مثل بافتن یک قالیچه

مثل بافتن یک قالیچه

نویسنده : اسمارتیز:)

این‌که گاهی بخندی

بدوی

باشی

این‌که گاهی آسمان را  بودن معنا کنی

اینکه گاهی ابر را تحرک معنا کنی

این‌که گاهی شنای ماهی قرمز کوچک در تنگ را،

آرامش معنا کنی

این‌که گاهی در این همه بدی،

خودت باشی

همان خودی که باید بیفتد،

باید بلغزد،

باید سقوط کند

و سپس...

دست خدا را بگیری

و بار دیگر بیفتی

این بار

به سجده بیفتی

التماس کنی

دستت را دراز کنی...

و آن وقت

بار دیگر

دستت را به دستگیره نور بگیری

بلند شوی

قامت راست کنی

و بخندی

به روی آسمان،

به روی خدا؛

آن وقت است که تو

بهار را مزه می‌کنی...

و یک حس خوب،

مثل بافتن یک قالیچه،

مثل صدای بارش تگرگ روی پشت بام.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٠٩
٠
٠
دلنشین بود... :-)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/٠٩
٠
٠
سلام...زیبا بود...احسنت...
faranak_b
faranak_b
٩٣/١٢/٠٩
٠
٠
بارش تگرگ روی پشت بام... خیلی دلم براش تنگ شده... یا ترس شکستن شیشه از کوبیدن هاش... ممنون... :)
r_riahi
r_riahi
٩٣/١٢/٠٩
٠
٠
خیلی هم عالی دختر آسمانـــ:ــ)ـــــی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/١٠
٠
٠
سلام زیبابود.سپاسگزارم.شادکام باشید
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/١٠
٠
٠
خیلــــــــــــــــی هم خوب (^_^) مانیز تگرگ و کلا شلوغ بازی های آسمانی رو دوست میداریم :) قلمتآن مستدآم (^_^)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/١٢/١٠
٠
٠
دختر آسمانی عزیز. من متوجه نشدم، این قطعه ادبی شعر بود یا نه؟! ... ساختار و معنای خوبی داشت اما اگه مدنظرت شعر بوده باید کمی و کمی تخیل بیشتر و دایره واژگان بیشتری رو وارد متن کنی. کمی از شاخ و برگها رو هرس کنی و لقمه حاضر و آماده به مخاطبت ندی. این نکات رو دوستانه به نظرم رسید که بگم اینجا که شعر رو به سمت غنای بیشتر و "شعر شدن" بیشتر هدایت کنی از این به بعد وگرنه درکل قدم بسیار خوبی هست هرزمان که احساس در هر لباسی روی صفحات حقیقی یا مجازی جاری بشه. موفق باشی :)
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٣/١٢/١٥
٠
٠
مرسی عزیزم و خیلی ممنون که نظر دادی...این شعر نبود... یه قطعه ادبی بود...برای تخیل و اینام ؛ آره درست میگی ولی راستش من اینو همینطوری پای کامپیوتر که بودم نوشتم و خیلی روش فکر نکردم....خییییلی ممنونم ازت:)
ali_zohri
ali_zohri
٩٣/١٢/١٠
٠
٠
ما نفهمیدیم از یک طرف توی سایت ها این خواننده را می کوپن می گوین با شاهین نجفی و شیرین عبادی همکاری کرده از یک طرف توی سایت جیم که خدای فیلتره شعرش رو میذارن
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٣/١٢/١٥
٠
٠
منظورتونو متوجه نشدم!!؟؟؟
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٣/١٢/١٠
٠
٠
حس خوبی داشت:)
Cold
Cold
٩٣/١٢/١٠
٠
٠
خیلی دلنشین و روان بود :)...خسته نباشید :)...ممنون!
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
تولدتون مبارک...ان شاءالله تمام عمرتون رو با رستگاری سپری کنید.:)
Banoo_n
Banoo_n
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
ما هر لحظه بهار و مزه میکنیم و فقط خودمون غافلیم ازش!
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٤/٠٨
٠
٠
دوست داشتیم :)
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠