خودش را گریم می‌کند و لبش را قرمز پر رنگ که تغییر زاویه لبانش نسبت به بینی‌اش بیشتر مورد توجه قرار گیرد. لباس‌هایش را می‌پوشد. وارد صحنه می‌شود. می‌خندد و می‌خنداند و می‌خندند. رفیق همکارش را سال‌ها می‌شناسد. آن‌ها با هم بزرگ شده‌اند و با هم تصمیم گرفتند، بخندند و بخندانند، آن هم وقتی فهمیدند گریه و زاری برای حجم انبوه غم و غصه‌هایشان کم است.

صبح‌ها تمرین می‌کنند که چطور راه بروند و بیایند. شب‌ها هنگام خواب تمرین می‌کنند چطور لبخند بزنند. با همه عکس می‌گیرند و هر کاری می‌کنند که از فرط خنده عکاس دستش بلرزد و همه جا تار و تیره بیفتد و خودشان دو تا واضح‌تر بیفتند تا خنده‌شان بیشتر معلوم شود. تا غم‌های‌شان کمتر  جلوه کند. تا نشان دهند: *زندگی نفس کِش می‌خواد... هر مشکلی طرفت میاد...

 

 PHOTO BY:ATIYEH JANMALEKI

========

منبع:

http://satreman.blogfa.com/post/5

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
اییییییی://////.متنتون عالی بود مخصوصا جمله اخر.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
سلام ودرود برشما:مسرور و تندرست باشید.
عطیه جانملکی
عطیه جانملکی
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
سپاسگزام جیمی های عزیز
پربازدیدتریـــن ها
نامه ام را به دستش برسانید

راستی خدا...

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
آماده تر از همیشه

کار دل دلدادگی و کار او دل کندن است

٩٧/٠٣/٠٣
شعری سروده خودم

شرمسار

٩٧/٠٣/٠٢
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
خارج از شهر و خارج از مرز!

رانده شدن به حاشیه شهر

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

عشق شاید که بشکند من را...

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

امید آخر شد افسانه

٩٧/٠٣/٠١
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
عاشقی بی‌همتاترین حس زندگی‌ست

سر مشق عشق

٩٧/٠٣/٠١
لحظه ای را از دست ندهید

مسابقه بزرگ

٩٧/٠٢/٣١
در حسرت خرید دوربین

آرزو یا افسانه

٩٧/٠٣/٠٣
شعری سروده خودم

نحس

٩٧/٠٣/٠٥
استغفر اللهَ ربی و اتوب علیه

داروی بی موقع

٩٧/٠٢/٣١
اصلا مهم نیست چه زمانی برگردی

جمله ات را تمام نکن! برو...

٩٧/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

بیا آقاجان

٩٧/٠٢/٣٠