بیداری اسلامی / ترانه

بیداری اسلامی / ترانه

نویسنده : ردپای قلم

هر جای  دنیا که باشیم، من و تو برادریم

غصه‌هات غصه منه، آخه من و تو نداریم

نسل ما نسل احمدِ، یه امتیم که واحده

موجی میون ما خدا به اسم بیداری زده

گوش فلک کر شده از صدای تکبیر خدا

ساعت بیداری شده شروع مرگ سایه‌ها

از پشت ابر در اومده خورشید آسمون حق

دفتر تاریخ شد مرور صفحه نصرت خورد ورق

مقصدمون مشخصه، به سمت نور مسافریم

ولایت راه شاخصه از دست اون خط می‌بریم

همرنگ و هم نژاد می‌شیم با رنگ سرخ خونمون

جهان رو بیدار می‌کنیم با هر عقیده و زبون

ظلم داره ریشه کن می‌شه این روزای آخرشه

آمریکا با گزینه‌هاش یه عمره الکی خوشه

هوای اسلام شد نفس، تو سینه‌های این قفس

دنیا رو آباد می‌کنیم مزنیم بر طبل جرس

وعده پیروزی ما آزادی قدس شریف

دریا که طوفانی بشه باهاش نمی‌شه شد حریف

رسانه‌ها چشم باز کنید دنیا داره بیدار می‌شه

ایران اسلامی داره توی جهان تکرار می‌شه

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٠٦
١
٠
جالب بود ، مرسی
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
سلام...سپاسگذارم...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/٠٦
٠
٠
سلام؛ عالی بود، مثل همیشه :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
آقا...شعرتون...تقریبا...آمادست...میزارم ..توجیم...
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٤/٠٦
١
٠
آمریکا با گزینه هاش یه عمره الکی خوشه .... :)) .... قشنگ بود ... موفق باشید
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
سلام...برادر...ممنون...
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٤/٠٧
١
٠
درود
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
درود و سلام بر شما هم...
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/٠٧
١
٠
همرنگ و هم نژاد می‌شیم با رنگ سرخ خونمون/جهان رو بیدار می‌کنیم با هر عقیده و زبون...اون "زبون" اگ زبونمون بشه،بهتر درنمیاد؟؟ممنون=)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
سلام...فکر کنم ریتم شعر و وزنش بهم بخوره...ممنون..از دقت و توجهتون...
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٠٧
١
٠
هنگامه ظهـــــــــــــــور ....خیلی هم عالـــــــــــــــی ...مرسی از شما...لذت بردیم (^_^)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
سلام...دست شما درد نکنه...بله دیگه...
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٤/٠٧
١
٠
:)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/٠٩
٠
٠
هزاران لبخند...تقدیم شما...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٤/٠٧
١
٠
سلام ودرودبرشما:خیلی خوب بود.کامیارباشید.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
سلام...شما لطف دارید...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
سلام زنده باشید
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
هزاران لبخند...تقدیم شما...
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات