مادر برای من عمر است، کلمه مادر زیباست. با شنیدنش آرامش می‌گیرم وقتی تلفظ می‌کنم، یک کوه صبر، یک دنیا آرامش و هزار و یک امید برای من زنده می‌شود.

مادر... آخ با گفتنش سیر نمی‌شوم؛ مادر...

خداوند کلمه‌ای را آفرید که تمام عشق در آن وجود دارد، آن هم مادر...

هر وقت ورشکست می‌شدم هر وقت تنها می‌شدم، زمین می‌خوردم، تصادف می‌کردم، حتی بد می‌شدم، فقط یکی برای من باقی می‌ماند، آن هم مادر!

ای کاش پیشم بودی تا همین الان دست‌های گرمت را می‌بوسیدم. تا نگاه پر عطوفت تو فطرت مرا آرام کند.

خدا روح خودش را درون مادر قرار داد تا مردان و مادرهایی بسازد از جنس نور.

مادر این کلمه انرژی خانه است، قدرش را بدانید...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
aban_y
aban_y
٩٣/١٢/١٠
٠
٠
راستش چند وقتیه با یه کمی خلوت و فکر و حساب و کتاب با خودم سعی کردم اخلاقم رو بهتر کنم و از اون موقع به بعد حس میکنم یه حسی فراتر از عشق به خانواده ام دارم علی الخصوص به مادرم، ایشالا همه قدرشون رو بدونیم،بتونیم ذره ای از عشقشون رو جبران کنیم من از همین جا اعلام میکنم مامان عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاشقتم :))))))))))))))))))))))))))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/١٠
٠
٠
سلام: عالی بود.ممنون مـــــــادر ای یادِتـــــو امیــــــدِ دلِ تنهــــــایم / ای که خونت شده جـــــاری به همه رگهایم / مطمئن باش که مِهــــــــــرت به دلم جا دارد / چه به محنت،چه به شادی،به همه شبهایم /
Cold
Cold
٩٣/١٢/١٠
٠
٠
به بهشت نمیروم اگر مادرم آنجا نباشد :)...خیلی عالی بود...خسته نباشید :)...ممنون!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
چند کلمه با جیمی‌ها

روزگار ما و جیم

٩٧/٠٦/٢٥
دو روایت از محرم امسال

هر روز محرم است

٩٧/٠٦/٢٤
شهری که می‌رویم، چه جور شهری‌ست؟

شصت کیلومتر دلتنگی

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

دوستت دارم

٩٧/٠٦/٢٤
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
خدایا یعنی می‌شود؟

پاییز در راه است...

٩٧/٠٦/٢٤
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١
هوا، کولر، سطل آشغال و دیگر هیچ...

سفرنامه آذربایجان - قسمت هفتم

٩٧/٠٧/٠١
روضۀ یک نفره و اشک یک نفره

حسینیه‌ دل

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١