چندو چون جریاناتشم ! ولی انصافا متنی که نوشته بودید واقعن قشنگ بود :) آخرشم خیلی خوب تموم شد^ـــ^ :))))
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٣/١٢/٠١
٠
٠
ممنون، لطف کردین
h.naderi
h.naderi
٩٣/١٢/٠٢
٠
٠
میگم خیلی اطناب داشت؛ اگر همین شوخی ها مثلا در 300 کلمه می شد حتما طنزت قوی تر میشد
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٣/١٢/٠٢
٠
٠
بعله قبول دارم حامد جان، انشالله از متن های بعد
ghazale
ghazale
٩٣/١٢/٠٢
٠
٠
خخخخ خیلی خوب بود :))) فقطط حکم حبص ؟ حبصـ ؟ خخ
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٣/١٢/٠٢
٠
٠
خواهش میکنم:-)
azadeh_tabrizi
azadeh_tabrizi
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
مرسی ...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨