امان از دوست که هر چه می‌کشیم از اوست...
ماجراهای اسی جیب بر در اوین

امان از دوست که هر چه می‌کشیم از اوست...

نویسنده : فرانک باباپور

Hello ننه! یعنی سلام ننه! حال کردی؟! نه جان اسی حال کردی؟! این‌جا مهندس را مجبور کرده‌اند به ما انگلیسی یاد بدهد! من فعلا در همین حد یاد گرفته‌ام. اما بعدها بیشتر یاد می‌گیرم و برایت می‌نویسم که تو هم یاد بگیری. انشاءالله که دختر نصرت خانم بتواند انگلیسی بخواند و به تو هم یاد بدهد.

(سلام مینا، حالت خوب است؟ شما را به خدا رضایت بدهید، قول می‌دهم کار کنم و 10 سکه هم اضافه بدهم، فقط شما را به خدا من را از دست این اسی نجات بدهید.)

این پرویز خیلی آدم موزماری است. وقتی دارد نامه‌هایم را می‌نویسد، حس می‌کنم یک چیزهایی از خودش اضافه می‌کند. مینا خانم اصلا رضایت ندهید! حالا درست که من کلاس اول را هم چند بار رد شده‌ام، ولی آن‌قدر اوشگول نیستم که حتی نتوانم چند کلمه را بخوانم! همین‌جا از جانب شما یک عدد کف گرگی نثارش کردم. از این به بعد هم قول می‌دهم نگذارم خزعبلات بنویسد و مزاحم شما بشود! حسابی شیرفهمش کردم که فقط حرف‌‌های خودم را بنویسد.

«امان از دوست... که هر چه می‌کشیم از اوست...» چاکر برادر رحیمی هم هستیم.

راستی ننه، آن آدم کله گنده که آوردند داخل بند ما و در نامه قبل برایت گفتم همان معاون رئیس جمهور قبل بوده است. همین الان آمد، یادم افتاد. وقتی می‌آید داخل بند، من می‌زنم زیر آواز و همه می‌گویند به به! رفیق نامرد بد دردی است... ننه! 

اصل مطلب این‌که خواستم بگویم گویا اسم سبد کالا را عوض کرده‌اند، حواست باشد یک وقت جا نمانی. همانی که پارسال رفتی بگیری و توی صفش روح بابا خدابیامرز آمد جلوی چشمانت! گویا خواسته‌اند امسال اسمش را عوض کنند که دم عیدی مردم یاد روح و عمه مسئولان نیفتند! اسمش را گذاشته‌اند بسته‌های غذا، بسته‌های امنیت، امنیت غذایی، نمی‌دانم، یک چیزی توی همین مایه‌ها! دیدی صفش طولانی است، تکتم را با خودت ببر او برود بگیرد! اگر نیامد بگو اسی چند ماه دیگر آزاد می‌شود و نمی‌آید خواستگاری و این قهرمان ملی کفتربازی از دستش می‌رود. خودش حساب کار دستش می‌آید. 

راستی کفترهایم را ندهی برود، آزاد شدم باید سال دیگر هم در مسابقات ملی کبوتر پرانی کشور شرکت کنم، به گمانم در تیر ماه باشد، دعا کن من هم تا آن موقع آزاد شوم. هر چه باشد یک اسی جیب بر است و کفترهای کاکل دارش. موضوع خیلی حیثیتی است، با بچه‌های بند بغل کلی شرط بندی راه انداخته‌ایم.

آهان، گفتم چند ماه دیگر آزاد می‌شوم یادم آمد، این‌جا خیلی شلوغ پلوغ شده! البته بند ما از بقیه بندها بهتر است. ولی در بندهای دیگر مجبورند شب‌ها روی زمین بخوابند. این پرویز هم راه به راه از بند زن ذلیل‌ها می‌آید و آویزان ما می‌شود. از همه بدتر دستشویی‌هاست که نوبت نمی‌رسد و وسطش صف را ول می‌کنند و می‌روند حمام! بچه‌ها آمار گرفته‌اند که هر سال 600 هزار نفر وارد زندان‌ها می‌شوند. می‌گویند اتفاقا این یکی آمار موثق است و رئیس سازمان زندان‌ها گفته. می‌گویند شاید مجبور شوند زندانی‌ها را به کشورهای دیگر صادر کنند. مثلا خیلی حال می‌دهد من را ببرند پورتوریکویی، ایتالیایی، بورکینافاسویی! یا مثلا ببرندمان سواحل قناری، دیگر از استخر اوین خسته شده‌ایم. این دم آخری یک خارج هم می‌رویم و خارج ندیده نمی‌مانیم. اصلا حیفم می‌آید که آزاد شوم! ولی خب می‌دانم که شما شدیدا دلتنگم هستید. 

مراقب خودت باش. خیلی مخلصیم. اسی. 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Mahziar
Mahziar
٩٣/١١/٢٥
٢
٠
بسیار عالی . فقط تو قسمت بعد بگید اسی از امکانات اون معاون تو زندان هم بیشتر بنویسه ، آیا محافظاش هنوز دور و برش هستند یا نه !!!!!!
faranak_b
faranak_b
٩٣/١١/٢٦
١
٠
خیلی ممنون. درحال برقراری ارتباط با خود اسی خان هستیم ولی هنوز موفق نشدیم. فقط نامه هاشو اشتباهی واسه ما میفرسته نمدونم چرا!! آدرس خونشون یا کد پستی رو اشتباه نوشته فک کنم!! :دی
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٣/١١/٢٥
٢
٠
متن جالبی بود. ولی آوردن اسم بورکینافاسو در کنار اسم ایتالیا و پورتوریکو و سواحل قناری، خیلی عجیب بود!
faranak_b
faranak_b
٩٣/١١/٢٦
١
٠
مرسی. این طفلی بلد نیست اینا هرکدوم کجا هستن و فقط اسمشونو شنیده و از اسمشون خوشش اومده! اون ایتالیا هم تو نامه ی رسیده به من اینتالیا بود که آقای فروزان فکرکردن اشتباه تایپی بوده! :)
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
آهان. اصلا از دیدن اسم ایتالیا خیلی تعجب کردم! نگو اصلش «اینتالیا»، همون آنتالیاست که توسط اسی جیب بر اشتباه تلفظ شده. اینطوری مفهوم رو خیلی خوب می رسوند. ممنون.
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/٢٥
١
٠
یاد یه هفته ای که زندان بودم افتادم!
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١١/٢٦
١
٠
شما هم نامه مينوشتي؟؟؟
faranak_b
faranak_b
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
:) :| :) :|
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٥
١
٠
سلام:خیلی متشکرم.غم نبینید
faranak_b
faranak_b
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
سلام. بنده خیلی متشکرم :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
سلام: زنده باشید وشادکام
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢٥
٢
٢
مثل همیشه قلمی طناز و پخته... (اما این بار کمی محتاط تر نوشتید! انکار نکنید! البته که همینقدر هم اشاره به موضوعاتی اینچنینی غنیمته!) مرسی. لذت بردم.
faranak_b
faranak_b
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
خیلی ممنون. قبول دارم. خیلی کم به اخبار پرداختم چون نمی خواستم متنم طولانی بشه. ممنون لطف دارید :)
PESTEH
PESTEH
٩٣/١١/٢٥
١
٠
باز هم خیلی عای بود( شما تا سایت جیم فیلتر نشه دست بردار نیستید؟)
faranak_b
faranak_b
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
ممنون. شاید ماهم افتادیم زندان و دور دنیا رو دیدیم! خدا رو چه دیدید؟! :)
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١١/٢٦
١
٠
خيلي خوب بود
faranak_b
faranak_b
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
ممنون :) ولی حس کردم منظورتون این بود: اونقدرا خوب نبود! خودمم قبول دارم.
admincheh
admincheh
٩٣/١١/٢٦
١
٠
این اسی هم کلی شانس آورده تو زندان بندش همه حسابی گردن کلفتن:دی
faranak_b
faranak_b
٩٣/١١/٢٧
٠
٠
:)))) آره واقعا!
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١١/٢٦
١
٠
فرانک جان "ماجراهای اسی جیب بر" واقعا دوست داشتنی و جذابن :) حالا جدا قراره مسابقات ملی کبوتر پرانی برگزار شه؟! :| :\ ... hello اولش حسابی ما رو گرفت! خخخ دستت مرسی :))))
faranak_b
faranak_b
٩٣/١١/٢٧
٠
٠
خیلی متشکر. شما لطف دارین. باعث افتخاره که خوشتون اومده. بله واقعا برگزار میشه و تیر همین امسال هم برگزار شده! :)) خواهش میشه :)
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٣/١١/٢٦
١
٠
من که حسابی لذت می برم از خوندن این نامه ها و عاشق شخصیت اسی جیب بر شدم :))) ممنونم فرانک جان
faranak_b
faranak_b
٩٣/١١/٢٧
٠
٠
خیلی خیلی ممنون. شما لطف دارین. خیلی خوشحالم که لذت می برین :) خواهش میشه :)
mr_khas
mr_khas
٩٣/١١/٢٧
٢
٠
به نظر من طنز خوبی بود فقط اون اسی که داره صحبت میکنه اگریک زندانی کفتر باز و با نشانه های یک فرده که تو ذهن همه ی ما هست از اول تا آخر یک بار مثل یک مجرم واقعی ، یک بار به سبک یک آدم تحصیل کرده و اصطلاحات سنگین و قصار استفاده می کنه و یک بار هم لحنش کاملا عادی و خنثی هست انگار نامه رو چند نفر جدا گانه نوشته اند ... ممنون
faranak_b
faranak_b
٩٣/١١/٢٧
٠
٠
ممنون. انتقاد به جایی کردید. ولی این اسی اصولا تحلیل و جمله ی قصار و ... بلد نیست. هرجا هم خبر یا جمله ی قصاری استفاده کردم سعی کردم بگم که از بقیه میشنوه! خودش حتی اسم ها و تفاوتهاشون رو نمی دونه! این رو هم با کلماتی مثل گویا، می گویند و ... نشون دادم. ولی خب بازم باید بیشتر سعی کنم که اسی رو یک آدم زودباور و ساده و خیلی بلندپرواز نشون بدم. خیلی خیلی ممنون. :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣