تیرش با شما...

تیرش با شما...

نویسنده : m_skyboy

می‌خواهم بنویسم نگاه، می‌بینم ربطی ندارد. بنویسم صبر، ربطی ندارد. بنویسم مهربانی، شاید ربط داشته باشد. شاید!

به خودم فکر می‌کنم. به خودم می‌گویم، تو هم اگر روزی اینچنین خبری را بشنوی، چه می‌کنی؟ طاقت داری در چشم‌هایش نگاه کنی و بغضت را فرو دهی. بغضت را فرو دهی و لبخند بر لبانت جاری کنی.

اصلا می‌شود؟

به یاد روز اول قبول شدنم می‌افتم. چه ساده فکر می‌کردم! فکر می‌کردم معلمی شغل آسانی است، ولی هر روز سختی‌هایش بیشتر برایم نمایان می‌شود. معلمی پوستی کلفت می‌خواهد، در حالی که نازک‌تر از هرچیزی است.

آه، چه سخت است. چه سخت است نگاه کردن.

همین نگاه کردنت هم باید حساب و کتاب داشته باشد، با بعضی نگاه سفت و سخت و بعضی دیگر نگاه مهربانانه.

و چه تحملی داشت آن خانم معلم کلاس اول، او که می‌دانست شاگردش دیروز پدر خود را از دست داده! و خودش هنوز نمی‌داند.

آری او می‌دانست، معلمی که مجبور بود در درون خود گریه کند و به روی او بخندد. با او حرف بزند.

آری سخت است، بسی سخت...

آخر آن نگاه معصومانه را چه کند؟

آخ خدا حکمتت را شکر

============

پ.ن: خواستم تیتر بنویسم تقدیم به تو معلم کلاس اول. گفتم بگذار دیگران نظر بدهند و تیتر را انتخاب کنند؛ تیترش با شما

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/١٢/٠٩
١
٠
هعی! این طور مواقع معلم ها از خود بچه صبورترند در خویشتن داری ... در فرو خوردن بغض ...
m_skyboy
m_skyboy
٩٣/١٢/٠٩
١
٠
از نظرات شم که پیش ا پیش نیز در وبلاگ دادید ممنونم خیلی
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١٢/٠٩
١
٠
يك دل براي 30نفر!!/مرسي:)
m_skyboy
m_skyboy
٩٣/١٢/٠٩
١
٠
ممنون
faranak_b
faranak_b
٩٣/١٢/٠٩
١
٠
خیلی سخت بود تیتر پیدا کردن... نمیشه این عظمت رو توی تیتر جا کرد... من نتونستم... ممنون...
m_skyboy
m_skyboy
٩٣/١٢/٠٩
١
٠
واقعا همینه نمیشه عظمت این معلم را نشان داد
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/١٠
١
٠
سلام ودرودبرشما.پاینده باشید
m_skyboy
m_skyboy
٩٣/١٢/١٠
٢
٠
ممنون از اظهار لطف شما
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/١٠
١
٠
سلام: پاینده باشید.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/١٠
١
٠
من تیترو خوندم با خودم گفتم : تیرش باشما؟؟؟ یعهنی چـــــــــــی؟!!! واللا منم چیزی به ذهنم نمیرسه....سخت میشه قدردان این معلم ها بود....سخت... مرسی از شما...قلمتآن مستدآم (^_^)
m_skyboy
m_skyboy
٩٣/١٢/١٠
١
٠
مرسی از شما و از نظرتون ممنون
s_sali
s_sali
٩٣/١٢/١٠
١
٠
خیلی زیبا بود.لذت بردم. منم با تیتر خانوم عارفی موافقم. زیباست...
m_skyboy
m_skyboy
٩٣/١٢/١٠
١
٠
ممنون از ظاهار نظر لطف شما
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/١٢/١٠
١
٠
با همه اینها کسانی رو می شناسم که آرزو می کردند کاش پدر و مادرشون معلم نبودن ... شغل سختیه.
m_skyboy
m_skyboy
٩٣/١٢/١٠
١
٠
واقعا هم سخته سخت
Cold
Cold
٩٣/١٢/١٠
١
٠
مامان منم معلم ابتداییه...خیلی خوب بود متنت :)...خسته نباشی...ممنون!
neyosha
neyosha
٩٣/١٢/١٢
١
٠
هوووم :) خــــــــيلي خوب نوشته بوديد:(( .. عاره واقعا سخته تيتر انتخاب كردنش :( تشكـــــــــــــرات(:
فاطمه
فاطمه
٩٣/١٢/١٤
١
٠
برخاسته از دل ,براى شمع وجودت بى کرانه سپاس براى بى کرانه محبتت
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
روزی دنیا را فتح می کند

خوشبختی

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات